ویرایش محتوا

جلسه ۱ ـ شنبه ۲۲‏.۶‏.۱۴۰۴ ـ ۲۰‏.۳‏.۱۴۴۷

جلسه ۲ ـ یکشنبه ۲۳‏.۶‏.۱۴۰۴ ـ ۲۱‏.۳‏.۱۴۴۷

جلسه ۳ ـ دو‌شنبه ۲۴‏.۶‏.۱۴۰۴ ـ ۲۲‏.۳‏.۱۴۴۷

جلسه ۴ ـ سه‌شنبه ۲۵‏.۶‏.۱۴۰۴ ـ ۲۳‏.۳‏.۱۴۴۷

جلسه ۵ ـ چهار‌شنبه ۲۶‏.۶‏.۱۴۰۴ ـ ۲۴‏.۳‏.۱۴۴۷

جلسه ۶ ـ شنبه ۲۹‏.۶‏.۱۴۰۴ ـ ۲۷‏.۳‏.۱۴۴۷

جلسه ۷ ـ یکشنبه ‏۳۰‏.۶‏.۱۴۰۴ ـ ۲۸‏.۳‏.۱۴۴۷

جلسه ۸ ـ دو‌شنبه ۳۱‏.۶‏.۱۴۰۴ ـ ۲۹‏.۳‏.۱۴۴۷

جلسه ۹ ـ سه‌شنبه ۱‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۳۰‏.۳‏.۱۴۴۷

جلسه ۱۰ ـ چهار‌شنبه ۲‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۱‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۱۱ ـ شنبه ‏۵‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۴‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۱۲ ـ یکشنبه ‏۶‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۵‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۱۳ ـ دو‌شنبه ‏۷‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۶‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۱۴ ـ سه‌شنبه ‏۸‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۷‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۱۵ ـ چهار‌شنبه ‏۹‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۸‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۱۶ ـ شنبه ۱۲‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۱۱‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۱۷ ـ یکشنبه ۱۳‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۱۲‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۱۸ ـ دو‌شنبه ‏۱۴‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۱۳‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۱۹ ـ سه‌شنبه ‏۱۵‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۱۴‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۲۰ ـ چهار‌شنبه ‏۱۶‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۱۵‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۲۱ ـ ‌شنبه ‏۱۹‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۱۸‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۲۲ ـ یکشنبه ‏۲۰‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۱۹‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۲۳ ـ دو‌شنبه ‏۲۱‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۲۰‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۲۴ ـ سه‌شنبه ‏۲۲‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۲۱‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۲۵ ـ چهار‌شنبه ‏۲۳‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۲۲‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۲۶ ـ شنبه ‏۲۶‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۲۵‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۲۷ ـ یکشنبه ‏۲۷‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۲۶‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۲۸ ـ دو‌شنبه ‏۲۸‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۲۷‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۲۹ ـ سه‌شنبه ‏۲۹‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۲۸‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۳۰ چهار‌شنبه ‏۳۰‏.۷‏.۱۴۰۴ ـ ۲۹‏.۴‏.۱۴۴۷

