بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین
بحث ما در این بود که در باب اجاره، عین مستأجره مورد امانت هست و در نتیجه اگر بدون افراط و تفریط تلف شود یا معیوب شود مستأجر ضامن نیست، به این مناسبت وارد مقدمهای شدیم که گفتیم امانت در شریعت بر دو قسم است: امانت مالکی و امانت شرعی.
حتی شما میتوانید ابتدا تقسیم را این طور مطرح بفرمایید؛ بگویید ما دو قسم ید داریم: ید امانی و ید ضمان. ید امانی تارة امانت مالکی است و تارة امانت شرعی است. ید ضمان، یدی است که مورد ضمان است یعنی استیلاء زید بر این مال به شرط ضمان است، بنا بر این که ضامن این مال باشد حتی اگر بدون افراط و تفریط تلف شود.
نسبت به ید امانی، قسم اول آن که امانت مالکیه بود توضیح آن را دادیم و مواردی هم برای آن ذکر کردیم، گفتیم منحصر به این موارد هم نیست.
۲. امانت شرعیه
امانت شرعیه عبارت از این است که شارع مقدس ترخیص میفرماید، تجویز میفرماید اثبات ید شخصی را بر مالی به جهت حفظ آن مال و به جهت رساندن و ایصال آن مال به صاحبش ولو بدون علم از طرف آن شخصی باشد که مال تحت ید او قرار میگیرد و همچنین بدون تأمین از طرف مالک است.
مثلا مالی که پیدا شده اصلا صاحبش معلوم نیست که بخواهد صاحب و مالک تأمین کند این شخص را بر این مال، نه علمی از طرف مالک هست، نه تأمینی از طرف مالک هست، در عین حال این مال نزد زید میشود امانت به مقتضای حکم شرعی.
یعنی بر خلاف امانت مالکیه که معمولا به صورت یک قراردادی محقق میشد حالا یا مستقیما قرارداد ودیعه بود یا قراردادی بود که نتیجهاش تسلط و تسلیط بر مال بود از طرف مالک، در این جا این نوع امانت به سبب قراردادی حاصل نشده بلکه به حکم شارع محقق شده و بدون این که مالک چیزی را به زید سپرده باشد زید شرعا موظف است به حفظ این مال و ایصال این مال، این میشود امانت شرعیه.
این هم مواردی دارد:
یکی از موارد این است که مالی تحت ید غیر قرار بگیرد قهرا، بدون اختیار. مثال زدند مثل این که باد جامه و ثوب همسایه را بیندازد در خانه زید یا سیل لباس شخصی را یا صندوق اموال شخصی را بیاورد در خانه زید قرار دهد، در این جا این مال تحت ید زید قرار گرفته بدون اختیار. این جا ید زید بر این ثوب، ید زید بر این صندوق میشود ید امانت شرعی.
مورد دوم مثل این است که مالک استیلاء میکند غیر را یعنی زید را مثلا بر مال خودش اما هیچ اطلاع و علمی ندارد که این مال او است و مالش در این جا هست تا با اختیار و علم و رضایت خودش زید را مسلط بر این مال کند؛ مثل این که شما میروید یک چمدانی از مغازه میخرید بعد میآورید منزل و میبینید در چمدان یک تعداد لباس و اموال شخص بایع موجود است، این جا بایع شما را مسلط کرده بر این مال اما بدون اطلاع خودش که مالش در این جا است و تسلیط شما بر این مال به اختیار از طرف مالک نبوده. یا مثال زدند مثلا شما رفتید مغازه یک کیلو برنج بخرید، بعد آن شخص اشتباها دو کیلو برنج به شما داده، الان نسبت به یک کیلو ید شما میشود ید امانی. رفتید از او دو جامه بخرید او اشتباها سه جامه به شما داده، ید شما بر آن لباس سوم میشود ید امانی شرعی.
مورد سوم لقطه است؛ شما اگر یک چیزی را پیدا کنید و آن را بردارید اسم این لقطه است و در نزد شما میشود مورد امانت شرعی که یکی از کتب فقهی خودش کتاب لقطه است که دارای احکامی هم هست؛ چطور باید حفظ شود، چطور باید تعریف شود، چطور قابل تصرف است و الی آخر.
مورد چهارم این است که شما یک مالی را در دست دزد یا غاصب میبینید و آن مال را از دست دزد یا غاصب میگیرید برای این که به صاحبش برسانید، باز ید شما بر این مال میشود ید امانت شرعیه.
