این فصل، یک «مانیفست شناختی» برای عبور از «عقلانیت پوزیتیویستی» (که فقط محسوسات را میبیند) به «عقلانیت وحیانی» (که ملکوت و غیب را هم در معادله میآورد) بود. در عقلانیت ابزاری، پیروزی یعنی «داشتن موشک بیشتر و دلار زیادتر». اما در عقلانیت الهیاتی، پیروزی یعنی «داشتن ارادهی متصل به خدا». در این منطق، خون شهید، هدر رفتن سرمایه نیست؛ بلکه «تزریق حیات» به رگهای جامعه است. در این منطق، تحریم اقتصادی، قحطی نیست؛ بلکه فرصت «استحکام ساختار درونی» است. ما در این فصل آموختیم که «واقعگرایی» (رئالیسم) واقعی، دیدن سنتهای خداست، نه فقط دیدن ناوهای آمریکا. کسی که قدرت آمریکا را میبیند اما قدرت «رعب» و «نصرت» خدا را نمیبیند، «واقعگرا» نیست؛ «مبتلا به کوررنگی وجودی» است. او نیمی از واقعیت (واقعیت مادی) را میبیند و نیمهی مهمتر (واقعیت غیبی) را انکار میکند. انقلاب اسلامی، شورشی بود علیه این «واقعگرایی ناقص» و دعوتی بود به دیدن تمام واقعیت هستی.
۳. ضرورت بازخوانی «عقلانیت»: عبور از عقل ابزاری به عقل الهیاتی
۱۳۵