جلسه ۳۱ ـ شنبه ۳‏.۸‏.۱۴۰۴ ـ ۳‏.۵‏.۱۴۴۷

جلسه ۳۲ ـ یکشنبه ‏۴‏.۸‏.۱۴۰۴ ـ ۴‏.۵‏.۱۴۴۷

جلسه ۳۳ ـ دو‌شنبه ۵‏.۸‏.۱۴۰۴ ـ ۵‏.۵‏.۱۴۴۷

جلسه ۳۴ ـ سه‌شنبه ۶‏.۸‏.۱۴۰۴ ـ ۶‏.۵‏.۱۴۴۷

جلسه ۳۵ ـ چهار‌شنبه ‏۷‏.۸‏.۱۴۰۴ ـ ۷‏.۵‏.۱۴۴۷

جلسه ۳۶ ـ شنبه ‏۱۰‏.۸‏.۱۴۰۴ ـ ۱۰‏.۵‏.۱۴۴۷

جلسه ۳۷ ـ یکشنبه ‏۱۱‏.۸‏.۱۴۰۴ ـ ۱۱‏.۵‏.۱۴۴۷

جلسه ۳۸ ـ شنبه ‏۱۷‏.۸‏.۱۴۰۴ ـ ۱۷‏.۵‏.۱۴۴۷

جلسه ۳۹ ـ یکشنبه ‏۱۸‏.۸‏.۱۴۰۴ ـ ۱۸‏.۵‏.۱۴۴۷

جلسه ۴۰ ـ دو‌شنبه ‏۱۹‏.۸‏.۱۴۰۴ ـ ۱۹‏.۵‏.۱۴۴۷

جلسه ۴۱ ـ سه‌شنبه ۲۰‏.۸‏.۱۴۰۴ ـ ۲۰‏.۵‏.۱۴۴۷

جلسه ۴۲ ـ چهارشنبه ‏۲۱‏.۸‏.۱۴۰۴ ـ ۲۱‏.۵‏.۱۴۴۷

جلسه ۴۳ ـ شنبه ۲۴‏.۸‏.۱۴۰۴ ـ ۲۴‏.۵‏.۱۴۴۷

جلسه ۴۴ ـ یکشنبه ۲۵‏.۸‏.۱۴۰۴ ـ ۲۵‏.۵‏.۱۴۴۷

جلسه ۴۵ ـ دو‌شنبه ‏۲۶‏.۸‏.۱۴۰۴ ـ ۲۶‏.۵‏.۱۴۴۷

جلسه ۴۶ ـ ‌شنبه ۸‏.۹‏.۱۴۰۴ ـ ۸‏.۶‏.۱۴۴۷

جلسه ۴۷ ـ یکشنبه ۹‏.۹‏.۱۴۰۴ ـ ۹‏.۶‏.۱۴۴۷

جلسه ۴۸ ـ دو‌شنبه ۱۰‏.۹‏.۱۴۰۴ ـ ۱۰‏.۶‏.۱۴۴۷

جلسه ۴۹ ـ سه‌شنبه ۱۱‏.۹‏.۱۴۰۴ ـ ۱۱‏.۶‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۵۰ ـ شنبه ۱۵‏.۹‏.۱۴۰۴ ـ ۱۵‏.۶‏.۱۴۴۷

