امام صادق علیه السلام
«احذر من الناس ثلاثة الخائن و الظلوم و النمام لأن من خان لك خانك و من ظلم لك سيظلمك و من نم إليك سينم عليك‌».
تحف العقول ص۳۱۶

از سه کس بپرهیز: یکی خائن، یکی ظلوم و ظلم کننده و یکی هم سخن چین و نمام. این حدیث خیلی عجیبی است نثر الدرر!

حالا خود روایت تعلیل دارد «لأن من خان لك خانك» خیلی عجیب است کسی اگر برای تو، به نفع تو خیانت کند، یک روزی هم به نفع دیگری به تو خیانت خواهد کرد. همین را اگر بعضی بفهمند چقدر عوض می‌شود جامعه.

«و من ظلم لك سيظلمك» کسی که به خاطر تو بر دیگری ظلم کند این معلوم می‌شود که ابائی از ظلم کردن ندارد یک روزی هم به نفع دیگری به تو ظلم می‌کند. این را هم اگر بعضی می‌فهمیدند خیلی دنیا عوض می‌شد.

«و من نم إليك سينم عليك‌» کسی که از دیگران پیش تو سخن‌چینی می‌کند این مال تو را هم سخن‌چینی پیش کسی دیگر خواهد کرد. خیلی عجیب است روایات! گاهی وقت‌ها یک شخصی که حالا یک شخصیتی دارد، مقامی دارد، وجاهتی دارد، افرادی می‌آیند پیش او سخن‌چینی برای او می‌کنند، نسبت به بعضی تصمیماتی می‌گیرد خبر ندارد که فردا باز یک عده دیگر از این سخن‌چینی می‌کنند. واقعا این جمله را باید با نمی‌شود گفت با طلا نوشت، چیزی نیست که بخواهد این جمله را با آن نوشت، باید گفت این جمله را باید با قلب مؤمن نوشت، قلب مؤمن است که می‌تواند این‌ها را در خودش جا بدهد و بگیرد و عمل کند.

«لأن من خان لك خانك» چقدر زیبا، مختصر، پُر محتوا! من نمی‌خواهم تطبیق کنم، این تطبیق دارد در همه مراحل، یعنی همان طور که در جلسه قبل گفتم این نسبت به خود شخص قابل تطبیق است، نسبت به خانواده قابل تطبیق است. اگر فرزند شما به خاطر شما خیانت کرد بدان یک روزی هم علیه شما خیانت خواهد کرد، دل‌خوش نباش که فرزندت به جهت شما و به رعایت شما خیانت کرده، خانواده را بگیر، جامعه تحصیل را بگیر، جامعه کار را بگیر، شهر را بگیر، مملکت را بگیر. «ومن ظلم لك سيظلمك و من نم إليك سينم عليك».

امیدوار هستیم که ان‌شاءالله به حرمت و عنایت خود اهل بیت عصمت و طهارت [علیهم السلام] مورد عمل به دستورات دین قرار بگیریم ان‌شاءالله.

روایات اهل بیت علیهم السلام را وقتی مطالعه می‌کنید یا وقتی می‌خواهید برای مردم بگویید، روایت اهل بیت عصمت و طهارت را مثل خورشید ببینید، مثل شمع نبینید. مقصودم این است که تارة این روایت را خود آن را می‌بینید همین معنای تحت اللفظی آن، این می‌شود دیدن کلام به مثل دیدن شمع و به اندازه نور شمع هم نصیب شما می‌شود، بیشتر نصیب تو نمی‌شود اما اگر این کلام را به منزله یک خورشیدی دیدی، خورشید ببینید چه نورافشانی دارد، خورشید عقیق را در دل کوه درست می‌کند، فیروزه را دل کوه درست می‌کند، حیوان را پرورش می‌دهد، گیاه را پرورش می‌دهد، انسان را پرورش می‌دهد، کرات پرورش پیدا می‌کنند، این خورشید یک موجودی است که به جهات مختلف فائده می‌رساند و به جهات مختلف اشعه‌پراکنی دارد. شما کلمات اهل بیت عصمت و طهارت را مثل خورشید ببینید، اگر مثل خورشید ببینید دیگر می‌بینید خیلی معانی بسیار وسیعی پیدا می‌کند، در مورد همین جمله در مورد مرکب انسان هم صادق است، در مورد رفیق انسان صادق است. جملات اهل بیت عصمت و طهارت را این را در نظر داشته باشیم همیشه مثل خورشید ببینید، نه مثل شمع، اگر مثل خورشید ببینید طور دیگری استفاده می‌کنید و طور دیگری می‌توانید به مردم ارشاد کنید و در عمل به آن هم و در فهم آن هم باز باید از خودشان کمک خواست، چون کلمات اهل بیت عصمت و طهارت یک مقدار آن اکتسابی است باید آدم درس بخواند چیزی یاد بگیرد ولی یک مقدار آن تفضلی است، تفضل است واقعا. شما ببینید یک روایت را شما ده مرتبه خواندید یک مقدار چیزهایی فهمیدید یکی دیگر همان روایت را برای شما می‌خواند یک چیزهایی می‌گویید که اصلا می‌گویی عجب این‌ها هم از همین روایت در می‌آمد!، علی ای حال بگذریم.

پیمایش به بالا