مورد دیگر؛ اگر شما مالی را در دست صبی یا مجنون ببینید، حتی مال خودش، صبی و مجنون حافظ اموال خودشان نیستند، سفیه هستند، مجنون است نمیتواند در مال خودش تصرف کند، شما هم اگر این مال را از او گرفتید از جهت تحفظ بر مال او، ید شما میشود ید امانی، امانت شرعی، تا این که این مال را به ولی آن طفل و مجنون برسانید.
و همین طور موارد دیگری که مورد امانت شرعیه هست، اینها همه میشود امانت شرعی. یک گوسفندی وارد خانه شما شود، ید شما بر این گوسفند میشود ید امانت شرعی، شما موظف هستید از آن نگهداری کنید تا به صاحبش برسانید.
در تمام این موارد یدی که این شخص مثل زید پیدا کرده به اختیار علم و اطلاع مالک و زید نبوده بلکه از جهت حکم شرعی شارع مقدس او را مسلط بر این مال قرار داده، مالک اصلا شاید هیچ خبری نداشته باشد و در نتیجه این را میگویند امانت شرعیه.
افتراق امانت مالکیه و شرعیه
حالا که امانت مالکیه و امانت شرعیه را شناختیم، یک فصلی هم باز کنیم برای افتراق بین این دو قسم امانت تا این دو قسم بیشتر برای ما روشن شود.
افتراقی که بین این دو قسم امانت است از جهاتی است که بعضی را ما تعرض میکنیم؛
۱. عقدی یا قهری بودن
یک اختلاف از جهت نفس خود دو امانت است، ذات خود دو امانت است به این معنا که امانت مالکیه قراردادی است، عقدیةٌ، عقدی است. امانت شرعیه قراردادی نیست، قهریةٌ، قهریه است، گوسفند خودش آمده در خانه ما، قهری است. این یک فرق.
۲. توقف بر تراضی و عدم آن
فرق دوم این است که در امانت مالکیه متوقف بر رضایت از طرفین است چه امانت مالکیه بالمعنی الخاص که عقد ودیعه است، چه امانت مالکیهی بالمعنی العام که موارد مختلفی داشت مثل رهن و اجاره و الی غیر ذلک، در تمام این موارد رضایت از طرفین هست. پس در امانت مالکیه رضایت از طرفین است. اما امانت شرعیه بدون توافق و بدون رضایت است، حکم شرعی است که ثابت است بر شخص کسی که لقطهای را در راه پیدا میکند اگر برندارد برنداشته اما اگر برداشت حکم شرعی بر آن ثابت میشود، ید او میشود ید امانت شرعی که باید حفظ کند تا به صاحبش ایصال کند.
۳. شرایط حفظ مال
فرق سوم این است که در امانت مالکیه، امین ملتفت به شرائطی که برای آن مال و حفظ آن مال هست خواهد بود چون آن شرائط در ضمن عقد ذکر میشود، میگوید من این را به شما امانت میدهم که حفظ کنید اما باید در چنین گاوصندوقی باشد، در چنین محلی باشد، برای آن حارس بگذاری و الی آخر. اما در امانت شرعیه چون عقدی اجراء نمیشود، شرائطی ذکر نمیشود لذا شخص امین عالم و عارف به شرائط امانت شرعیه نیست مگر همان احکامی که در شریعت ذکر شده آن هم به شرطی که آن مسائل را بداند.
۴. ضمان
فرق چهارم ـ که این فرق مهم است ـ این است که در امانت مالکیه امین ضامن نیست الا مع الافراط و التفریط، مگر این که افراط و تفریط کرده باشد؛ افراط کرده باشد مثل این که از مال استفاده کرده باشد. تفریط کرده باشد، مثل این که در حفظ مال کوتاهی کرده باشد. و اگر حالا تلف بشود ما علی الامین الا الیمین یعنی شخص امین لازم نیست بر او که اثبات کند که این تلف بدون افراط و تفریط بوده بلکه مالک است که باید اثبات کند این تلف با افراط و تفریط بوده و در نتیجه امین ضامن است و الا به حسب اصل اولی امین ضامن نیست. این در امانت مالکیه است.
در امانت شرعیه تارة سبب تلف از اسباب قاهره عامه است مثل زلزله و سیل، در اینها شکی نیست که امین ضامن نیست، اما در غیر آن شخص امین هست که باید اثبات کند که خیانتی نکرده و درست در حفظ امانت انجام وظیفه کرده. بر عکس امانت مالکیه؛ در امانت مالکیه اثبات خیانت امین با مالک است، در امانت شرعیه اثبات عدم خیانت در مال با امین است، امین است که باید اثبات کند خیانت نکرده. یعنی خلاصه امانت شرعیه مضمونه است و مورد ضمان است، باید امری باشد که رافع ضمان باشد، یعنی شما لقطه در خیابان را میتوانید برندارید اما اگر برداشتید ضامن آن هستید ولو این که بدون افراط و تفریط تلف شود، مگر این که یک آفت سماوی در مقام باشد.