جلسه ۵۱ ـ یکشنبه ۱۶‏.۹‏.۱۴۰۴ ـ ۱۶‏.۶‏.۱۴۴۷

جلسه ۵۲ ـ دو‌شنبه ۱۷‏.۹‏.۱۴۰۴ ـ ۱۷‏.۶‏.۱۴۴۷

جلسه ۵۳ ـ سه‌شنبه ۱۸‏.۹‏.۱۴۰۴ ـ ۱۸‏.۶‏.۱۴۴۷

جلسه ۵۴ ـ چهار‌شنبه ‏۱۹‏.۹‏.۱۴۰۴ ـ ۱۹‏.۶‏.۱۴۴۷

جلسه ۵۵ ـ شنبه ‏۲۲‏.۹‏.۱۴۰۴ ـ ۲۲‏.۶‏.۱۴۴۷

جلسه ۵۶ ـ یکشنبه ‏۲۳‏.۹‏.۱۴۰۴ ـ ۲۳‏.۶‏.۱۴۴۷

جلسه ۵۷ ـ دو‌شنبه ‏۲۴‏.۹‏.۱۴۰۴ ـ ۲۴‏.۶‏.۱۴۴۷

جلسه ۵۸ ـ سه‌شنبه ‏۲۵‏.۹‏.۱۴۰۴ ـ ۲۵‏.۶‏.۱۴۴۷

جلسه ۵۹ ـ چهار‌شنبه ‏۲۶‏.۹‏.۱۴۰۴ ـ ۲۶‏.۶‏.۱۴۴۷

جلسه ۶۰ ـ شنبه ‏۲۹‏.۹‏.۱۴۰۴ ـ ۲۹‏.۶‏.۱۴۴۷

جلسه ۶۱ ـ یکشنبه ‏۳۰‏.۹‏.۱۴۰۴ ـ ۳۰‏.۶‏.۱۴۴۷

جلسه ۶۲ ـ دو‌شنبه ‏۱‏.۱۰‏.۱۴۰۴ ـ ۱‏.۷‏.۱۴۴۷

جلسه ۶۳ ـ سه‌شنبه ‏۲‏.۱۰‏.۱۴۰۴ ـ ۲‏.۷‏.۱۴۴۷

جلسه ۶۴ ـ ‌شنبه ‏۶‏.۱۰‏.۱۴۰۴ ـ ۶‏.۷‏.۱۴۴۷

جلسه ۶۵ ـ یکشنبه ‏۷‏.۱۰‏.۱۴۰۴ ـ ۷‏.۷‏.۱۴۴۷

جلسه ۶۶ ـ دو‌شنبه ‏۸‏.۱۰‏.۱۴۰۴ ـ ۸‏.۷‏.۱۴۴۷

جلسه ۶۷ ـ سه‌شنبه ‏۱۶‏.۱۰‏.۱۴۰۴ ـ ۱۶‏.۷‏.۱۴۴۷

جلسه ۶۸ ـ چهار‌شنبه ‏۱۷‏.۱۰‏.۱۴۰۴ ـ ۱۷‏.۷‏.۱۴۴۷

جلسه ۶۹ ـ یکشنبه ‏۲۱‏.۱۰‏.۱۴۰۴ ـ ۲۱‏.۷‏.۱۴۴۷

جلسه ۷۰ ـ سه‌شنبه ‏۲۳‏.۱۰‏.۱۴۰۴ ـ ۲۳‏.۷‏.۱۴۴۷

جلسه ۷۱ ـ چهار‌شنبه ‏۲۴‏.۱۰‏.۱۴۰۴ ـ ۲۴‏.۷‏.۱۴۴۷

جلسه ۷۲ ـ یکشنبه ‏۲۸‏.۱۰‏.۱۴۰۴ ـ ۲۸‏.۷‏.۱۴۴۷

جلسه ۷۳ ـ دو‌شنبه ‏۲۹‏.۱۰‏.۱۴۰۴ ـ ۲۹‏.۷‏.۱۴۴۷

جلسه ۷۴ ـ سه‌شنبه ‏۳۰‏.۱۰‏.۱۴۰۴ ـ ۳۰‏.۷‏.۱۴۴۷

جلسه ۷۵ ـ چهار‌شنبه ‏۱‏.۱۱‏.۱۴۰۴ ـ ۱‏.۸‏.۱۴۴۷

جلسه ۷۶ ـ شنبه ‏۴‏.۱۱‏.۱۴۰۴ ـ ۴‏.۸‏.۱۴۴۷

جلسه ۷۷ ـ یکشنبه ‏۵‏.۱۱‏.۱۴۰۴ ـ ۵‏.۸‏.۱۴۴۷

جلسه ۷۸ ـ سه‌شنبه ‏۷‏.۱۱‏.۱۴۰۴ ـ ۷‏.۸‏.۱۴۴۷

جلسه ۷۹ ـ چهار‌شنبه ‏۸‏.۱۱‏.۱۴۰۴ ـ ۸‏.۸‏.۱۴۴۷

جلسه ۸۰ ـ شنبه ‏۱۱‏.۱۱‏.۱۴۰۴ ـ ۱۱‏.۸‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۸۱ ـ یکشنبه ‏۱۲‏.۱۱‏.۱۴۰۴ ـ ۱۲‏.۸‏.۱۴۴۷

