سؤال مهمی که در اینجا مطرح میشود و باید در مقدمهی این فصل به آن پاسخ داد، مسألهی «جبر و اختیار» در فلسفهی تاریخ است. آیا اگر تاریخ تابع قوانین ثابت است، پس ارادهی ما چه نقشی دارد؟ آیا ما بازیگران یک نمایشنامهی از پیشنوشتهشده هستیم؟ پاسخ مکتب اهلبیت (ع) در این زمینه، دقیق و راهگشاست. سنتهای الهی، «ریلگذاری» حرکت تاریخ هستند، نه «رانندهی» آن. خداوند متعال، ساختار عالم را به صورت «شرطی» طراحی کرده است. یعنی: «اگر» جامعهای راه الف را انتخاب کند، طبق قانون X به نتیجهی Y میرسد. و «اگر» راه ب را برگزیند، طبق قانون Z به نتیجهی W میرسد. بنابراین، اختیار انسان حذف نمیشود، بلکه اختیار انسان، «انتخاب قانون» است. ما نمیتوانیم قانون جاذبه را حذف کنیم، اما میتوانیم انتخاب کنیم که از لبهی پرتگاه بپریم (و قانون سقوط ما را له کند) یا با چتر بپریم (و قانون مقاومت هوا ما را نجات دهد).
در فرآیند یک واکنش شیمیایی پیچیده در راکتورهای عظیم صنعتی، مهندس طراح نمیتواند ماهیت مواد را عوض کند؛ اگر هیدروژن و اکسیژن را با جرقهای ترکیب کنید، انفجار و آب تولید میشود. این جبر طبیعت مواد است. اما مهندس (رهبر جامعه) اختیار دارد که: چه زمانی این مواد را وارد کند؟ با چه غلظتی؟ در چه دمایی؟ و با چه کاتالیزوری؟ جامعهی ایمانی، با «ارادهی خود»، خودش را در معرض «سنتهای رحمت» قرار میدهد و جامعهی کفر، با ارادهی خود، خودش را در معرض «سنتهای عذاب» قرار میدهد. هنر رهبری الهی (امام)، این است که کشتی جامعه را در اقیانوس متلاطم تاریخ، به گونهای هدایت کند که بادهای مخالف (تهدیدها) به جای واژگون کردن کشتی، در بادبانها بیفتند و سرعت حرکت را بیشتر کنند. این یعنی «مدیریت بر اساس سُنَن». ما در این فصل میآموزیم که چگونه باید با قوانین خدا کار کرد تا پیروز شد.