ویرایش محتوا

جلسه ۱

جلسه ۳

جلسه ۴

جلسه ۵

جلسه ۶

جلسه ۷

جلسه ۸

جلسه ۹

جلسه ۱۰

جلسه ۱۱

جلسه ۱۲

جلسه ۱۳

جلسه ۲۳

و قد یستدلّ على البراءه بوجوه غیر ناهضه، منها: استصحاب البراءه المتیقّنه حال الصغر أو الجنون و فیه: أنّ الاستدلال مبنیّ على اعتبار الاستصحاب من باب الظنّ، فیدخل أصل البراءه بذلک فی الأمارات الدالّه على الحکم الواقعیّ، دون الاصول المثبته للأحکام الظاهریّه.

مروری بر مباحث گذشته در ادله برائت

استدلال بعضی از علماء به ادله دیگر بر برائت

دلیل اول: استصحاب

اشکالات مرحوم شیخ (قدّس ‌سرّه) بر استدلال به استصحاب برائت

تقریر اشکال اول براساس چند مقدمه:

مقدمه اول:

مقدمه دوم:

مقدمه سوم:

نتیجه مقدمه سوم

مقدّمه چهارم:

کیفیت اشکال اول مرحوم شیخ (قدس سره) بر استصحاب برائت

ادله سه گانه قائلین به عدم استدلال به استصحاب بر برائت

عدم ترتّب «عدم العقاب و جواز الفعل» بر مستصحبهای سه گانه

تطبیق عبارت مرحوم شیخ (قدس سره)

عدم ترتّب مقارنات اتفاقیه مستصحب های سه گانه بر استصحاب

صحت استدلال دو گروه به استصحاب بر برائت

اشکال دوم مرحوم شیخ (قدس سره) بر استصحاب برائت

تطبیق عبارت مرحوم شیخ (قدس سره)

دلیل دوم: عسر و حرج بودن إحتیاط

تبین دیدگاه اخباریین و مجتهدین در جریان احتیاط

تطبیق عبارت مرحوم شیخ (قدس سره)

دلیل سوم: متعذّر بودن إحتیاط

تطبیق عبارت مرحوم شیخ (قدس سره)

جلسه ۲۴

احتجّ للقول الثانی، و هو وجوب الکفّ عمّا یحتمل الحرمه بالأدلّه الثلاثه، فمن الکتاب طائفتان إحداهما ما دلّ علی النهی عن القول بغیر العلم، فإنّ الحکم بترخیص الشارع لمحتمل الحرمه قولٌ علیه بغیر علمٍ و افتراءٌ حیث إنّه لم یأذن فیه. و لایرد ذلک علی أهل الإحتیاط.

مروری بر مباحث گذشته در ادله برائت

بررسی دلیل دوم درباره احتیاط در شبهات تحریمیّه

استدلال اخباریین به آیات قرآن بر لزوم احتیاط

۱ـ تقریب استدلال به آیات ناهیه از افتراء

اشکال بر استدلال به آیات ناهیه و جواب نقضی مرحوم شیخ (قدس سره)

۲ـ تقریب استدلال به آیات آمره به تقوا

ادله قرآنی مرحوم شهید (قدس سره) بر مشروعیت احتیاط
آیه اول:
آیه دوم:
آیه سوم:
آیه چهارم:
آیه پنجم:

جواب مرحوم شیخ (قدس سره) به طایفه اول از آیات

جواب نقضی مرحوم شیخ (قدس سره)
جواب حلّی مرحوم شیخ (قدس سره)

جواب مرحوم شیخ (قدس سره) به طایفه دوم از آیات

جواب اول
مناقشه در پاسخ مرحوم شیخ (قدس سره) و جواب از آیه «تنازع»
جواب دوم

تطبیق عبارت مرحوم شیخ (قدس سره)

توضیح و تطبیق جواب دوم

استدلال دوم اخباریین بر وجوب احتیاط به روایات

دلالت طائفه اول از روایات بر توقف هنگام شبهه

نکته اول:

نکته دوّم:

تطبیق دلیل دوم اخباریین

تطبیق طایفه اول از روایات

تطبیق طایفه دوم از روایات

تطبیق جواب اول و دوم و ردّ آنها

ذکر روایات طائفه دوم و تطبیق آن

جلسه ۲۵

جلسه ۲۶

و الجواب: أنّ بعض هذه الأخبار مختصّ بما إذا کان المضیّ فی الشبهه اقتحاما فی الهلکه، و لا یکون ذلک إلّا مع عدم معذوریّه الفاعل‌؛ لأجل القدره على إزاله الشبهه بالرجوع إلى الإمام علیه السّلام أو إلى الطرق المنصوبه منه علیه السّلام، کما هو ظاهر المقبوله، و موثّقه حمزه بن الطیار، و روایه جابر، و روایه المسمعیّ.

تطبیق جواب سوم مرحوم شیخ (قدس سره) از روایات توقف

جواب چهارم مرحوم شیخ (قدس سره) از اخبار توقف در ضمن سه مرحله

مرحله اول:

مرحله دوم:

دو خصوصیت برای احکام ارشادیه

۱ـ تبعیت امر ارشادی از «مرشدٌ إلیه»
۲ـ عدم ثواب و عقاب بر امتثال اوامر ارشادی

صور هلاکت محتمله در شبهات

صورت اول: هلاکت محتمله بخاطر عقاب اخروی

موارد چهارگانه امر ارشادیِ وجوبی بودن امر به توقف
مورد یکم:
مورد دوم:
مورد سوم:
مورد چهارم:

صورت دوم: هلاکت محتمله غیر عقاب اخروی

مرحله سوم از جواب چهارم:

تطبیق جواب چهارم مرحوم شیخ (قدس سره)

تطبیق مرحله اول

تطبیق مرحله دوم

تطبیق مرحله سوم

تطبیق خلاصه جواب چهارم

جلسه ۲۷

جلسه ۲۸

و منها: أنّ أخبار البراءه أخصّ؛ لاختصاصها بمجهول الحلّیه و الحرمه، و أخبار التوقّف تشمل کلّ شبهه، فتخصّص بأخبار البراءه.

تبیین وجه پنجم و جواب دهم از اخبار توقف.

دلایل مرحوم شیخ (قدس سره) بر بطلان جواب دهم

۱ـ دلیل اول

تطبیق وجه پنجم و جواب دهم
تطبیق دلیل اول مرحوم شیخ (قدس سره) بر بطلان جواب دهم
تبیین دو نکته برای فهم جواب مرحوم شیخ (قدس سره)
نکته اول:
نکته دوم:
وجوه تأمل مرحوم شیخ (قدس سره) در جواب مذکور
وجه اول:
وجه دوم:

تطبیق عبارت مرحوم شیخ (قدس سره)

۲ـ دلیل دوم

تطبیق دلیل دوم مرحوم شیخ (قدس سره) بر بطلان جواب دهم

نتیجه نهایی در دلالت طایفه دوم از روایات احتیاط

بررسی طایفه سوم از روایات دال بر وجوب احتیاط

روایت اول: صحیحه عبدالرحمن ابن الحجّاج

تطبیق طایفه سوم از روایات بر وجوب احتیاط

تطبیق روایت اول: صحیحه عبدالرحمن ابن الحجّاج

تطبیق روایت دوم: موثّقه عبدالله ابن وضّاح

تطبیق روایت سوم: روایه الأمالی

تطبیق روایت چهارم: روایه عنوان البصری

تطبیق روایت پنجم: ما أرسله الشهید قدس‌سره

تطبیق روایت ششم: ما أرسله الشهید أیضاً

تطبیق روایت هفتم: ما اُرسل عنهم علیهم ‌السلام

جلسه ۲۹

جلسه ۳۰

جلسه ۳۱

هذا، و الذی یقتضیه دقیق النظر: أنّ الأمر المذکور بالاحتیاط لخصوص الطلب الغیر الإلزامیّ؛ لأنّ المقصود منه بیان أعلى مراتب الاحتیاط، لا جمیع مراتبه و لا المقدار الواجب.

جواب سوم به روایت أمالی

ارائه قرائنی بر دلالت روایت بر اعلی مراتب احتیاط

قرینه اول:

قرینه دوم:

اشکال و دفع آن

تطبیق جواب سوم به روایت أمالی

جواب از سایر روایات طائفه سوم

تطبیق جواب از سایر روایات

اشکالات مرحوم محقق(قدس سره) بر روایت پنجم

اشکال اول:

اشکال دوم:

ردّ کلام محقق(قدس سره) توسط مرحوم شیخ(قدس سره)

اولاً: مسئله اصولی نبودن «ما نحن فیه»

ثانیاً: خبر واحد نبودن «ما نحن فیه»

ثالثاً: حجت بودن خبر واحد در مسئله اصولی

رابعاً: ریبه نبودن تکلیف

تطبیق اشکالات مرحوم محقق(قدس سره) بر روایت پنجم

تطبیق ردّ کلام محقق(قدس سره) توسط مرحوم شیخ(قدس سره)

طائفه چهارم از روایات مورد استدلال اخباریین

وجه استدلال به روایات تثلیث

روایت اول: مقبوله عمر بن حنظله

قرینه اول: وجوب عمل به خبر مشهور
نکته
قرینه دوم: کلمه «نجی من المحرمات»
قرینه سوم: کلمه «وقع فی المحرمات»
قرینه چهارم: کلمه «و هلک من حیث لا یعلم»

تطبیق استدلال اخباریین به طایفه چهارم از روایات (روایات تثلیث)

تطبیق مقبوله عمر بن حنظله

تطبیق نحوه استدلال روایات تثلیث بر وجوب احتیاط

تطبیق قرینه اول بر استدلال به اخبار تثلیث

تطبیق قرینه دوم بر استدلال به اخبار تثلیث

تطبیق قرینه سوم بر استدلال به اخبار تثلیث

تطبیق قرینه چهارم بر استدلال به اخبار تثلیث

جلسه ۳۲

جلسه ۳۳

جلسه ۳۴

و الجواب: أوّلا: یا عبارت ما دارد: أقول اوّلاً منع تعلّق تکلیف غیر القادر على تحصیل العلم إلاّ بما أدّى إلیه الطرق الغیر العلمیّه این را هم بارها عرض کردیم که از نظر ادبی «ال» بر سر «غیر» نباید بیاید و غلط مصطلح است یا صفت برای طرق بگیرید! المنصوبه له، فهو مکلّف بالواقع بحسب تأدیه هذه الطرق، لا بالواقع من حیث هو، و لا بمؤدّى هذه الطرق من حیث هو حتّى یلزم التصویب أو ما یشبهه؛ لأنّ ما ذکرناه هو المتحصّل من ثبوت الأحکام الواقعیّه للعالم و غیره و ثبوت التکلیف بالعمل بالطرق.