جلسه ۸۲ ـ دو‌شنبه ‏۱۳‏.۱۱‏.۱۴۰۴ ـ ۱۳‏.۸‏.۱۴۴۷

جلسه ۸۳ ـ سه‌شنبه ‏۱۴‏.۱۱‏.۱۴۰۴ ـ ۱۴‏.۸‏.۱۴۴۷

جلسه ۸۴ ـ شنبه ‏۱۸‏.۱۱‏.۱۴۰۴ ـ ۱۸‏.۸‏.۱۴۴۷

جلسه ۸۵ ـ یکشنبه ‏۱۹‏.۱۱‏.۱۴۰۴ ـ ۱۹‏.۸‏.۱۴۴۷

جلسه ۸۶ ـ دو‌شنبه ‏۲۰‏.۱۱‏.۱۴۰۴ ـ ۲۰‏.۸‏.۱۴۴۷

جلسه ۸۷ ـ سه‌شنبه ‏۲۱‏.۱۱‏.۱۴۰۴ ـ ۲۱‏.۸‏.۱۴۴۷

جلسه ۸۸ ـ شنبه ‏۱۶‏.۱‏.۱۴۰۵ ـ ۱۴‏.۱۱‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۸۹ ـ دو‌شنبه ‏۱۷‏.۱‏.۱۴۰۵ ـ ۱۷‏.۱۱‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۹۰ ـ سه‌شنبه ‏۱۸‏.۱‏.۱۴۰۵ ـ ۱۸‏.۱۰‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۹۱ ـ شنبه ‏۱۲‏.۲‏.۱۴۰۵ ـ ۱۴‏.۱۱‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۹۲ ـ دو‌شنبه ‏۱۴‏.۲‏.۱۴۰۵ ـ ۱۶‏.۱۱‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۹۳ ـ سه‌شنبه ‏۱۵‏.۲‏.۱۴۰۵ ـ ۱۷‏.۱۱‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۹۴ ـ چهار‌شنبه ‏۱۶‏.۲‏.۱۴۰۵ ـ ۱۸‏.۱۱‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۹۵ ـ شنبه ‏۱۹‏.۲‏.۱۴۰۵ ـ ۲۱‏.۱۱‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۹۶ ـ یکشنبه ‏۲۰‏.۲‏.۱۴۰۵ ـ ۲۲‏.۱۱‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۹۷ ـ سه‌شنبه ‏۲۲‏.۲‏.۱۴۰۵ ـ ۲۴‏.۱۱‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۹۸ ـ چهار‌شنبه ‏۲۳‏.۲‏.۱۴۰۵ ـ ۲۵‏.۱۱‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۹۹ ـ ‌شنبه ‏۲۶‏.۲‏.۱۴۰۵ ـ ۲۸‏.۱۱‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۱۰۰ ـ دو‌شنبه ‏۲۸‏.۲‏.۱۴۰۵ ـ ۱‏.۱۲‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۱۰۱ ـ سه‌شنبه ‏۲۹‏.۲‏.۱۴۰۵ ـ ۲‏.۱۲‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۱۰۲ ـ چهار‌شنبه ‏۳۰‏.۲‏.۱۴۰۵ ـ ۳‏.۱۲‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۱۰۳ ـ شنبه ‏۲‏.۳‏.۱۴۰۵ ـ ۶‏.۱۲‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۱۰۴ ـ شنبه ‏۹‏.۳‏.۱۴۰۵ ـ ۱۳‏.۱۲‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۱۰۵ ـ یکشنبه ‏۱۰‏.۳‏.۱۴۰۵ ـ ۱۴‏.۱۲‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۱۰۶ ـ دو‌شنبه ‏۱۱‏.۳‏.۱۴۰۵ ـ ۱۵‏.۱۲‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.

جلسه ۱۰۷ ـ سه‌شنبه ‏۱۲‏.۳‏.۱۴۰۵ ـ ۱۶‏.۱۲‏.۱۴۴۷

فیلد مورد نظر وجود ندارد.
فهرست مطالب
    فهرست مطالب

      بسم الله الرحمن الرحیم

      الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

      بحثی را که داشتیم راجع به تأثیر علم اجمالی بود در حرمت مخالفت قطعیه و در لزوم موافقت قطعیه، آنچه که مورد بحث بود تأثیر علم اجمالی بود نسبت به حرمت مخالفت قطعیه.

