میفرماید بیناترین دیدهها، بصیرترین چشم آن چشمی است که در خیر نفوذ داشته باشد یعنی دنبال خیر باشد و همان طور که انسان نسبت به یک چیزی که برای او مورد علاقه هست و اهمیت دارد، دیده نافذ نسبت به آن دارد، نسبت به خیر انسان باید این طور باشد. اگر این طور باشد همیشه انسان بهترین خیر را انتخاب میکند چون دیده نافذ دارد در امور خیر، بهترین خیر را انتخاب میکند.
خیر یک معنای وسیعی دارد، مهمترین خیر، خیر آخرت است و خیر دنیا هم مقدمه برای خیر آخرت است، از مهمترین خیرها ولایت اهل بیت علیهم السلام است. «إن أبصر الأبصار ما نفذ في الخير مذهبه» یعنی در بحث ولایت هم دیده نافذ داشته باشد با بصیرت کامل مبحث ولایت را دنبال کند. یکی از اهم خیرات مباحث اعتقادی است، معرفت باری تعالی است، عبودیت است، با دیده نافذ به عبودیت نظر کند، پس خیر فقط مقصود خیر دنیوی نیست، مال و منال نیست، خیر اعم است. یکی از انواع خیر علم است، بصیرترین دیده، دیدهای است که نافذ باشد در علم یعنی دنبال علمی برود که مفید باشد و علم را با دیده نافذ مورد دقت و دیدن خودش قرار دهد. پس جمله اول این شد «إن أبصر الأبصار ما نفذ في الخير مذهبه».
«و أسمع الأسماع ما وعى التذكير و انتفع به» شنواترین گوشها آن است که تذکر را بشنود و از آن منفعت ببرد و بهرمند شود. این میشود شنواترین گوشها، بهترین گوش این گوش است که تذکر بشنود و از آن انتفاع ببرد و آن را به کار ببندد.
شما حالا حساب کنید چه مقدار ما تذکرات از اهل بیت عصمت و طهارت [علیهم السلام] در مطالب و مسائل اخلاقی داریم، اخلاق فردی، اخلاق خانواده، اخلاق محیط آموزش، اخلاق محیط کار، اخلاقی که بین حاکم یعنی صاحب حکومت و رعیت است. تذکراتی که ائمه علیهم السلام دادند در تمام ابعاد زندگی بشر کافی است ولی گوش شنوا میخواهد اگر حاکمین گوش بدهند به تذکراتی که اهل بیت عصمت و طهارت [علیهم السلام] نسبت به حکام فرمودند، عهد نامه مالک اشتر، از آن طرف اگر رعیت هم گوش بدهد به تذکراتی که اهل بیت عصمت و طهارت [علیهم السلام] نسبت به رعیت فرمودند، آن وقت شما ببینید چه جامعهای محقق میشود. در تمام ابعاد شما این را حساب کنید.
امر به معروف و نهی از منکر یک نوع تذکر است، شنواترین گوشها آن است که امر به معروف و نهی از منکر را بشنود ولی امر به معروف و نهی از منکر با شرائط آن، با دقائقی که در آن هست که اگر به خاطرتان باشد یک روایتی را راجع به کسی که میخواهد امر به معروف و نهی منکر کند سابق برای شما خواندم.
«أسلم القلوب ما طهر من الشبهات» سالم ترین قلبها، قلبی است که از شک و شبهه پاک باشد، ببینید قلب میدانید در اصطلاح روایات اهل بیت علیهم السلام این عضو ماهیچهای نیست بلکه مقصود عبارت است از آن روحی که مدبر انسان است و انسان را اداره میکند. حالا اگر قلب مشوب به شک و شبهه باشد این قلب میشود قلب آلوده، قلب آلوده تمام کارهای آن، سخنانش، نگاهش، افکارش همه میشود آلوده، منشأ همه اینها قلب است، شما اگر میبینید در جامعه عدهای فکر آلوده دارند این به خاطر این است که قلب او شبهه دارد، اگر میبینید که رفتار ناپسند دارد، رفتار آلوده دارد این به خاطر این است که قلب پاک نیست، قلب اگر پاک باشد دست میشود پاک، زبان میشود پاک، چشم میشود پاک، پا میشود. پاک لذا یکی از مهمترین اموری که برای طلاب لازم هست آشنایی با شبهات و دفع شبهات است. مقصود از شبهات هم اعم است شبهه اعتقادی باشد، شبهه در احکام باشد، شبهه در اخلاق باشد، همه اینها شبهه است.
حالا شما حساب کنید وعاظ و کسانی که برای مردم میخواهند وعظ کنند زمان بگیرید ببینید چه مقدار از زمان صرف رفع شبهات اخلاقی میشود، چقدر رفع شبهات مربوط به احکام میشود، چقدر مربوط به رفع شبهات اعتقادی میشود. ما راه را گم کردیم وقتی راه را گم کردیم به بیراهه میرویم وقتی به بیراهه رفتیم معلوم نیست از کجا سر در بیاوریم. لذا کسانی که به معنی واقعی روحانی هستند، مبلّغ دین هستند این است، باید سعی کنند در تطهیر قلوب از شبهات. البته اول باید قلب خود شخص پاک از شبهات باشد، ولی میخواهم بگویم این مهم است.
واقعا روایت عجیبی است، همه کلمات اهل بیت علیهم السلام عجیب است، همین روایت اگر سرمشق قرار بگیرد در یک جامعه، هر جامعهای را که شما در نظر بگیرید، از جامعه خانواده شروع کنید، آموزش و کار تا برسید به حکومت تا برسد به جامعه کل جهان.
«إن أبصر الأبصار ما نفذ في الخير مذهبه و أسمع الأسماع ما وعى التذكير و انتفع به أسلم القلوب ما طهر من الشبهات».
امیدواریم که انشاءالله مورد عمل به دستورات اهل بیت عصمت و طهارت [علیهم السلام] قرار بگیریم.