همان روایتی را که از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بعضی از فقرات آن را تا به حال خواندیم. یک فقره دیگر آن را قرائت میکنیم، واقعا روایت عجیبی است و لذا شیعیان اسم آن را گذاشتند نثر الدرر.
«ثلاث من كن فيه فهو منافق و إن صام و صلى من إذا حدث كذب و إذا وعد أخلف و إذا اؤتمن خان».
معیار برای تشخیص منافق در هر روزگاری سه چیز است که اگر این سه چیز در کسی بود او منافق است و إن صام و صلى. «بنی الاسلام علی خمس»،[1] صوم و صلاة دو مورد از آنها است ولو اینها را داشته باشد یعنی قبل از اینها را دیگر دارد، توحید و نبوت و معاد و اینها را همه را دارد ولو برسد به این مرحلهای که «و إن صام و صلى».
«من إذا حدث كذب» کسی که وقتی حدیثی بکند و گفتاری داشته باشد دروغ بگوید «و إذا وعد أخلف» و کسی که وقتی وعده میدهد تخلف کند «و إذا اؤتمن خان» و اگر مؤتمن قرار گرفت و به او اعتماد شد خیانت کند.
آن وقت شما این را حساب کنید در تمام ابعاد چه معنای وسیعی پیدا میکند، انسان نسبت به خودش میتواند منافق باشد یعنی از خود شروع کنید، انسان نسبت به خودش منافق شود. «إذا حدث كذب» با خودش حدیث بگوید ولی دروغ بگوید به خودش، خیلی میشود آدم به خودش دروغ میگوید و لذا یک چیزهایی که برای خودش نیست تصور میکند که برای او هست بلند پروازی میکند، ادعا میکند مقامهایی را که ندارد. «و إذا وعد أخلف» گناه کرده با خودش وعده میکند که دیگر گناه نکند مخالفت نکند، باز مخالفت میکند. «و إذا اؤتمن خان» خودش را امین قرار میدهد برای زندگی خودش، در زندگی خودش خیانت میکند. انسان به زندگی خودش هم میتواند خیانت کند، وقتی نِعمی که برای انسان هست انسان درست از آن نعمتها استفاده نکند به خودش خیانت کرده چون ایمن قرار داده شده این انسان برای استفاده از این نِعم به نحو صحیح، حالا اگر خیانت کند و درست استفاده نکند، انسان نسبت به خودش میشود منافق.
حالا بیایید در جامعه خانواده، در یک خانواده در بین یک زن و شوهر، حالا فرزند هم اگر باشد، منافق پیدا میشود «إذا حدث كذب» حدیث اگر میگوید دروغ بگوید به زن و بچهاش «و إذا وعد أخلف» اگر وعده داد مخالفت کند «و إذا اؤتمن خان» همسرش او را امین قرار میدهد خیانت کند، همسرش او را امین قرار میدهد در مالش، در امورش خیانت میکند. منافق در خانواده هم پیدا میشود.
یک مقدار بیاید بالاتر در جامعه تحصیل در یک کلاس درس همین طور است منافق هست ممکن است استاد منافق باشد یا شاگرد منافق باشد اگر از اینها باشد «إذا حدث كذب و إذا وعد أخلف».
در جامعه کار، در کارخانه، در جامعه کار اگر کارفرما حدث اما کذب، حدیث کند و دروغ بگوید، به کارگرهایش وعده بدهد و أخلف، کارگرها او را امین خودشان قرار دهند در این که به امور آنها رسیدگی شود از جهات مختلفی که وظیفه کارفرما هست ولیکن او خیانت کند، در این کارخانه منافق پیدا شده.
حالا بیاید بالاتر در جامعه، شهر، استاندار شهر، در یک جامعه شهری در یک جامعه استانی اگر استاندار حدث و کذب، حدیث کند دروغ بگوید، وعده بدهد مخالفت کند این منافق است، مورد اعتماد و مؤتمن مردم قرار بگیرد و خیانت کند، خیانت هم از یک شاهی صنار شروع میشود تا میلیارد میلیارد، فرقی نمیکند، خیانت خیانت است، خیانت هم فقط در مال نیست، خیانت در مال هست، در عرض و آبرو هست، در همه هست.
حالا بیاید باز بالاتر، بیاید در سطح یک مملکت باز همین میشود اگر حدث و کذب «إذا وعد أخلف» اگر وعده بده و مخالفت کند «إذا اؤتمن» مردم به او اعتماد کردند او را امین شمردند و او خیانت کند، ببینید همین جمله اگر بخواهد عمل شود در جامعه چقدر از مشکلات حل میشود!
«ثلاث من كن فيه فهو منافق و إن صام و صلى» نماز جماعت هم برود، امام جعفر صادق علیه السلام است دارد میفرماید کسی که به باطن وجود آگاه است، نه فقط انسان، به باطن وجود آگاه است. چون اینها علم حضوری دارند نسبت به موجودات، به باطن وجود اینها آگاه هستند، ما یک چیزی از وجودات میبینیم، از موجودات میبینیم به قول ملاصدرا خَیالٌ فی خیال آنچه که نصیب ما هست خَیالٌ فی خیال. «من إذا حدث كذب و إذا وعد أخلف و إذا اؤتمن خان».
امیدوار هستیم که انشاءالله مورد عمل به دستورات دین قرار بگیریم و بعد باز افراد را توجیه کنیم به دستورات ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین که ابناء شیعه از برکات ائمه علیهم السلام، اقوال ائمه علیهم السلام، افعال ائمه علیهم اسلام انشاءالله بهرمند شویم.
[1]) عن الفضيل بن يسار عن أبي جعفر علیه السلام قال: بني الإسلام على خمس على الصلاة و الزكاة و الحج و الصوم و الولاية الحديث. وسائل الشيعة ج1 ص13