      اشکال والد معظم بر مرحوم اصفهانی

      مقداری که من به خاطرم هست وارد شدیم فرمایش مرحوم اصفهانی را بیان کردیم و سه اشکال از والد معظم بر مرحوم اصفهانی را توضیح دادیم، نوبت رسید به اشکال چهارم.

      ۴. مناقشه در اشکال بر مرحوم آخوند

      اگر به خاطرتان باشد مرحوم آخوند فرمود تعلق اوصاف حقیقیه و اوصاف اعتباریه به مردد مشکلی ندارد، اوصاف اعتباریه مثل ملکیت، اوصاف حقیقیه مثل علم، فرمود تعلق این‌ها به مردد مشکلی ندارد و مثال تعلق وصف حقیقی به مردد را علم اجمالی قرار داد که علم اجمالی تعلق گرفته به مردد.

      مرحوم اصفهانی اشکال فرمود که وصف چه وصف حقیقی و چه وصف اعتباری قابل تعلق به مردد نیست. چرا؟ لان المردد لا ماهیة له و لا هویه، علم از اوصاف ذات تعلق است، بدون متعلق قابل تحقق نیست، متعلق آن باید موجود باشد و مردد موجود نیست لذا ما نمی‌توانیم بگوییم در علم اجمالی متعلق علم اجمالی مردد است.

      مرحوم اصفهانی استدلالی که در این جا آورد برای عدم تنجز تکلیف نسبت به اطراف به این بیان بود که فرمود علم به هر چه تعلق بگیرد از او تجاوز نمی‌کند وقتی شما علم دارید به حرم امام حسین علیه السلام، این علم به حرم حضرت رضا علیه السلام نمی‌شود. در ما نحن فیه در مورد علم اجمالی ما علم به جامع داریم، وقتی که علم به جامع داشتیم، علم به جامع تجاوز نمی‌کند از جامع نسبت به خصوصیات تا همان طور که کاشف از جامع هست کاشف از خصوصیات هم باشد و در نتیجه خصوصیات یعنی اطراف علم اجمالی منجز بشود و مخالفت آن‌ها جائز نباشد. این استدلال مرحوم اصفهانی بود.

      والد معظم اشکالی که در این جا دارند که اشکال مهمی هم هست، عبارت از این است که جامع بر دو قسم است:

      یک جامعی ما داریم که حاکی از مصداق و خصوصیت نیست، یک رقم جامع داریم که حاکی از مصداق و خصوصیت هست. جامع‌های طبیعی که ما داریم، انسان، بقر، بیت، این‌ها جامع‌هایی هستند که کاشف از خصوصیت نیستند، خصوصیت را نشان نمی‌دهند، انسان زید را نشان نمی‌دهد، علم به انسان علم به زید نیست، علم به بیت، علم به بیت زید بن عمرو نیست، علم به حدیقه، علم به حدیقه فلان نیست. در این قسم علم به جامع حاکی از خصوصیت نیست. چرا؟ چون خصوصیت مازاد بر جامع دارد و علم من فقط محدود به جامع است، از جامع هم تجاوز نمی‌کند و لذا مازاد بر جامع را که خصوصیت است نشان نمی‌دهد.

      قسم دوم جامعی است که حاکی از مصداق و خصوصیت است مثل مصداق الانسان، مصداق الانسان مفهوم جزئی که نیست، مفهوم کلی است و مصداق الانسان جامع هم هست یعنی جامع بین مصادیق انسان‌ها است، مصداق الانسان بر زید منطبق است، بر عمرو منطبق است، بر بکر منطبق است و هکذا ولیکن خاصیت معنای مصداق الانسان این است که منکشف به آن مصداق است، منکشف به آن خصوصیت است، نه این که منکشف به آن کلی باشد چون مفهوم اصلا مصداق الانسان است، لذا این قسم از جامع‌ها حاکی از خصوصیت هستند، حاکی از مصداق هستند. و مرحوم اصفهانی خود ایشان از همین نکته مهم در بحث وضع استفاده فرموده و بزرگان دیگر هم استفاده کرده‌اند.