مروری بر دلیل سوم اخباریین(دلیل عقلی) بر وجوب احتیاط

جواب اول مرحوم شیخ (قدس سره) به اخباریین

احتمالات سه گانه درباره طرق علم به احکام واقعی

بطلان احتمال دوم و سوم و ثبوت احتمال اول

جواب دوم مرحوم شیخ (قدس سره) به اخباریین

تطبیق جواب مرحوم شیخ (قدس سره) به اخباریین

نحوه دوم دلیل عقلی اخباریین(وجوب دفع ضرر محتمل) بر وجوب احتیاط

اقسام اصاله الاحتیاط

دلایل قائلین به اصاله الاحتیاط قبل از شرع

دلیل اول
دلیل دوم

اقوال سه گانه درباره احتیاط قبل از شرع

تقریب استدلال به دلیل اصاله الحذر در افعال

جواب از نحوه دوم دلیلی عقلی بر وجوب احتیاط

کیفیت استدلال شیخ طوسی (قدس سره) بر اصاله الاحتیاط و جواب آن

تطبیق نحوه دوم دلیل عقلی بر وجوب احتیاط

جلسه ۳۵

و ینبغی التنبیه على امور: الاوّل: أنّ المحکیّ عن‌ المحقّق‌ التفصیل‌ فی اعتبار أصل البراءه بین ما یعمّ به البلوى و غیره، فیعتبر فی الاوّل دون الثانی، و لا بدّ من حکایه کلامه قدّس سرّه فی المعتبر و المعارج حتّى یتّضح حال النسبه، قال فی المعتبر.

خلاصه مطالب گذشته

تنبیهات برائت

تنبیه اول: جریان برائت در شبهه عامّ البلوای ناشی از فقد نص‌

نکات استفاده شده از طرح کلام مرحوم شیخ (قدس سره)

نکته اول
نکته دوم

تبیین کلام مرحوم محقق (قدس سره) در معتبَر

اقسام استصحاب از منظر مرحوم محقق (قدس سره)
۱ـ اصحاب حال عقل (استصحاب برائت اصلیه)
۲ـ استصحاب «عدم الدلیل دلیل است بر عدم»
۳ـ استصحاب حال الشرع

تبیین کلام مرحوم محقق (قدس سره) در معارج

تطبیق تنبیهات برائت

کلام محدّث أسترابادی در تحقیق کلام محقّق (قدس سرهما)

تطبیق کلام محدث استرابادی

مناقشه مرحوم شیخ (قدس سره) در کلام محقق (قدس سره)

نکته: تقسیم حکم به حکم شأنی و فعلی

تبیین ادله شأنی و فعلی

شرایط فعلی بودن دلیل

تطبیق مناقشه مرحوم شیخ (قدس سره) در کلام محقق (قدس سره)

جلسه ۳۶

نعم قد یُظنّ من عدم وجدان الدلیل بعدم لعموم البلوی به لا بمجرّده. بل مع ظنّ عدم المانع عن نشره فی أوّل الأمر من الشارع أو خلفائه أو من وصل إلیه. لکن هذا الظنّ لا دلیل على اعتباره، و لا دخل له بأصل البراءه.

تنبیهات برائت

خلاصه بحث گذشته

اشکالات مرحوم شیخ (قدس سره) بر تحقیق محدّث استرآبادی (قدس سره)

اشکال اوّل:

اشکال دوم:

اشکال سوم:

اشکال چهارم:

تطبیق عبارت مرحوم شیخ (قدس سره)

تحقیق شیخ (قدس سره) در کلام محقق (قدس سره) در معتبر

فرق بین «عدم الدلیل دلیل علی العدم» با استصحاب برائت

علت تغایر بین «عدم الدلیل دلیل علی العدم» با استصحاب برائت

اقامه شاهد توسط مرحوم شیخ (قدس سره)

تطبیق عبارت مرحوم شیخ (قدس سره)

عام مطلق بودن «عدم الدلیل دلیل علی العدم»

تطبیق عام مطلق بودن قسم دوم

خلاصه کلام مرحوم محقق (قدس سره) در معارج و معتبر

تطبیق خلاصه کلام مرحوم محقق (قدس سره) در معارج و معتبر

تنبیه دوم برائت: ادله ظنی بودن یا اصولی بودن اصاله الاباحه

نکته اول

نکته دوم

نکته سوم

تطبیق تنبیه دوم برائت

بطلان أماره بودن برائت

جلسه ۳۷

لثالث: هل أنّ أوامر الاحتیاط للاستحباب أو للإرشاد؟ لا إشکال فی رجحان الاحتیاط عقلا و نقلا، کما یستفاد من الأخبار المذکوره و غیرها.

تنبیه سوم برائت: ارشادی یا استحبابی بودن اوامر احتیاط

احتمالات وارده در تنبیه سوم

احتمال اول:

احتمال دوم:

دلیل اول:
مرحله اول
مرحله دوم
نتیجه:
دلیل دوم:
دلیل سوم:

تطبیق تنبیه سوم

تطبیق عبارت احتمالات وارده در تنبیه

تطبیق دلیل اول بر ارشادی بودن امر به احتیاط

تطبیق دلیل دوم بر ارشادی بودن امر به احتیاط

تطبیق دلیل سوم بر ارشادی بودن امر به احتیاط

تبصره: ترتّب ثواب بر اجتناب از شبهه

اشکال بر مطلق حسن احتیاط در شبهه تحریمیه

نتیجه نهایی در تنبیه سوم

تبیین یک مقدمه درباره اقسام اطاعت

۱ـ اطاعت حقیقی:

۲ـ اطاعت حکمی:

تطبیق تبصره: ترتب ثواب بر اجتناب از شبهه

دلیل دوم بر مولوی بودن امر به احتیاط

شاهدی از روایات بر مولوی بود امر به احتیاط

حسن احتیاط در تمام صور شبهه تحریمیه

تطبیق حسن احتیاط در تمام صور شبهه تحریمیه

اشکال به احتیاط به ترک

تنبیه چهارم: اقوال اربعه اخباریین در شبهه تحریمیه حکمیه فقدان نص

نظریه اول: نظریه مرحوم وحید بهبهانی (قدس سره)

نظریه دوم: نظریه مرحوم شیخ انصاری (قدس سره)

سرّ اختلاف تعبیرات در اقوال

مرحله اول: مقایسه بین توقف و احتیاط

مرحله دوم: مقایسه بین حرمت ظهری و حرمت واقعی

تطبیق تنبیه چهارم برائت

جلسه ۳۸

جلسه ۳۹

و أمّا ترکه فلیس فیه إلا التجرّی بارتکاب ما یحتمل أن یکون مبغوضا للمولی، و لا دلیل علی حرمه التجرّی علی هذا الوجه و استحقاق العقاب علیه. و لعرفت فی مسئله حجیه العلم المناقشه فی حرمه التجرّی بما هو أعظم من ذلک.

مروری بر مباحث گذشته درباره تفاوت حرمت ظاهری و واقعی

آثار احتیاط از منظر مرحوم شیخ (قدس سره)

اثر اول:

اثر دوم:

اثر سوم:

اشکال:

پاسخ مرحوم شیخ (قدس سره) به اشکال

دلیل عقلی مرحوم شیخ (قدس سره) بر حرمت تجری

تطبیق اثر سوم احتیاط

تنبیه پنجم: اصاله الاباحه یا اصل موضوعی حاکم بر آن

مقدمه اول: تقسیم اصل به موضوعی و حکمی

مقدمه دوم: شرایط حلیت و طهارت گوشت حیوانات

شرایط پاک بودن گوشت حیوان

شک های سه گانه در حلیت گوشت حیوان

تطبیق تنبیه پنجم

کلام مرحوم محقق و شهیدین (قدس سرهم) درباره حیوان متولد از کلب و غنم

وجه افتراق نظر مرحوم شیخ با مرحوم محقق و شهیدین (قدس سرهم)

وجوه محتمل در حرمت حیوان متولد از کلب و غنم

وجه اول:

وجه دوم:

وجه سوم:

وجه چهارم

تطبیق کلام مرحوم محقق و شهیدین (قدس سرهما)

وجه چهارم

جلسه ۴۰

جلسه ۴۱

جلسه ۴۲

جلسه ۴۳

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۴۴

جلسه ۴۵

جلسه ۴۶

جلسه ۴۷

جلسه ۴۸

جلسه ۴۹

جلسه ۵۰

جلسه ۵۱

جلسه ۵۲

جلسه ۵۳

جلسه ۶۱

جلسه ۶۲

جلسه ۶۴

جلسه ۶۸

جلسه ۶۹

جلسه ۷۰

جلسه ۷۱

جلسه ۷۲

جلسه ۷۳

جلسه ۷۴

جلسه ۷۵

جلسه ۷۶

جلسه ۷۷

جلسه ۷۸

جلسه ۷۹

جلسه ۸۰

جلسه ۸۱

جلسه ۸۲

جلسه ۸۳

جلسه ۸۴

جلسه ۸۵

جلسه ۸۶

جلسه ۸۷

جلسه ۸۸

جلسه ۸۹

جلسه ۹۰

جلسه ۹۱

جلسه ۹۷

جلسه ۹۸

جلسه ۹۹

ثمّ بما ذکرنا فی منع جریان الدلیل العقلی المتقدم فی المتباینین فی ما نحن فیه تقدر علی منع سایر ما یُتمسک به لوجوب الإحتیاط فی هذا المقام مثل استصحاب الإشتغال بعد الإتیان بالأقل و مثل أنّ الإشتغال الیقینیه یقتضی وجوب تحصیل الیقین بالبرائه و مثل أدله اشتراک الغائبین مع الحاضرین فی الأحکام المقتضیه لاشتراکنا معاشر الغائبین مع الحاضرین العالمین بالمکلف به تفصیلا. و مثل وجوب دفع الضرر و هو العقاب المحتمل قطعاً و بعباره أخری وجوب المقدمه العلمیه للواجب، و إلی آخر.

