امام صادق علیه السلام
«لَا يَكُونُ الْأَمِينُ أَمِيناً حَتَّى يُؤْتَمَنَ عَلَى ثَلَاثَةٍ فَيُؤَدِّيَهَا عَلَى الْأَمْوَالِ وَ الْأَسْرَارِ وَ الْفُرُوجِ وَ إِنْ حَفِظَ اثْنَيْنِ وَ ضَيَّعَ وَاحِدَةً فَلَيْسَ بِأَمِين‏»
تحف العقول ص۳۱۶

می‌فرماید شخص امین نیست مگر این که مؤتمن بر سه چیز بشود و آن سه چیز را کامل انجام بدهد. یکی امین بر اموال بشود؛ اموال جمع محلی به «ال» است، جمع محلی به «ال» در اصول خواندید یا بالوضع دلالت بر عموم می‌کند یا بالاطلاق و مقدمات حکمت دلالت می‌کند. در نتیجه معنی این می‌شود که اگر امین بر اموال شد درست انجام بدهد و خیانت نکند چه مال قلیل باشد و چه مال کثیر باشد.

بعضی هستند به ده میلیون و صد میلیون و این قدرها لغزش پیدا نمی‌کند، اما وقتی مبلغ زیاد می‌شود لغزش پیدا می‌کند.

آن هم بدون این که هیچ کسی متوجه بشود، هیچ کس هم او را کنترل نمی‌کند چون مقصود این است و الا اگر کسی او را کنترل بکند آن کنترل امین است، این که امین نیست، اگر یک کسی این آدم را کنترل نکند و این آدم امین بر اموال باشد چه قلیل و چه کثیر. این شرط اول.

خیلی این مهم است. در همین جامعه ما اگر همین قسمت اول محقق می‌شد چقدر از مشکلات حل می‌شد، که امین بر اموال مردم باشد و خیانت نکند چه مال کم باشد و چه مال بسیار باشد، گاهی وقت‌ها وقتی مال بسیار بشود پایش می‌لرزد، توجیه می‌کند برای خودش، می‌گوید بقیه دارند می‌برند چرا ما نبریم، بعد مال، مال مملکت هست و من هم جزء مملکت هستم، هیچ، صغری کبری می‌چیند. یکی امانت بر اموال است.

«و الاسرار»؛ امین باشد بر اسرار. این باز مشکل‌تر است چون خاصیت انسان این است که حرف بزند، شما دیدید در مجلسی که هستید هر کسی بنا دارد که اظهار وجود کند و اخبار بدهد بگوید من اخبار بیشتر دارم، صحبت که می‌شود اگر یک کسی دو تا خبر بدهد این یکی دیگر ساکت نمی‌شنید بالاخره یک خبری می‌دهد، یعنی بنا و ذات آدم به این است که می‌خواهد حرف بزند و آنچه که در درونش هست بیرون بیندازد. حالا اگر کسی امین بر اسرار مردم شد، می‌آید از شما وام می‌گیرد، لزومی ندارد هر جا می‌نشینید بگویید فلانی وام می‌خواست و ما به او کمک کردیم، یا مریضی داشته و آمده شما او را راهنمایی کردید به دکتری، فلانی مبتلا به چه مرضی هست، این‌ها همه می‌شود سرّ، اگر امین بر اسرار بود و خیانت نکرد… و این خیلی مشکل است گاهی وقت‌ها افشاء بعضی از اسرار، آدم را بالا می‌برد و طرف را پایین می‌آورد و انسان فریب می‌خورد آن سرّ را فاش می‌کند که خودش بالا برود و طرف پایین بیاید.

و یکی فروج است. و این هم مسأله مهمی است امانت بر فروج، یک مرتبه پیرزن هشتاد ساله، صد ساله پیش طرف می‌گذارند آن هم شل و کور… این هم مشکل است واقعا! لذا کسانی که توانستند در مقابل فروج خودشان را حفظ کنند کسانی هستند که به آن‌ها تعبیر خواب افاضه شده است. آن طوری باید بتواند خودش را حفظ بکند در مقابل فروج، یعنی هیچ مشکلی نداشته باشد، هیچ کسی هم خبری نداشته باشد هیچ کاری هم نمی‌شود در عین حال بتواند خودش را حفظ کند، اگر کسی این طور بود امین است.

بعد مهم این است که بر فرض صدور روایت حضرت می‌فرماید شرط امانت جمع این سه تا است، اگر دو تا را داشته باشد و یکی را نداشته باشد امین نیست. این خیلی مهم است. یکی ممکن است در مقابل فروج و در مقابل اسرار امین باشد و در مقابل اموال نباشد یا بالعکس، کسی امین است که در مقابل هر سه امین باشد.

این‌ها اگر نوشته بشود واقعا سرمشق مردم قرار بگیرد از کوچک تا بزرگ، یعنی در خانواده هم این مورد عمل واقع بشود، در خانواده اگر شوهر یک سرّی به زن خود گفت زن فاش نکند، زن یک سرّی به شوهر خود گفت شوهر فاش نکند، امین باشد بر اموال نه این که حالا اگر مال خانم پیش شوهر هست تا احتیاج پیدا کرد بدون اجازه او تصرف کند. بیاید بالاتر در محیط آموزش در محیط کار، در محیط جامعه، حالا شهر روستا تا برسد به مملکت، واقعا این کلمات را با طلا هم بنویسند کم است، با هر چه بنویسند کم است.

پیمایش به بالا