      توضیح مطلب این است که شما می‌دانید وضع یک فعل اختیاری است و دو طرف دارد لفظ و معنا، وضع می‌کند لفظ فرس را برای این حیوان، اسد را برای این حیوان. در باب وضع لازم است که واضع هم تصور کند لفظ را و هم تصور کند معنا را تا بعد لفظ را به ازای معنا قرار بدهد. من تصور می‌کنم لفظ اسد را، تصور می‌کنم این حیوان در غابه و جنگل را، وضع می‌کنم لفظ اسد را به ازای آن.

      آن وقت در باب وضع اگر به خاطرتان باشد وضع را چهار قسمت کردند: وضع عام موضوع له عام، وضع خاص موضوع له خاص، وضع عام موضوع له خاص، وضع خاص موضوع له عام.

      بعد گفتند وضع عام موضوع له عام هم تصور دارد و هم واقع است چون وضع عام یعنی معنی متصور حین الوضع، موضوع له عام یعنی آن معنایی را که من لفظ را به ازای آن قرار می‌دهم. این در وضع عام موضوع له عام که ممکن است، من تصور می‌کنم لفظ اسد را، این تصور لفظ، تصور می‌کنم معنای حین الوضع را، کلی اسد را، این می‌شود وضع عام، جعل می‌کنم لفظ اسد را برای کلی حیوان مفترس، می‌شود موضوع له عام، پس این که هم تصور دارد هم واقع است.

      وضع خاص موضوع له خاص هم، هم تصور دارد و هم واقع است، یعنی معنی متصور حین الوضع خاص باشد، مثل این که من این بچه‌ای را که متولد شده و به دست من دادند تصور می‌کنم، موضوع له هم خاص باشد، یعنی لفظ حسین را وضع می‌کنم برای همین طفل، این را هم گفتند تصور دارد مشکلی ندارد.

      وضع خاص موضوع له عام را گفتند معقول نیست. چرا؟ چون شما در وضع خاص معنی متصور شما حین الوضع خاص است می‌خواهید لفظ را وضع کنید برای عام، تارة وقتی این معنی خاص را تصور می‌کنید از این تصور معنی خاص منتقل به معنی عام می‌شوید، یعنی من تصور می‌کنم زید را از تصور زید منتقل می‌شوم به کلی موجود در زید که انسان است، بعد لفظ را وضع می‌کنم برای انسان، این می‌شود وضع عام موضوع له عام، چون باز معنی متصور حین الوضع شد عام، اما اگر معنی متصور حین الوضع من خاص باشد و از آن دیگر منتقل به معنی عام نشوم، می‌شود معنی محدود، حالا می‌خواهم وضع کنم لفظ را برای معنایی که محدود به این حد نیست، گسترش دارد، این محدود کاشف و نشان دهنده امری که بیش از حد خودش هست که نمی‌تواند باشد، زید نشان دهنده کل انسان‌ها از اول خلقت بشر تا آخر که نیست لذا گفتند وضع خاص موضوع له عام معقول نیست.

      اما وضع عام موضوع له خاص این چه، آیا این معقول است یا معقول نیست؟ در وضع عام یعنی معنای متصور حین الوضع عام باشد، تصور کنم کلی انسان را حالا می‌خواهم لفظ را وضع کنم برای خصوص زید باید این معنا هم برای من چه باشد معلوم باشد و متصور باشد، فرض این است که خود آن را علی حده تصور نکردم، می‌خواهم با تصور کلی انسان معنا را وضع کنم برای خصوص زید می‌گویند این هم نمی‌شود. چرا؟ به خاطر این که آنچه که شما تصور کردید کلی انسان است، آن که متصور و معلوم شما هست کلی انسان است، خصوصیات الان برای شما معلوم نیست، منکشف نیست چطور می‌خواهد لفظ را برای یک خصوصیت وضع کنید، پس این هم درست نیست، لذا منکر وضع عام موضوع له خاص شدند.