مروری بر مباحث گذشته

ادلّه قائلین به احتیاط و وجوب تمسک به اکثر

دلیل اول: استصحاب اشتغال

فرق دلیل اول با دلیل دوم

دلیل سوم: اشتراک غائبین با حاضرین در تکلیف

دلیل چهارم: قاعده دفع عقاب محتمل

دلیل پنجم: عدم قصد قربت با اتیان به اقل

جواب های مرحوم شیخ (قدس سره) به ادله قائلین به احتیاط

جواب از دلیل اول قائلین به احتیاط

اشکال اول:

اشکال دوم:

اشکال سوم:

جواب از دلیل دوم قائلین به احتیاط

جواب از دلیل سوم قائلین به احتیاط

جواب از دلیل چهارم قائلین به احتیاط

جواب از دلیل پنجم قائلین به احتیاط

تطبیق ادله قائلین به احتیاط

تطبیق جواب های مرحوم شیخ (قدس سره) به ادله قائلین به احتیاط

جلسه ۱۰۰

جلسه ۱۰۱

جلسه ۱۰۲

جلسه ۱۰۳

المسأله الثانیه: ما إذا کان الشکّ فی الجزئیّه ناشئا من إجمال الدلیل. کما إذا علّق الوجوب فی الدلیل اللفظی بلفظ مردّد ـ بأحد أسباب الإجمال ـ بین مرکّبین یدخل أقلّهما جزءا تحت الأکثر بحیث یکون الآتی بالأکثر آتیا بالأقلّ. و الإجمال: قد یکون إلی آخر.

مروری بر مباحث گذشته

بررسی مسئله شکّ در جزئیت از جهت اجمال دلیل

مثال برای اجمال لفظ از جهت معنی عرفی

مثال برای اجمال لفظ از جهت معنی شرعی

أقوی بودن جریان اصل برائت در موارد اجمال نص از منظر شیخ (‍قدس سره)

اشکال اول به شیخ (‍قدس سره): جریان قاعده اشتغال در موارد اجمال نص

جواب مرحوم شیخ (‍قدس سره) به اشکال اول

تبیین مناط اجرای اصل برائت

بیان اول:

بیان دوم:

تطبیق دوران امر بین اقل و اکثر با اجمال دلیل

تطبیق اشکال اول و جواب آن

اشکال دوم به مرحوم شیخ (‍قدس سره)

جواب مرحوم شیخ (‍قدس سره) به اشکال دوم

تطبیق اشکال دوم به مرحوم شیخ (‍قدس سره)

اشکال سوم به مرحوم شیخ (‍قدس سره)

جواب مرحوم شیخ (‍قدس سره) به اشکال سوم

تطبیق اشکال سوم به مرحوم شیخ (‍قدس سره) و جواب آن

جلسه ۱۰۴

جلسه ۱۰۵

و بالجمله: فاندفاع هذا التوهّم غیر خفیّ بأدنى التفات، فلنرجع إلى المقصود، و نقول: إذا عرفت أنّ ألفاظ العبادات على القول بوضعها للأعمّ کغیرها من المطلقات، کان لها حکمها، و من المعلوم أنّ المطلق لیس یجوز دائما التمسّک بإطلاقه، بل له شروط، کأن لا یکون واردا فی مقام حکم القضیّه المهمله بحیث لا یکون المقام مقام بیان.

مروری بر مباحث گذشته

عدم تمسک به اصاله الاطلاق حتی بنا بر قول به اعم

شرایط تمسک به اصاله الاطلاق

شرط اول: در مقام بیان بودن مولا

شرط دوم: عدم بیان حکم از جهت خاص

شرط سوم: عدم موهن شدن مطلق با تقیید

شرط چهارم: عدم تقیید مطلق به قید مجمل متصل

شرط پنجم: محفوف نبودن مطلق «بما یصلح للقرینیه»

شرط ششم: عدم انصراف مطلق به بعض افراد

شرط هفتم: عدم مخالف مشهور با مطلق

اشکال عمده بر تمسک به اطلاق از منظر شیخ (قدس سره)

اشکالات دیگر بر تمسک به اطلاق و دفع آنها

تطبیق ثمره نداشتن اصل برائت بنا بر أعمّی

کلام حق در ثمره اختلاف بین صحیحی و أعمّی

مسئله سوم: شک در اقل و اکثر با تعارض نصین

دیدگاه مرحوم شیخ (قدس سره) در مسئله

تطبیق مسئله سوم: شک در اقل و اکثر با تعارض نصین

طرح سؤالات

سؤال اول

سؤال دوم

سؤال سوم

سؤال چهارم

سؤال پنجم

سؤال ششم

سؤال هفتم

سؤال هشتم

سؤال نهم

سؤال دهم

سؤال یازدهم

سؤال دوازدهم

سؤال سیزدهم

سؤال چهاردهم

سؤال پانزدهم

سؤال شانزدهم

سؤال هفدهم

سؤال هجدهم

سؤال نوزدهم

جلسه ۱۰۶

فإن قلت: فأیّ فرق بین وجود هذا المطلق و عدمه؟ و ما المانع من الحکم بالتخییر هنا، کما لو لم یکن مطلق؟ فإنّ حکم المتکافئین إن کان هو التساقط، حتّى أنّ المقیّد المبتلى بمثله بمنزله العدم فیبقى المطلق سالما، کان اللازم فی صوره عدم وجود المطلق ـ التی حکم فیها بالتخییر ـ هو التساقط و الرجوع إلى الأصل المؤسّس فیما لا نصّ فیه: من البراءه أو الاحتیاط، على الخلاف.

مروری بر بحث گذشته درباره شکّ در جزئیت با تعارض نصین

شبهه مرحوم شیخ (قدس سره) در مسئله

تفصیل اشکال با بیان دو معنا برای اصاله التخییر

تبیین دو نظریه در متعارضین

نظریه اول:

نظریه دوم:

نتیجه:

تطبیق اشکال و شبهه در مسئله

جواب مرحوم شیخ (قدس سره) به اشکال

تبیین دو مبنا و نظریه در اصاله الاطلاق

مبنای اول:

مبنای دوم:

فرق بین اصاله الاطلاق با سایر اصول عقلیه و نقلیه

قول حق در مسئله: حکومت اخبار تخییر بر اصاله الاطلاق

تطبیق جواب مرحوم شیخ (قدس سره) از اشکال

تطبیق فرق بین اصاله الاطلاق با سایر اصول عقلیه و نقلیه

تطبیق قول حق: حکومت اخبار تخییر بر اصاله الاطلاق

جلسه ۱۰۷

جلسه ۱۰۸

جلسه ۱۰۹

و ینبغی التنبیه على امور متعلّقه بالجزء و الشرط :الأوّل: إذا ثبت جزئیّه شیء و شکّ فی رکنیّته، فهل الأصل کونه رکنا، أو عدم کونه کذلک، أو مبنیّ على مسأله البراءه و الاحتیاط فی الشکّ فی الجزئیّه، أو التبعیض بین أحکام الرکن، فیحکم ببعضها و ینفى بعضها الآخر؟ وجوه، لا یعرف الحقّ منها إلاّ بعد معرفه معنى الرکن.

تنبیهاتی درباره امور مربوط به جزء و شرط

تنبیه اوّل: شکّ در رکنیّت

اقوال در مسأله

قول اول:
قول دوم:
قول سوم:
قول چهارم:

نظر مرحوم شیخ(قدس سره)

تعریف «رکن» در اصطلاح فقهاء(قدس سرهم)

محورهای بحث در تنبیه اول

قسم اول: ترک سهوی جزء

بطلان عمل در ترک جزء و دلیل آن از منظر مرحوم شیخ(قدس سره)

اشکال به دلیل مرحوم شیخ(قدس سره)

جواب مرحوم شیخ(قدس سره) به اشکال

احتمال اول:
احتمال دوم:

تطبیق تنبیه اول

حکم اخلال (کم یا زیاد) در جزء

تطبیق ترک سهوی جزء

سؤالی درباره مجزی بودن عمل ناقص؟

پاسخ مرحوم شیخ(قدس سره)

جواب مستشکل به مرحوم شیخ(قدس سره)

جواب مرحوم شیخ(قدس سره)

تطبیق سؤال و پاسخ مرحوم شیخ(قدس سره)

جواب مرحوم شیخ(قدس سره) به مورد دوم کلام مستشکل

تطبیق جواب دوم مرحوم شیخ(قدس سره) به مورد دوم اشکال

جلسه ۱۱۰

و الحاصل: أنّ الأمر الغیریّ بشیء ـ لکونه جزءا ـ و إن انتفى فی حقّ الغافل عنه؛ من حیث انتفاء الأمر بالکلّ فی حقّه، إلاّ أنّ الجزئیّه لا تنتفی بذلک. و قد یتخیّل: أنّ أصاله العدم على الوجه المتقدّم و إن اقتضت ما ذکر، إلاّ أنّ استصحاب الصحّه حاکم علیها.

نتیجه بحث در ترک جزء از روی نسیان

تطبیق نتیجه بحث

تمسک به استصحاب صحت در مسأله و مناقشه در آن

تطبیق تمسک به استصحاب صحت

توهّم أصل ثانوی در مسأله بخاطر «حدیث رفع»

جواب مرحوم شیخ (قدس سره) به توهم مذکور

تطبیق توهم و جواب مرحوم شیخ ( (قدس سره)

ورود اخباری در باب صلات بر عدم لزوم اعاده بخاطر اخلال سهوى

مقدمه اول:

مقدمه دوم:

مقدمه سوم:

تطبیق ورود اخبار بر عدم لزوم اعاده بخاطر اخلال سهوى

دلالت دلیل خاص بر صحت نمازِ ناسی جزء

تطبیق دلیل خاص بر صحت صلات ناسیِ جزء

فرق اصل عدم جزئیت با اصل برائت از منظر صاحب فصول (قدس سره)

تطبیق کلام صاحب فصول (قدس سره)

امکان ادعای اصل ثانوی در خصوص نماز

تطبیق امکان ادعای اصل ثانوی در خصوص نماز

مسئله دوم: کیفیت نماز در صورت زیادی عمدی جزء

تطبیق مسئله دوم: کیفیت نماز در صورت زیادی جزء

جلسه ۱۱۱

ثم الزیاده العمدیه تتصور على وجوه: أحدها: أن یزید جزءا من أجزاء الصلاه بقصد کون الزائد جزءا مستقلا، کما لو اعتقد شرعا أو تشریعا أن الواجب فی کل رکعه رکوعان، کالسجود. الثانی: أن یقصد کون مجموع الزائد و المزید علیه جزءا واحدا، کما لو اعتقد أن الواجب فی الرکوع الجنس الصادق على الواحد و المتعدد. الثالث: أن یأتی بالزائد بدلا عن المزید علیه بعد رفع الید عنه.