این هم فرقی است که بعضی بین امانت مالکیه و امانت شرعیه گفتند.
مثال آن هم روشن شد؛ مثلا اگر یک لباس یا پیراهنی ده میلیون ارزش آن است، شما آن را در نزد زید قرار دهید به امانت مالکیه، زید هم این را در همان جایی که لباسهای خودش را حفظ میکند لباس شما را هم در همان جا برای حفظ بگذارد، بعد دزد بیاید و همه را بردارد و ببرد، این جا شما ضامن نیستید. اما در همین جا اگر شما این لباس را در راه پیدا کردید و آوردید در منزل خود و نگهداری کردید ولو در همان جایی که لباسهای خودتان را نگه میدارید این را هم نگهداری کردید، اگر دزد بیاید و ببرد شما ضامن هستید. این فرق چهارم و فرق اخیری بود که بین امانت مالکیه و امانت شرعیه است.
۵. تحقق رد
فرق پنجم این است که در امانت مالکیه رد امانت محقق میشود به مجرد تخلیه بین آن شیء و بین مالک یعنی بگوید این لباس شما این جا است هر وقت که خواستی بیا و بردار و برو، پس تحقق رد به مجرد تخلیه است. اما در امانت شرعیه رد امانت به ایصال به مالک است، در اول ازمنه امکان، یعنی باید برود به مالکش برساند، حتی اگر مالک مطالبه نکند این وظیفه دارد که مال را به صاحبش برساند ولی در امانت مالکیه این طور نیست، اگر مالک مطالبه نکند تخلیه بین مال و مالک هم حتی بر من لازم نیست.
۶. ماهیت امانت مالکی بعد از اتمام مدت
فرق دیگری که بین امانت مالکیه و امانت شرعیه هست مربوط به عین مستأجره و عین مرهونه است. این فرق را جدا باید بنویسید چون مورد کلام است. به این بیان که در عین مستأجره بعد از انقضاء مدت اجاره ما این خانه را به شما اجاره دادیم یک ساله، یک سال تمام شد بعد از انقضاء مدت اجاره آیا این خانه در ید شما امانت مالکیه است یا امانت شرعیه است؟ دو وجه در مسأله هست:
یک وجه این است که بگوییم این امانت مالکیه است چون قبلا که امانت مالکیه بود الان هم نمیدانیم که آیا همان امانت مالکیه باقی است یا خیر، استصحاب میکنیم همان امانت مالکیه را، پس میگوییم امانت، امانت مالکیه است.
وجه دوم این است که بگوییم امانت شرعیه است. چرا؟ چون امانت مالکیه به تسلیط مالک بود مستأجر را بر این خانه به رضایت خودش از باب عمل به عقد اجاره، چون استیفاء منفعت بدون تسلیم عین ممکن نیست، الان این مطلب تمام شد، سالبه به انتفاء موضوع شد، دیگر استیفاء منفعتی برای مستأجر نیست که تسلیطی من نسبت به مستأجر بر این مال داشته باشم به رضایتم از باب عقد اجاره، در نتیجه مثل مالی میماند که در ید غیر افتاده، در دست غیر افتاده، امانت میشود امانت شرعیه.
عین این مطلب در باب رهن هم پیش میآید یعنی اگر زمان فک رهن رسید، بعد از فک رهن، عین مرهونه در نزد شخص مرتهن آیا امانت مالکیه است که تا به حال امانت مالکیه بود یا شده امانت شرعیه، که این احتیاج دارد به بحث اگر مناسبتی پیش بیاید بحث خواهیم کرد.
یک بحث دیگر هست که عبارت است از انقلاب ید امانت به ید ضمان که میگذاریم برای جلسه آینده.
(سؤال: در امانت شرعیه اگر هزینهای داشته باشد هزینه آن بر عهده چه کسی است؟) ما الان نمیخواهیم وارد در بحث امانت شرعیه و احکام و خصوصیات مربوط به امانت شرعیه شویم، آن خودش مورد بحث است که آیا هزینهاش بر عهده امین است یا بر عهده مالک است یا از بیت المال باید داده شود، بحثهایی در آن جا هست که الان مورد بحث ما نیست. (…) بله نسبت به فرق چهارم مسأله در منهاج همین است لذا گفتیم که بعضی گفتهاند.ـ
تا همین مقدار فکر میکنم کفایت میکند.
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.