      بعد آمدند حل مشکل کردند به این که ما در وضع عام موضوع له خاص، معنای عام و جامعی را تصور می‌کنیم که کاشف مصادیق باشد، حاکی از مصادیق و خصوصیات باشد، مصداق الانسان را تصور می‌کنیم تصور مصداق الانسان به نحوی تصور زید هست، تصور عمرو هست پس می‌توانم لفظ را برای زید و عمرو وضع کنم.

      بنا بر این تا این جا نتیجه گرفتیم که ما دو جامع داریم: یک جامعی که حاکی از خصوصیات نیست، یک جامعی که حاکی از خصوصیات هست و دیدیم که این جامعی که حاکی از خصوصیات هست حلّال مشکل است در وضع عام موضوع له خاص، حلال مشکل است در باب معنای حرفی، چون در باب معنای حرفی هم اگر به خاطرتان باشد دو نظر بود:

      یک نظر این بود که فرقی بین معنای ابتداء و «مِن» نیست، معنی لفظ ابتداء و معنی «مِن» یکی است، معنای لفظ «الی» و معنای انتهاء یکی است هیچ فرقی بین این‌ها نیست، تفاوت در مقام استعمال است، تفاوت در نحوه استعمال است، اگر بخواهید استعمال کنید مفهوم ابتداء را مستقلا کلمه ابتداء به کار بگیر، اگر می‌خواهید استعمال کنید ابتداء را نسبت به ابتداء از یک جایی بگویی من البصرة آن جا کلمه «مِن» استعمال بکن اما معنی هر دو ابتداء است فرقی نمی‌کند، معنی هر دو کلی ابتدا است.

      نظر دوم این بود که معنی لفظ ابتداء کلی ابتداء است اما معنی لفظ «مِن» کلی ابتداء نیست، ابتداء جزئی است، ابتداء از این محل خاص است. لفظ انتهاء معنی آن کلی انتهاء است اما معنی «الی» کلی انتها نیست، نه معنی آن انتهاء جزئی است، انتهاء خاص است. تا این را گفتند اشکال درست شد که آقا معنی متصور حین الوضع شما که خاص نبوده، عام بوده، چطور «الی» را، «مِن» را، «فی» را، وضع می‌کنید برای ابتداء خاص، انتهاء خاص، ظرفیت خاص، گفتند جامعی که ما تصور می‌کنیم مصداق الابتداء است، مصداق الانتهاء است، مصداق الظرفیه است و این جامع حاکی از خصوصیات هست لذا وضع کردیم لفظ را برای انتهاء خاص، ابتداء خاص، ظرفیت خاص.

      پس ببینید ما یک جامعی داریم که این جامع حاکی از خصوصیات است و این جامع حاکی از خصوصیات حلّال مشکل است در آن موارد.

      در ما نحن فیه هم همین مطلب را می‌گوییم در ما نحن فیه هم در باب علم اجمالی می‌گوییم علم تعلق گرفته به جامع نه به فرد مردد، نه به جامعی که عبارت باشد از کلی طبیعی که تجاوز نمی‌کند از کلیت و جامعیت به خصوصیات، بلکه متعلق علم اجمالی جامع انتزاعی احدهما است، احد الکأسین، احد الکأسین نجس است و احد الکأسین یک جامع و کلی هست که حاکی از خصوصیات است وقتی حاکی از خصوصیات بود و کاشف بود نسبت به خصوصیات پس تنجیز خصوصیات و اطراف را می‌کند. لذا به این بیان هم حرمت مخالفت قطعیه درست می‌شود هم لزوم موافقت قطعیه درست می‌شود چون اطراف منجز شد، حکم آن که ثابت است، علم به حکم آن هم که ثابت است.

      این اشکال چهارم والد معظم هست بر مرحوم اصفهانی یعنی بر اشکالی که مرحوم اصفهانی بر مرحوم آخوند فرمودند.

      و صلی الله علی محمد آله الطاهرین.

      دیدگاه‌ خود را بنویسید

      نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

      پیمایش به بالا