مروری بر اقسام زیادی عمدی

بطلان عبادت در قسم اول

عدم بطلان عبادت در قسم دوم و سوم

استدلال محقق(قدس سره) بر بطلان عبادت

مناقشه مرحوم شیخ بر استدلال محقق(قدس سرهما)

تطبیق اقسام زیادی عمدی

۱ـ مستقل بودن جزء زائد

۲ـ واحد بودن مجموع زائد و مزید علیه

۳ـ آوردن زائد بدل از مزید

تطبیق بطلان عبادت در قسم اول

تطبیق عدم بطلان عبادت در قسم دوم و سوم

تطبیق استدلال محقق(قدس سره) بر بطلان

مناقشه مرحوم شیخ(قدس سره) بر استدلال مذکور

استدلال بر صحت عبادت از راه استصحاب صحت

مناقشه در استدلال به استصحاب صحت

عدم نیاز به استصحاب صحت برای اجزاء سابقه

تطبیق استدلال بر صحت عبادت به استصحاب صحت

اشکال:

پاسخ مرحوم شیخ(قدس سره)

تقویت استصحاب صحت اجزاء سابقه

تطبیق اشکال و جواب آن

جلسه ۱۱۲

جلسه ۱۱۳

و قد یتمسک لإثبات صحه العباده عند الشک فی طرو المانع بقوله تعالى: ﴿وَ لا تُبطِلُوا أعمَالَکُم﴾، فإن حرمه الإبطال إیجاب للمضی فیها، و هو مستلزم لصحتها و لو بالإجماع المرکب، أو عدم القول بالتفکیک بینهما فی غیر الصوم و الحج.

مروری بر مباحث گذشته در حکم زیاده عمدی در عبادت

استدلال بر صحّت عبادت با آیه ﴿وَ لا تُبطِلُوا أَعمَالَکُم﴾

مناقشه شیخ (قدس سره) در استدلال مذکور

معانی حرمت ابطال عمل

معناى اول:
معناى دوم:
معناى سوم:

اظهریّت معناى اوّل

شاهدی بر دلالت آیه به معنی اول

لزوم تخصیص اکثر براساس معنی سوم

تطبیق استدلال بر صحت عبادت با آیه ﴿وَ لا تُبطِلُوا أَعمَالَکُم﴾

تطبیق مناقشه مرحوم شیخ (قدس سره) در استدلال مذکور

تطبیق معانی حرمت ابطال عمل:

تطبیق معنی اول:

تطبیق معنی دوم:

تطبیق معنی سوم:

تطبیق اظهریت معنی اول

تطبیق شاهدی بر دلالت آیه به معنی اول

تطبیق تخصیص اکثر براساس معنی سوم

ضعف دلیل چهارم در صحت عمل پس از زیاده عمدى‌

ضعیف تر بودن دلیل پنجم در اثبات صحت عمل، از دلیل چهارم

تطبیق دلیل چهارم در صحت عمل پس از زیاده عمدی

تطبیق ضعیف‌تر بودن دلیل پنجم در اثبات صحت عمل، از دلیل چهارم‌

جلسه ۱۱۴

و ربما یجاب عن حرمه الإبطال و وجوب الإتمام الثابتین بالأصل: بأنهما لا یدلان على صحه العمل، فیجمع بینهما و بین أصاله الاشتغال بوجوب إتمام العمل ثم إعادته، للشک فی أن التکلیف هو إتمام هذا العمل أو عمل آخر مستأنف؟.

مروری بر مباحث گذشته در حکم زیاده عمدی در عبادت

پاسخ صاحب ریاض (قدس سره) از دو استصحاب مذکور

مناقشه مرحوم شیخ (قدس سره) در جواب مذکور

تطبیق پاسخ صاحب ریاض (قدس سره) از دو استصحاب مذکور

تطبیق مناقشه مرحوم شیخ (قدس سره) در جواب مذکور

دلیل خاص بر مبطل بودن زیاده عمدی در بعضی از عبادات

مسأله سوم از تنبیه اوّل: زیاد کردن سهوى جزء

حکم زیادت یک جزء از روى سهو

مطلب اول:

مطلب دوم:

وجود قاعده ثانویّه برخلاف قاعده اولیه فوق

مطلب سوم:

تطبیق مسئله سوم از تنبیه اول: زیاد کردن سهوی جزء

تطبیق حکم زیادت یک جزء از روى سهو

تطبیق مطلب اول:

تطبیق مطلب دوم:

تطبیق وجود قاعده ثانویّه برخلاف قاعده اولیه فوق

مطلب چهارم:

تطبیق مطلب سوم:

تطبیق مطلب چهارم:

مطلب پنجم: مقتضاى قواعد حاکم بر اصول‌

جلسه ۱۱۵

هذا کله مع قطع النظر عن القواعد الحاکمه على الأصول و أما بملاحظتها: فمقتضى «لَا تُعَادُ الصَّلَاهُ إِلَّا مِنْ خَمْسَهٍ» و المرسله المذکوره: عدم قدح النقص سهوا و الزیاده سهوا، و مقتضى عموم أخبار الزیاده المتقدمه: قدح الزیاده عمدا و سهوا، و بینهما تعارض العموم من وجه فی الزیاده السهویه بناء على اختصاص «لَا تُعَادُ» بالسهو.

مروری بر مباحث گذشته درباره حکم شکّ در رکنیّت شیء

مطلب پنجم: مقتضای قواعد حاکم بر اصول

طائفه اول از روایات:

طائفه دوم از روایات:

طائفه سوم از روایات:

طائفه چهارم از روایات:

تکلیف انسان در صورت تعارض دو طائفه

تطبیق مطلب پنجم: مقتضاى قواعد حاکم بر اصول‌

تطبیق تکلیف انسان در صورت تعارض این دو در ماده اجتماع؟

تنبیه دوم: سقوط یا عدم سقوط تکلیف در صورت تعذر جزء یا شرط

مقدمه اول:

مقدمه دوم:

تبیین مسئله با ذکر مثال

وقوع کلام در دو مقام اجزاء و شرائط

۱ـ مقتضای اصول عملیه و لفظیه

صورت اول:

صورت دوم:

صورت سوم:

اشکال و جواب

صورت چهارم:

صورت پنجم:

صورت ششم:

اشکال و جواب مرحوم شیخ (قدس سره) به آن

تطبیق تنبیه دوم: سقوط یا عدم سقوط تکلیف در صورت تعذر جزء یا شرط

تطبیق قول به سقوط و دلیل آن‌

تطبیق بیان فرض دوّم شیخ و فرض چهارم ما

تطبیق بیان فرض سوم شیخ و فرض پنجم ما

تطبیق بیان فرض چهارم شیخ و فرض ششم ما

جلسه ۱۱۶

جلسه ۱۱۷

و فیه: أولا: أن عدم السقوط محمول على نفس المیسور لا على حکمه، فالمراد به عدم سقوط الفعل المیسور بسبب سقوط المعسور یعنی: أن الفعل المیسور إذا لم یسقط عند عدم تعسر شئ فلا یسقط بسبب تعسره و بعباره أخرى: ما وجب عند التمکن من شئ آخر فلا یسقط عند تعذره.

مروری بر اشکال در دلالت روایت دوم

جواب مرحوم شیخ (قدس سره) به اشکال مذکور

جواب اول:

جواب دوم:

تطبیق پاسخ مرحوم شیخ (قدس سره) به اشکال در دلالت روایت دوم

اشکال در دلالت روایت سوم

اشکال اول:

اشکال دوم:

اشکال سوم:

اشکال چهارم:

پاسخ مرحوم شیخ (قدس سره) بر اشکال اول

پاسخ مرحوم شیخ (قدس سره) به اشکال دوم

پاسخ مرحوم شیخ (قدس سره) به سومین اشکال

پاسخ مرحوم شیخ (قدس سره) به چهارمین اشکال

نکته:

پاسخ مرحوم شیخ (قدس سره) به یک سؤال

تطبیق اشکال در دلالت روایت سوم

تطبیق اشکال اول:

تطبیق اشکال دوم:

تطبیق اشکال سوم:

تطبیق اشکال چهارم:

تطبیق پاسخ مرحوم شیخ (قدس سره) به اشکال اول

تطبیق پاسخ مرحوم شیخ (قدس سره) به اشکال دوم

تطبیق پاسخ مرحوم شیخ (قدس سره) به اشکال سوم

تطبیق پاسخ مرحوم شیخ (قدس سره) به اشکال چهارم

تام بودن استدلال به این روایات در اثبات مدّعا

جلسه ۱۱۸

و أما الکلام فی الشروط: فنقول: إن الأصل فیها ما مر فی الأجزاء: من أن دلیل الشرط إذا لم یکن فیه إطلاق عام لصوره التعذر و کان لدلیل المشروط إطلاق، فاللازم الاقتصار فی التقیید على صوره التمکن من الشرط و أما القاعده المستفاده من الروایات المتقدمه، فالظاهر عدم جریانها.

شباهت جریان اصل در شروط به جریان اصل در أجزاء

پاسخ مرحوم شیخ (قدس سره) به سؤال مقدّر

کیفیت جریان شرط و مشروط در «ما نحن فیه»

حکم منصفانه در رابطه با جریان قاعده در شروط

اشکال مرحوم شیخ به نظر صاحب ریاض‌ (قدس سرهما)

پاسخ مرحوم شیخ به مدّعاى صاحب ریاض (قدس سرهما)

طرح یک دعوی در دفاع از صاحب ریاض (قدس سره)

پاسخ مرحوم شیخ (قدس سره) به مدعای مذکور

تطبیق شباهت جریان اصل در شروط به جریان اصل در أجزاء

تطبیق عدم جریان قاعده مستفاد از روایات در شروط

تطبیق حکم منصفانه در رابطه با جریان قاعده در شروط

تطبیق اشکال مرحوم شیخ به نظر صاحب ریاض‌ (قدس سرهما)

تطبیق طرح یک دعوى و پاسخ آن‌

استدلال به روایت عبد الاعلى بر عدم سقوط مشروط به سبب تعذّر شرط

کیفیت استدلال به آیه شریفه

تطبیق استدلال به روایت عبد الاعلى بر عدم سقوط مشروط به سبب تعذّر شرط

تطبیق کیفیت استنباط حکم مذکور از آیه شریفه

دو فرع در رابطه با بحث جزئیّت و شرطیّت

فرع اول:

فرع دوم:

احتمال اوّل:
احتمال دوم:

تطبیق دو فرع در رابطه با بحث جزئیّت و شرطیّت‌

تنبیه سوم:

تطبیق تنبیه سوم:

جلسه ۱۱۹

الأمر الرابع لو دار الأمر بین کون شئ شرطا أو مانعا، أو بین کونه جزءا أو کونه زیاده مبطله، ففی التخییر هنا، لأنه من دوران الأمر فی ذلک الشئ بین الوجوب و التحریم. أو وجوب الاحتیاط بتکرار العباده و فعلها مره مع ذلک الشئ و أخرى بدونه، وجهان.

تنبیه چهارم‌

ذکر مثال در تبیین محلّ بحث‌

مثال اول:

مثال دوم:

مثال سوم:

اقوال در مسئله و ادله آن

۱ـ تخییر در مسئله و دلیل برآن‌

اشکال و جواب مرحوم شیخ (قدس سره)

تطبیق تنبیه چهارم‌

۲ـ وجوب احتیاط و دلیل برآن‌

جواب مرحوم شیخ (قدس سره) به عدم لزوم قصد وجه جزمی در «ما نحن فیه»

اولاً
ثانیاً

شواهدی بر عدم اعتبار قصد وجه جزمی در مورد علم اجمالی

اشکال و جواب مرحوم شیخ (قدس سره) به آن

تحقیق مرحوم شیخ (قدس سره) در این مسئله‌

تطبیق وجوب احتیاط و دلیل بر آن

تطبیق تحقیق مرحوم شیخ (قدس سره) در این مسئله‌

مطلب سوم در اشتباه واجب با حرام (شکّ در مکلفبه و دوران بین المحذورین‌)

تطبیق مطلب سوم در اشتباه واجب با حرام (شکّ در مکلّفبه و دوران بین المحذورین‌)

حکم مسئله در «ما نحن فیه‌»

جلسه ۱۲۰

جلسه ۱۲۵

جلسه ۱۲۶

و لمّا لم یکن لنا سبیل فی المسائل الاجتهادیّه إلى الواقعیّه، فالسّبب و الشّرط و المانع فی حقّنا هی الحقائق الظاهریّه، و من البدیهیّات التی‌ انعقد علیها الإجماع بل الضروره: أنّ ترتّب الآثار علی الحقائق الظاهریّه یختلف بالنسبه إلى الأشخاص؛ فإنّ ملاقاه الماء القلیل للنّجاسه سبب لتنجّسه عند واحد دون غیره، و کذا قطع الحلقوم للتذکیه، و العقد الفارسیّ للتملیک أو الزوجیّه.

تطبیق اظهار نظر مرحوم نراقی (قدس سره) درباره معاملات جاهل مقصر

تطبیق حاصل تفصیل مرحوم نراقى‌ (قدس سره) در مسئله

ثمّ إن قلّد بعد صدور المعامله المجتهد القائل بالفساد، فلا إشکال فیه. و إن قلّد من یقول بترتّب الأثر، فالتحقیق فیه التفصیل بما مرّ فی نقص الفتوى بالمعنی الثالث، فیقال: إنّ ما لم یختصّ أثره بمعیّن أو بمعیّنین کالطهاره و النّجاسه و الحلّیه و الحرمه و أمثالها، یترتّب علیه الأثر، فإذا غسل ثوبه من البول مرّه بدون تقلید، أو اکتفی فی الذبیحه بقطع الحلقوم مثلا کذلک، ثمّ قلّد من یقول بکفایه الأوّل فی الطهاره و الثانی فی التذکیه ترتّب الأثر علی فعله السابق‌.

ادامه بحث در تفصیل مرحوم نراقى‌ (قدس سره)

حالات مختلف جاهل مقصر (یعنی غیر مجتهد یا مقلد یا محتاط)

تطبیق تفصیل مرحوم نراقی (قدس سره)

مناقشه مرحوم شیخ (قدس سره) در مطالب مرحوم نراقى‌ (قدس سره)

اشکال اول:

اشکال دوم:

مقدمه اول:

مقدمه دوم:

تطبیق مناقشه مرحوم شیخ در مطالب مرحوم نراقى‌ (قدس سرهما)

حاصل کلام مرحوم شیخ (قدس سره)

بحثى در اجتهاد و تقلید

توهم فساد در معامله جاهل‌

جواب مرحوم شیخ (قدس سره) از توهم مذکور

تطبیق توهم فسادر معامله جاهل و جواب مرحوم شیخ (قدس سره)

جلسه ۱۲۸

و لنختم الکلام فی الجاهل العامل قبل الفحص بامور: الأوّل‌ هل العبره فی باب المؤاخذه و العدم بموافقه الواقع الذی یعتبر مطابقه العمل له و مخالفته، و هو الواقع الأوّلی الثابت فی کلّ واقعه عند المخطّئه؟ فإذا فرضنا العصیر العنبی الذی تناوله الجاهل حراما فی الواقع، و فرض وجود خبر یعثر علیه بعد الفحص علی الحلّیه، فیعاقب، و لو عکس الأمر لم یعاقب؟.

تطبیق خاتمه بحث در احکام جاهل مقصرِ عالم قبل از فحص

وجوه چهارگانه در مسئله

دلیل وجه اول: معیار بودن موافقت و مخالفت با حکم واقعى اوّلى
دلیل وجه دوم: معیار بودن موافقت و مخالفت با حکم ثانوی (طرق شرعی)
دلیل وجه سوم: معیار بودن مخالفت با یکی از دو حکم
دلیل وجه چهارم: معیار بودن موافقت با یکی از دو حکم

أقوا بودن وجه اول و دلیل بر آن از منظر مرحوم شیخ(قدس سره)

شواهدی بر طریقیت حکم

شاهد اول
شاهد دوم

سؤال و جواب مرحوم شیخ(قدس سره)

تطبیق أقوی بودن وجه اول و دلیل آن

مطلب دوم:

معذور بودن جاهل در قصر و اتمام و جهر و اخفات

اشکال وارده بر مطلب فوق

دفع اشکال مزبور از طریق راه‌حل هاى پیشنهادى شیخ‌(قدس سره)

وجه اول:

وجه دوم:

وجه سوم:

تطبیق مطلب دوم

جلسه ۱۲۹

جلسه ۱۳۰

جلسه ۱۳۱

و أمّا ما ذکره صاحب المعالم رحمه اللّه و تبعه علیه المحقّق القمّی رحمه اللّه: من تقریب الاستدلال بآیه التثبّت علی ردّ خبر مجهول الحال، من جهه اقتضاء تعلّق الأمر بالموضوع الواقعیّ وجوب الفحص عن مصادیقه و عدم الاقتصار علی القدر المعلوم، فلا یخفی ما فیه. لأنّ ردّ خبر مجهول الحال لیس مبنیّا علی وجوب الفحص عند الشک‌.

مروری بر مباحث گذشته درعدم لزوم فحص در شبهات موضوعیه تحریمیه

مناقشه مرحوم شیخ در مطالب صاحب معالم و محقّق قمى‌ (قدس سرهم)

دیدگاه مرحوم شیخ (قدس سره) در مسئله مزبور

مقدمه اول:

مقدمه دوم:

مقدمه سوم:

مناط در ردّ خبر مجهول الحال

تطبیق مناقشه مرحوم شیخ در مطالب صاحب معالم (قدس سرهما)

تشقیق مسئله از منظر مرحوم شیخ (قدس سره)

رجوع به مناقشه محقق قمى و اظهارنظر شیخ (قدس سره) پیرامون آن‌

تطبیق تشقیق مسئله و مناقشه در کلام محقق قمی (قدس سره)

بررسی مقدار فحص در موارد وجوب فحص‌

ادله مرحوم شیخ (قدس سره) بر عدم لزوم قطع در فحص

دلیل اول:

دلیل دوم:

تالی فاسد تقلید مجتهد از مجتهد دیگر

یأس از ظفر به دلیل و اطمینان به عدم دلیل در اعصار مختلف

تطبیق مقدار فحص در موارد وجوب فحص

جلسه ۱۳۲

«تذنیب» ذکر الفاضل التونی لأصل البراءه شروطاً اُخر: الأوّل: أن لا یکون إعمال الاصل موجبا لثبوت حکم شرعیّ من جهه أخرى، مثل أن یقال فی أحد الإناءین المشتبهین: الأصل عدم وجوب الاجتناب عنه، فإنّه یوجب الحکم بوجوب الاجتناب عن الآخر، أو عدم بلوغ الملاقی للنجاسه کرّا، أو عدم تقدّم الکرّیه حیث یعلم بحدوثها علی ملاقاه النجاسه، فإنّ إعمال الاصول یوجب الاجتناب عن الإناء الآخر أو الملاقی أو الماء.

مروری بر مباحث گذشته درباره شرط جریان اصل برائت

شروط دیگر فاضل تونی (قدس سره) در اجرای اصل برائت

شرط اول:

دلیل شرط اول

مثال اول فاضل تونی (قدس سره):

مثال دوم فاضل تونی (قدس سره):

مثال سوم فاضل تونی (قدس سره):

توضیح مرحوم شیخ (قدس سره) بر مطلب مذکور

مقدمه اول:

مقدمه دوم:

مناقشه مرحوم شیخ (قدس سره) در کلام فاضل تونی (قدس سره)

احکام صورت اول

فرق بین مثال مرحوم شیخ با مثال فاضل تونی (قدس سرهما)

احکام صورت دوم

دلیل حجیت لوازم در امارات بخلاف اصول

تطبیق شروط دیگر فاضل تونی (قدس سره) در اجرای اصل برائت

تطبیق توضیح مرحوم شیخ بر مطلب مذکور و مناقشه در کلام فاضل‌ تونی (قدس سرهما)

تطبیق احکام صورت اول‌

تطبیق احکام صورت دوم

تطبیق مراد از اعمال اصل در نفى احد الحکمین

تطبیق تعارض اصلین و سقوط و عدم اجراى اصل‌

تکرار مثال بخاطر دفع کلام مرحوم میرزای قمی (قدس سره)

تطبیق فرق گذاشتن محقّق قمى (قدس سره) بین دو مثال مذکور

حالات مختلف ملاقات آب قلیل با نجاست از منظر مرحوم شیخ (قدس سره)

حالت اول:

حالت دوم:

حالت سوم:

تطبیق حالات مختلف ملاقی با نجس

فهرست مطالب
    فهرست مطالب

      بسم الله الرحمن الرحیم

      الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

      متن

      و مما ذکرنا تبین أنّ مقتضی القاعده عند انسداد باب العلم التفصیلی للأحکام الشرعیه و عدم وجوب تحصیل العلم الإجمالی فیها بالإحتیاط لمکان الحرج أو قیام الإجماع علی عدم وجوبه أن یُرجع فی ما عدی البعض المرخّص فیه(؟) فی ترک الإحتیاط فیه أعنی موارد الظنّ مطلقا أو فی الجمله إلی الإحتیاط.

      صحبتی که داشتیم درباره این بود که در اطراف علم اجمالی اگر اضطرار به غیر معین نسبت به بعضی از اطراف پیدا شد اینجا علم اجمالی از تأثیر خود ساقط نمی شود. بلکه آن بعض الأطرافی که رافع اضطرار من شود که به انتخاب من آن بعض الأطراف معین می شود آنها جایز الإرتکاب می شود به جهت اضطرار، اما نسبت به سایر اطراف مقتضی برای وجوب اجتناب موجود است مانعی هم که نداریم مانع فقط اضطرار بود که فرض این است که رفع اضطرار به این طرف شد. لذا نتیجه گرفتیم که هر جا ما علم اجمالی داشتیم به وجوب تکلیفی در عده ای از اطراف، ولیکن بعضی از اطرافش مضطرٌ إلیه شد و نتوانستیم در آنها احتیاط کنیم، حالا در شبهات تحریمیه به ترک، در شبهات وجوبیه به فعل، نتوانستیم احتیاط بکنیم، آنها برای ما مرخّصٌ فیه می شود نسبت به فعل در شبهات تحریمیه؛ مرخصٌ فیه می شود ترک آنها در شبهات وجوبیه، مثلا اگر من علم اجمالی دارم که اکرام یکی از این ده نفر بر من واجب است. اما مضطر هستم که دو تا از آنها را نمی توانم اکرام بکنم خب نسبت به آن دو تا ترک می شود مورد ترخیص. ولیکن در بقیه افراد که دیگر در آنها اضطراری نیست در آنها احتیاط لازم شد. پس این نتیجه را این جا گرفتیم. حالا که این نتیجه را این جا گرفتیم مرحوم شیخ می فرمایند این نتیجه با نتیجه ای که در باب انسداد علما گرفته اند متناقض است. چطور؟ در باب انسداد علم به احکام که در کتب قبلی مثل معالم، و غیر ذلک مطرح شده است و در کتاب رسائل هم این بحث مطرح شده و بسیار بحث مفیدی است اما مرسوم است که در حوزه خوانده نمی شود، ولیکن ما این بحث را می خوانیم. در آنجا مقدماتی است یک مقدمه این است که من علم دارم به وجود احکامی، و مسلما شارع مقدس احکامی نسبت به من دارد از واجبات و محرمات، نسبت به مستحبات و مکروهات آنها را دیگر داخل نمی آوریم چون آنها ترک و فعلش اشکالی ندارد. ولیکن یقین دارم که واجبات و محرماتی به گردن من هست. این یک مقدمه، مقدمه دوم عبارت از این است که اگر من بخواهم در تمام مواردی که احتمال تکلیف حرمی می دهم یا احتمال تکلیف وجوبی می دهم به اصل برائت رجوع کنم لازم می آید خروج از دین، به خاطر اینکه به هر چه که رسیدم می گویم خب این بر من واجب نیست. به هر چه رسیدم می گویم این بر من حرام است. و فرض این است که هیچ حرام و واجبی هم بر من ثابت نشده است چون ما قائلیم به انسداد باب علم و علمی یعنی می گوییم اخبار حجت نیستند. پس نه خبری، اجماعی، هیچ چیز نداریم که اثبات تکلیف بکند. ما هستیم و احتمال تکالیف. باب انسداد علم و علمی یعنی این. چون یک عده قائلند به انفتاح باب علم و علمی، می گویند هم علم به احکام ممکن است، حالا اگر علم به احکام ممکن نباشد، علمی به احکام که عبارت است از طرق و امارات ممکن است. اما اگر ما گفتیم باب علم منسد است باب علمی هم منسد است هیچ راهی برای به دست آوردن تکالیف نداریم. از یک طرف می دانیم تکالیفی بر ما هست اگر بخواهیم در همه رجوع به برائت بکنیم خروج از دین لازم می آید. اگر بخواهیم در همه احتیاط بکنیم که قاعده هم احتیاط را اقتضا می کند چون من علم اجمالی دارم که احکامی به گردن من هست این علم اقتضا می کند که باید برائت یقینیه پیدا کنم و برائت یقینیه به این است که احتیاط کنم هر محتمل الوجوبی را بیاورم هر جا هم احتمال حرمت دادم ترک کنم. ولی شکی نیست که چنین احتیاطی یا ممکن نیست یا اگر هم ممکن باشد حرجی است و به لا حرج فی الدین ما جُعل علیکم فی الدین من حرج، برداشته می شود. پس این احتیاط لازم نیست. و یا می گوییم به لا حرج هم برداشته نشود اجماع قائم است که چنین احتیاطی لازم نیست. وقتی که احتیاط لازم نشد چه کنیم؟ گفتند این مقدمات انسداد که همه تمام است از این نتیجه می گیریم که باید عمل به ظن کرد. یعنی هر جا ظن به حرمت داشتیم اجتناب کنیم. اگر ظن به وجوب داشتیم عمل کنیم. و اگر ظن نداشتیم و فقط احتمال دادیم آن جا مجرای برائت است. و در این که حالا باید به چه ظنی رجوع کرد در این هم خودش بحث است، عده ای گفته اند نتیجه مقدمات انسداد می شود حجیت ظن مطلقا. یعنی این ظن از هر راهی که پیش آمد و از هر سببی که حاصل شد چه ظن قوی چه ظن ضعیف، ما باید همان ظن را بگیریم و بر طبق آن عمل کنیم. ظن به حرمت داشتیم ترک کنیم ظن به وجوب داشتیم انجام بدهیم. و الا در غیر آنها نه بر ما واجب است نه بر ما حرام است. عده ای هم گفته اند که نتیجه مقدمات انسداد می شود حجیت ظن فی الجمله. یعنی نه هر ظنی، بلکه مثلا ظن قوی یا ظنی که ناشی از خبر ثقه باشد ولو اینکه ما خبر ثقه را حجت نمی دانیم اما احتمال اصابه ظن حاصل از خبر ثقه با واقع بیشتر است. در هر صورت نتیجه گرفتند که مقدمات انسداد ثابت می کند که باید به ظن رجوع کرد. این نتیجه ای است که آن جا گرفتند، و در سایر موارد رجوع به اصل برائت می کنیم. خب این نتیجه با نتیجه ای که ما در بحث دیروز گرفتیم مخالف است. در بحث دیروز گفتیم که اگر در مورد علم اجمالی اضطرار پیدا شد رافع اضطرار ما بعض غیر معین شد در مابقی باید احتیاط کنیم. حالا در باب انسداد علم و علمی، ما که علم اجمالی داریم در همه بخواهیم احتیاط بکنیم ممکن نیست. مضطر هستیم که بعضی هایش را احتیاط نکنیم. یعنی بعضی از شبهات تحریمیه را ترک نکنیم انجام بدهیم. خب آن بعض بر ما جایز می شود. اما در مابقی چطور؟ باید احتیاط کنیم. پس نتیجه ای که در بحث دیروز گرفتیم با نتیجه ای که در باب انسداد می گیرم متناقض است. بلکه در باب انسداد باید این طور بگویند، بگویند به ظن عمل می کنیم و در غیر آن مورد احتیاط می کنیم هر جا که مضطرٌ فیه شد برای ما و مورد اضطرار شد، آن جایز است. در غیر مورد اضطرار ما باید احتیاط کنیم. پس این دو نتیجه با هم متناقض می شود. حالا آیا راه حلی هست برای اینکه باب انسداد را از این تناقض نجات بدهد یا نه؟ می فرمایند به دو طریق می شود کار را درست کرد. یک اینکه، ما بگوییم نتیجه مقدمات انسداد حجیت ظن است و کاشفیت ظن از واقع. نه مرجحیت ظن عند الإمتثال. و اگر این ثابت شد علم اجمالی ما منحل می شود.

      بیان مطلب این است که، چند مقدمه را ما باید در این جا در نظر داشته باشیم : یک مقدمه این است که آیا نتیجه مقدمات انسداد این است که ظن حجت است و کاشف واقع می شود، طریق به واقع هست. و اینکه ظن حجت می شود بالحکومه یعنی به حکم عقل، یا ظن حجت می شود بالکشف، یعنی عقل کشف می کند که شارع مقدس ظن را عند انسداد باب علم و علمی حجت قرار داده است. آیا عقل حکم می کند به حجیت ظن، که ظن حجت است طریق است، همان طور که قطع طریق است. نهایت الان چون ما نمی توانیم قطع به احکام داشته باشیم پس ظن برای ما طریق است. یا علی القول بالکشف که عقل کاشف است شارع مقدس ظن را حجت قرار داده است یعنی ظن را طریق إلی الواقع قرار داده است. آیا نتیجه مقدمات انسداد این است؟ این یک قول است. که بنابراین ظن مطلق می شود طریق به احکام و مثبت به احکام. قول دیگر این است که نتیجه دیگر مقدمات انسداد، حجیت ظن به اینکه او عبارت است از طریق نیست. نه علی الحکومه و نه علی الکشف. چرا؟ به جهت اینکه ما در باب مقدمات انسداد مقدماتی که چیدیم این شد که در مقام امتثال ما امتثال یقینی نمی توانیم تحویل بدهیم. چون اگر بخواهیم امتثال قطعی تحویل بدهیم امتثال قطعی به این است که در تمام موارد احتیاط کنیم و گفتیم که این احتیاط ممکن نیست یا لازم نیست. پس وقتی که احتیاط ساقط شد و امتثال قطعی ساقط شد عقل می گوید نوبت می رسد به امتثال ظنی. عقل می گوید حالا که نمی توانی امتثال قطعی تحویل مولا بدهی مرتبه بعدش امتثال ظنی است. یعنی هر چه را که ظن داری که به ترک او حرام واقعی امتثال میشود آن را ترک کن. هر چه را که ظن داری که به فعل او واجب مولی امتثال می شود آن را انجام بده. روی این حساب دیگر ظن طریق به احکام نیست. طریقیت نسبت به احکام ندارد. بلکه در مقام امتثال من که نمیتوانم امتثال قطعی تحویل مولی بدهم امتثال ظنی تحویل می دهم اما ظن دیگر حجیت و طریقیتی ندارد. پس نتیجه مقدمات انسداد چه علی القول بالحکومه چه علی القول بالکشف که معنی حکومت و کشف در کتب قبلی برای ما روشن شده است، فی الجمله هم امروز داریم توضیح دادیم، دو چیز ممکن است باشد: عده ای قائل اند که نتیجه مقدمات انسداد حجیت ظن است و طریقیت ظن است، عده ای قائل اند که نه مرجّحیت ظن است در مقام امتثال عند تعذّر از امتثال قطعی. این دو قول؛ پس مقدمه اول خلاصه اش این شد که دو قول است در نتیجه ای که مقدمات انسداد آن نتیجه را ارائه می دهد. مقدمه دوم، عبارت از این است که علم اجمالی که موجب برای احتیاط میشود نسبت به تمام اطراف، مادامی است که این علم اجمالی منحل نشود. و الا اگر علم اجمالی منحل شود و از بین برود دیگر نیست تا اثر داشته باشد. مثلا اگر من علم اجمالی دارم که یا کاسه الف نجس است یا کاسه باء. باید از هر دو اجتناب بکنم به حکم عقل. حالا اگر یقین پیدا کردم که کاسه نجس کاسه الف است، دیگر فقط از الف باید اجتناب کنم از باء لازم نیست اجتناب بکنم. جهتش این است که علم اجمالی من از بین رفت. علم اجمالی قوامش به این بود که بتوانم بگویم یا این واجب الإجتناب است یا این. اما حالا که علم پیدا کردم که کاسه الف واجب الإجتناب است دیگر یا نمی توانم بگویم. می گویم کاسه الف صد در صد واجب الإجتناب است، این یا بر نمی دارد. کاسه باء را نمی دانم نجس هست یا نجس نیست. شک در اصل تکلیف دارم مجرای برائت است. در همین جا اگر بینه آمد قائم شد گفت کاسه الف نجس است باز علم اجمالی من منحل می شود. چون دیگر از حالا به بعد نمی توانم بگویم یا کاسه الف واجب الإجتناب است یا کاسه باء. یقینا کاسه الف واجب الإجتناب هست کاسه باء را نمی دانم واجب الإجتناب هست یا نیست. نهایت در صورت اول علم اجمالی من منحل شد واقعا، در صورت دوم علم اجمالی من منحل شد به سبب تعبد شارع، چون شارع فرموده عمل به بینه بکن علم اجمالی من از بین رفت. پس علم اجمالی مادامی اثر دارد که منحل نشود. یکی از راههایی که علم اجمالی منحل میشود این است که حجت و طریق قائم شود که آن معلوم بالإجمال این جا است، در بعضی از این اطراف. اگر حجت قائم شد که آن معلوم بالإجمال این جا است دیگر در آنهای دیگر شک بدوی می شود. حالا که این دو مقدمه را ما یاد گرفتیم، اگر گفتیم نتیجه مقدمات انسداد حجیت ظن است و طریقیت ظن است، که ظن طریق به احکام واقعیه (واقعی؟۱۵) است. آن وقت وقتی که ما ظن به احکام حرامی پیدا کردیم و ظن به احکام وجوبیه ای پیدا کردیم همینهایی که مظنون ما است می شود احکام تحریمیه خدا، همین های که مظنون الوجوب ما است می شود احکام وجوبیه خدا. آن معلوم بالإجمالی که داشتم که یک احکام تحریمیه و یک احکام وجوبیه ای دارد احتمال دارد همان هایی باشد که ظن من به آنها اصابه کرده است. پس آن معلوم بالإجمال منحل می شود. این مظنونات من صد در صد حرام است. این واجبات من هم صد در صد حرام است. نسبت به غیر اینها جایی که دیگر ظن به حرمت ندارم احتمال حرمت می دهم نمی دانم آیا در آن جا هم شارع مقدس حرام واقعی دارد یا ندارد، می شود شک بدوی مجرای برائت. پس نتیجه ای که دیروز گرفتیم منافات با باب انسداد علم و علمی پیدا نمی کند. اگر دیدیم که نتیجه مقدمات انسداد حجیت ظن و طریقیت ظن است، چون وقتی که ظن حجت شد و طریق شد و قائم شد بر بعض الأطراف که آن معلوم بالإجمال ممکن است در این بعض الأطراف باشد، احتمال انطباقش را که نسبت به این بعض الأطراف دادم، نسبت به بعض الأطراف دیگری شک بدوی می شود و مجرای برائت می شود. این یک راه برای رفع تناقض بود. راه دیگر این است که ما بگوییم اصلا در مورد علم اجمالی و شک در مکلف به احتیاط لازم نیست(؟۱۷). که البته این حرف را ما نمی توانیم بزنیم چون ما قائل شدیم به وجوب موافقت قطعیه. پس راه فقط منحصر به اول است. حالا باید رفت باب انسداد علم و علمی را خواند دید آیا نتیجه مقدمات انسداد حجیت ظن است به معنی طریقیت، یا حجیت ظن است به معنی مرجحیت امتثال ظنی بعد از تعذر از امتثال قطعی؟

      و مما ذکرنا تبیّن أنّ مقتضی القاعده عند إنسداد باب علم تفصیلی به احکام شرعیه یک، و عدم وجوب تحصیل علم اجمالی در آنها به سبب احتیاط دو، چرا احتیاط لازم نیست؟ لمکان الحرج أو قیام الإجماع علی عدم وجوبه، مقتضای قاعده بر طبق آنچه که دیروز گفتید این است که أن یُرجع که رجوع شود در ما عدای بعض مرخّص در ترک احتیاط در او، یعنی در ما عدای موارد ظن مطلقا یا فی الجمله که معنی مطلقا و فی الجمله را عرض کردیم، رجوع شود به احتیاط. مع أنّ بناء أهل الإستدلال بدلیل الإنسداد بعد إبطال الإحتیاط و وجوب العمل بالظنّ مطلقا یا فی الجمله، علی الخلاف بینهم علی الرجوع فی غیر الموارد الظن المعتبر إلی الأصول الموجوده فی تلک الموارد دون الإحتیاط، و حال آنکه بنای اهل استدلال به این است که در غیر از مواردی که به ظن عمل کردیم در غیر آن موارد می گویند چه کار کنیم؟ به اصول نسبت به خودش عمل کنیم حالا می خواهد مقتضای اصل برائت باشد یا مقتضای اصل احتیاط باشد. دیگر علم اجمالی را نسبت به آن اطراف مؤثر نمی دانم می گویم رجوع کن به اصلی که در خودش هست. حالا اصل خودش ممکن است مقتضایش ترخیص باشد ممکن است لزوم اجتناب باشد. نعم(نه؟۱۹)، پس شد تناقض، ولیکن نعم لو قام بعد ابطال وجوب الإحتیاط دلیلٌ عقلیٌ أو إجماعٌ علی أنّ کون الظنّ مطلقا أو فی الجمله حجتاً، اگر دلیلی قائم شود که ظن حالا ظن مطلق یا فی الجمله حجت است و طریقا فی الأحکام الشرعیه طریق در احکام شرعیه است. اگر این ثابت شود، أو مَنعوا أصاله وجوب الإحتیاط عند الشک فی المکلف به یا منع بکنند اصل وجوب احتیاط را در شک در مکلف به، صحّ ما جری علیه من الوجوب فی موارد عدم وجود هذا الطریق إلی الأصول الجاریه فی مواردها. در این صورت کارشان درست است صحیح است آن چه را که جاری کردم بر او که عبارت است از رجوع در موارد عدم وجود این طریق یعنی عدم وجود ظن به اصول جاریه در موارد خودش. لکنّک خبیرٌ بأنّه لم یقم، نه قائم شده و لم یقیموا، و نه هم این علما اقامه کرده اند علی وجوب إتباع المظنونات إلا بطلان الإحتیاط . گفته اند چون احتیاط باطل است پس باید ظن را گرفت و به آن عمل کرد. اما اینکه این ظن طریق است این که ثابت نشده است. یا أصاله الإحتیاط ساقط است این را که نتوانسته اند ثابت بکنند. مع اعتراف أکثرهم بأنّه الأصل فی المسئله که اصل در مسئله عبارت است از لزوم احتیاط در مورد علم اجمالی. و عدم جواز ترجیح المرجوح و قائل اند به عدم جواز ترجیح مرجوح و راجح، که ما بگوییم نه پس به وهم هم باید عمل کرد. و من المعلوم أنّ هذا لا یفید إلا جواز مخالفه الاحتیاط لموافقه الطرف الراجح فی المظنون دون ال..؟۲۱.. . همانی است که از خارج گفتیم، مقدماتی که علما چیده اند بیشتر از این نتیجه نمی دهد. که در مقام امتثال شما آن مظنون را بگویید اما حجیت ظن را نمی دهد. چرا؟ چون گفته اند در این جا احتیاط نمی شود کرد. خب احتیاط نمی شود کرد قبول، اما این سبب می شود ظن حجت شود؟ بعد هم گفته اند ترجیح مرجوح بر راجح قبیح است پس گرفتن طرف موهوم و طرف شک و رها کردن طرف ظن قبیح است باید طرف ظن را گرفت. ما هم طرف ظن را می گیریم. اما این که طریقیت ظن را اثبات نمی کند.

      و لم یُقیموا بر وجوب اتّباع مظنونات مگر بطلان احتیاط را، با اعتراف اکثرشان بأنّه الأصل فی المسئله که اصل در مسئله احتیاط است، نهایت ما دست برداشتیم به خاطر اینکه اضطرار پیدا کردیم به ارتکاب بعض الأطراف. و عدم جواز ترجیح مرجوح، و از آن طرف هم گفته اند ترجیح مرجوح جایز نیست. و من المعلوم که أنّ هذا این مقدماتی که علما می گویند لا یُفید مگر جواز مخالفت احتیاط را به اینکه انسان موافقت بکند طرف راجح را در مظنون دون الموهوم. و مقتضی هذا لزوم الإحتیاط فی غیر المظنونات. و مقتضای این مطلب لزوم احتیاط است در غیر مظنونات، در غیر مظنونات باز باید به همان أصاله الإحتیاط رجوع کرد. تمام شد.

      سوال: ….۲۳

      جواب: اگر طریقیت ثابت بکنیم هیچی دیگر،( سوال:…) خب برای ثابت کردنش باید ببینیم آیا مقدمات افاده می کند که ظن طریق است یعنی کشف بکنیم که شارع مقدس در موردی که ما علم اجمالی داریم و باب علم و علمی منسد است در آن مورد شارع مقدس ظن را حجت قرار داده است. اگر کشف بکنیم که شارع چنین کاری کرده است خوب است ولیکن این را نتوانستیم کشف بکنیم.

      السادس، تنبیه ششمی که مرحوم شیخ وارد می شوند باز تنبیه بسیار مفیدی است. و آن عبارت از این است که اطراف علم اجمالی به دو قسمت تقسیم می شود. که به این در درسهای سابق هم اشاره شد. در جایی که بحث می کردیم از مانعیت کلّ شئ لک حلال نسبت به تنجیز تکلیف در اطراف علم اجمالی. و آن این است که گاهی وقتها اطراف علم اجمالی دفعی الوجود هستند گاهی وقتها تدریجی الوجود هستند. منظورمان از دفعی الوجود معنی فلسفی اش نیست. منظورمان از دفعی الوجود این است که تمام اطراف به گونه ای هستند که انسان می تواند تمام اطراف را دفعتاً واحداً مرتکب شود. ارتکابش این طور نیست که لا یمکن (..؟۲۴) بالتدریج. مثل اینکه من علم دارم یکی از این دو کاسه خمر است. خب هم می توانم این کاسه را مرتکب بشوم هم می توانم این کاسه را مرتکب شوم. منظور از اینکه اطراف علم اجمالی تدریجی الوجود اند یعنی اینکه به تدریج موجود می شوند. یکی الان موجود می شود یکی الان موجود نیست و فردا موجود می شود. مثل اینکه من می دانم یا این کاسه نجس است یا کاسه ای که فردا کارخانه می زند و در می آید آن نجس است که آن کاسه الان معدوم است. این مثال برای تدریجی الوجود می شود. حالا صحبت در این است که علم اجمالی که ما گفتیم مؤثر است نسبت به حرمت مخالفت قطعیه عقلا و نسبت به وجوب موافقت قطعیه عقلا، هم در مورد دفعی الوجود است هم در مورد تدریجی الوجود، یا در تدریجی الوجود دیگر اثری ندارد ؟ این مورد بحث است. مرحوم شیخ برای این مسئله چند تا مثال می زنند. مثال اول عبارت است از زنی که مضطربه است. یعنی نمی داند که چه وقت عادتش شروع میشود. یا زنی که ناسیه است وقت حیض شدنش را نمی داند چه وقت است اما عدد روزهایی را که حائض است می داند مثلا شش روز است. پس این زن یقین دارد که در این ماه از اول ماه تا سی ام ماه شش روز حائض هست. اما کدام شش روز نمی داند. آیا شش روز اول ماه یا شش روز دوم یا شش روز سوم تا برسد به شش روز پنجم، نمی داند. و این شش روز شش روز ها همه یک دفعه موجود نیستند بلکه شش روز اول زمانی که دارد وجود پیدا میکند اصلا شش روز دوم معدوم است. وقتی می رسد به وجود شش روز دوم، شش روز دوم شروع می شود شش روز اول معدوم است. پس میشود تدریج الوجود. آن وقت این جا دو تا مسئله پیش می آید: زوج این زن نسبت به این زوجه علم دارد که شش روز از این سی روز حائض است اما کدام شش روز نمی داند. پس باید احتیاط کند ترک وطی کند در تمام ماه. چرا؟ به خاطر اینکه علم اجمالی دارد که یکی از این شش روز این زن حائض است. اما نمی داند کدام شش روز. ولیکن دیدیم که شش روزها به تدریج یافت می شوند همه یک آن موجود نیستند. مسئله دوم نسبت به خود زن است. خود زن هم می داند که شش روز برای او اموری حرام است، دست زدن به قرآن، رفتن داخل مساجد، این ها بر او حرام است. اما کدام شش روز نمی داند. اگر گفتیم علم اجمالی مؤثر است در تمام این ماه باید تمام محرمات حائض را کنار بگذارد. اگر گفتیم منجز نیست در تمام ماه می تواند مرتکب شود.

      مثال دوم، مربوط به تاجری است که این تاجر می داند در طول یک ماه تجارتش مبتلا به معامله ربویه قطعا می شود. ولیکن آن معامله ربویه کدام یک از این معاملاتی است که در این یک ماه او انجام می دهد، نمی داند. خب این جا هم این ها موجود بالتدریج اند. امروز که دارد معامله می کند معامله فردا هنوز موجود نشده است. فردا که دارد معامله می کند معامله پس فردا موجود نیست و معامله امروز هم معدوم است. اگر گفتیم این تاجر باید احتیاط بکند علم اجمالی مؤثر است پس این باید در طول ماه هیچ معامله ای نکند مگر اینکه یقین داشته باشد که آن معامله ربوی نیست. اما هر معامله ای که احتمال ربویتش را داد چون علم اجمالی دارد که یکی از این معاملاتش ربوی است باید کنار بگذارد. اگر گفتیم که نه احتیاط لازم نیست این می تواند تمام این معاملات را در طول ماه مرتکب شود. این اصل مسئله و این هم دو تا مثال. مرحوم شیخ می فرمایند فرقی در تأثیر علم اجمالی نیست. چه در جایی که همه اطراف موجود باشند بالفعل؛ و چه اینکه اطراف به تدریج یافت بشوند. فقط یک معیار باید ملاحظه شود. و آن اینکه تمام اطراف مورد ابتلا باشد. اگر تمام اطراف مورد ابتلا ( قطع شده دقیقه ۲۹….)

      … تعلق گرفته به تکلیف فعلی علی أیّ تقدیر، اما اگر بعضی از این اطراف به جهت همان تدریجی الموجود شدنشان خارج از محل ابتلا بشوند. خب اگر خارج از محل ابتلا شدند دیگر تکلیف نسبت به او فعلی نیست علم اجمالی به یک تکلیف فعلی علی أیّ تقدیر تعلق نگرفته پس احتیاط لازم نیست. این تا این جا طرح بحث و نظر مرحوم شیخ؛ بعد مرحوم شیخ بر می گردند یکی یکی این مثالها را مورد بحث قرار می دهند که باید چه کرد و چه گفت. و بعد هم می گویند حالا اگر ما قائل به وجوب احتیاط نشدیم. من شیخ که قائل به وجوب احتیاط هستم حالا اگر آمدیم و قائل به وجوب احتیاط نشدیم. مقتضای اصول عملیه در این مثالها چیست؟ که بحثهای جالبی دارد.

      السادس، لو کان المشتبهات مما یوجد تدریجاً ، اگر مشتبهات از اموری باشند که بالتدریج یافت می شوند. کما إذا کانت زوجه الرجل مضطربتاً فی حیضها ، مضطربه است یعنی اصلا نمی داند که چه وقت عادت می شود. اما بالاخره می داند که حائض شده و در طول ماه شش روز، هفت روز، ده روز در حال حیض هست. کما إذا کانت زوجه الرجل مضطربتاً فی حیضها. حالا مثل به چه صورت؟ مثالی که ما فرض می کنیم به این صورت: بأن تنسها وقتها و إن حفظت عددها. به اینکه وقت حیض شدنش را فراموش کرده است اما عددش را در خاطرش هست. آن وقت این زن فتعلم إجمالا أنّها حائضٌ فی الشهر بسته أیام مثلاً. برای شش روز مثلا هفت روز مثلاً حائض هست. حالا سوال این است که فهل یجب علی الزوج الإجتناب عنها اجتناب از این مرئه کند فی تمام الشهر. و یجب علی الزوجه أیضاً و بر خود زن هم واجب است الإمساک عن دخول المسجد و قرائه العزیمه در تمام شهر أم لا؟ این یک مثال، مثال دوم: و کما إذا عَلم التاجر إجمالاً بإبتلائه فی یومه أو شهره بمعامله ربویه که در این شهر یا در امروز ده تا معامله می کند یک معامله اش ربوی است. فهل یجب علیه الإمساک عمّا لا یعرف حکمه من المعاملات فی یومه أو شهره أم لا. حالا آیا واجب هست بر این امساک و اجتناب از آن معامله ای که حکمش را نمی داند از معاملات در روزش یا در شهرش، یا لازم نیست. التحقیق أن یُقال إنّه لا فرق بین الموجودات فعلا و الموجودات تدریجاً فی وجوب الإجتناب عن الحرام المردد بینها. هیچ فرقی نیست البته إذا کان الإبتلاء دفعتاً اگر ابتلا دفعی باشد. پس و التحقیق أن یُقال أنه لا فرق بین الموجودات فعلا و الموجودات تدریجاً فی وجوب الإجتناب و عدمه، و عدم وجوب اجتناب. هر کس در فعلیات قائل به وجوب اجتناب است این جا هم باید قائل باشد. هر کس آن جا قائل نبود این جا هم قائل نیست. چرا؟ لإتحاد المناط فی وجوب الإجتناب به خاطر اینکه مناطی که ما در وجوب اجتناب داریم متحد است. آن مناط عبارت است از اینکه علم تعلق به یک تکلیف گرفته است که آن تکلیف فعلی است. اگر گفتیم علم اجمالی نسبت به تکلیف مقتضی برای ثبوت تکلیف هست مانع هم نیست چه در فعلیات چه در تدریجیات، اگر گفتیم نه علم اجمالی نسبت به تکلیف در این جا اثر ندارد چه در فعلیات چه در تدریجیات، فقط یک استد….(؟۳۵) باید بکنیم که آن از شرط ما پیدا شد که ما گفتیم اگر همه مورد ابتلا باشند فرقی نیست. و اما قد یمنع الإبتلاءُ دفعتاً فی التدریجیات. گاهی اوقات منع میکند ابتلا دفعی در تدریجیات از وجوب احتیاط و لزوم احتیاط.

      وصلی الله علی محمد واله الطاهرین.

       

      دیدگاه‌ خود را بنویسید

      نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

      پیمایش به بالا