انتخاب کتاب
از ۱۳۶
سنن لهی|استاد جعفری|جلد ۱ | صفحه —

ب) تبدیل نعمت به نقمت در صورت کفران نعمت ولایت (بَدَّلُوا نعْمَتَ اللَّه کُفْراً): شیمی تبدیل نعمت

رکن دوم این قانون، بحث «تبدیل» است. اگر جامعه‌ای نعمتی را دریافت کرد اما «حق» آن را ادا ننمود (شکر نکرد) و آن را در مسیری غیر از اراده‌ی ولی‌نعمت خرج کرد (کفران)، آن نعمت از او گرفته نمی‌شود؛ بلکه بدتر: همان نعمت در دستانش تبدیل به «آتش» و «نقمت» می‌شود. آیه‌ی ۲۸ سوره‌ی ابراهیم، سرنوشت چنین جامعه‌ای را ترسیم می‌کند: «أَ لَمْ تَرَ إلَى الَّذینَ بَدَّلُوا نعْمَتَ اللَّه کُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوار» (آیا ندیدی کسانی را که نعمت خدا را به کفر تبدیل کردند و قوم خود را به سرای نیستی و نابودی کشاندند؟).

۱. «نعمت الله» چیست؟ (ولایت، گرانیگاه نعمت): در منطق روایات و تفاسیر عمیق، مصداق اتمّ و اکمل «نعمت»، نان و آب و نفت نیست؛ بلکه «ولایت الهیه» و وجود رسول و امام است. امام صادق (ع) فرمودند: «نَحْنُ وَ اللَّه نعْمَهُ اللَّه الَّتی أَنْعَمَ بهَا عَلَى عبَاده‌» (به خدا سوگند ما آن نعمتی هستیم که خدا به بندگانش داده است). نعمت ولایت (و در دوران غیبت، نعمت جمهوری اسلامی و ولایت فقیه)، نعمتی است که برای «اقامه‌ی توحید» و «اجرای عدالت» و «مبارزه با طاغوت» داده شده است. این نعمت، ابزاری است برای رساندن بشر به حیات طیبه .

۲. کفران نعمت سیاسی (استفاده‌ی ابزاری از دین): کفران این نعمت، به معنای گفتن «بد» نیست؛ بلکه به معنای «مصرف کردن اعتبار ولایت و انقلاب برای اهداف دنیایی» است. وقتی جریانی در داخل نظام اسلامی شکل می‌گیرد که می‌خواهد از «پتانسیل جمهوری اسلامی» و «خون شهدا» استفاده کند تا «توسعه‌ی مدل غربی» را در کشور پیاده کند، این مصداق بارز «بَدَّلُوا نعْمَتَ اللَّه کُفْراً» است. آن‌ها می‌خواهند با موتور «انقلاب اسلامی»، آسیاب «سرمایه‌داری» را بچرخانند. آن‌ها می‌خواهند از امنیت و اقتداری که محصول ولایت است، برای «هضم شدن در نظم جهانی» استفاده کنند. نتیجه‌ی این تبدیل چیست؟ «أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوار». دار البوار یعنی سرزمینی که هیچ گیاهی در آن نمی‌روید (شوره‌زار مرگ). وقتی نعمت ولایت (که مایه‌ی حیات است) نادیده گرفته شود یا تحریف گردد، جامعه به سمت «بوار» (نابودی زیرساخت‌های انسانی و اخلاقی) می‌رود. وضعیت فرهنگی و اقتصادی ناهنجاری که گاهی مشاهده می‌شود، محصول همین است که خواسته‌ایم با «نعمت خدا» (حکومت دینی)، «کدخدای بیگانگان» را راضی کنیم. این پارادوکس، نعمت را فاسد می‌کند و آن را به ضد خودش تبدیل می‌نماید .

۱۰۱

۳. شُکر نعمت انقلاب (استراتژی بقا): در مقابل کفران، «شکر نعمت» قرار دارد. شکر نعمت انقلاب اسلامی، برگزاری جشن و چراغانی صرف نیست. شکر این نعمت، «استفاده از آن در مسیر فلسفه‌ی وجودی‌اش» است. فلسفه‌ی وجودی این انقلاب، «مبارزه با استکبار»، «زمینه‌سازی ظهور» و «ایجاد تمدن نوین اسلامی» است. اگر تمام ظرفیت‌های نظام (سیاست خارجی، اقتصاد، فرهنگ) در همین مسیر به کار گرفته شود، این «شکر عملی» است و طبق وعده‌ی «لَئنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ»، موجب «ازدیاد سعه‌ی وجودی» انقلاب و گشایش‌های بزرگ می‌شود. اما اگر این ظرفیت‌ها صرف بازی‌های سیاسی، رفاه‌طلبی مسئولین و سازش با دشمن شود، این کفران است و موجب «عذاب شدید» (إنَّ عَذابی لَشَدیدٌ) در قالب بحران‌های اجتماعی و اقتصادی می‌گردد.

[تحلیل فرآیندی و مصداقی در حوزه ترمودینامیک شیمیایی]: این فرآیند را می‌توان با واکنش «تخمیر» در برابر «تغذیه» مقایسه کرد. انگور (نعمت)، ماده‌ای است سرشار از قند و انرژی که اگر در مسیر درست (تغذیه) استفاده شود، سلول‌ها را بازسازی می‌کند و موجب نشاط و سلامت می‌شود. اما اگر همین ماده‌ی حیات‌بخش، در شرایطی قرار گیرد که ساختار شیمیایی‌اش تغییر کند (تبدیل)، فرآیند تخمیر رخ می‌دهد و تبدیل به «شراب» (الکل) می‌شود. شراب، ظاهرش مایع است و از همان انگور گرفته شده، اما ماهیتش «زوال عقل» و «تخریب کبد» است. یعنی نعمت (انگور)، تبدیل به نقمت (الکل) شد. ولایت و حکومت دینی، همان «انگور بهشتی» است که برای تغذیه‌ی روح جامعه و رشد فضائل داده شده است. اما جریان نفاق و غرب‌گرا، با ایجاد شرایط محیطی فاسد (تغییر فرهنگ و اولویت‌ها)، سعی می‌کند این انگور را «تخمیر» کند. آن‌ها می‌خواهند از دل جمهوری اسلامی، «جمهوری دموکراتیک سکولار» بیرون بکشند. می‌خواهند از دل عزاداری امام حسین (ع)، «هیجان تخلیه‌ی روانی» در بیاورند نه «شور انقلابی». این عملیات تخمیر (بَدَّلُوا نعْمَتَ اللَّه کُفْراً)، باعث می‌شود که خروجی سیستم به جای اینکه «جامعه‌ی مهدوی» باشد، یک «جامعه‌ی مست گیج مصرف‌زده» شود که در «دار البوار» (زمین سوخته‌ی فرهنگ) زندگی می‌کند. راه حل، جلوگیری از این فرآیند تخمیر و بازگرداندن نعمت به چرخه‌ی طبیعی تغذیه‌ی الهی است. شکر، یعنی نگذاریم انگور ولایت، شراب غفلت شود.

نتیجه‌گیری راهبردی از سنت تغییر:

۱. مسئولیت‌پذیری ملی: هیچ فرافکنی‌ای پذیرفته نیست. هر مشکلی که امروز داریم (از اقتصاد تا فرهنگ)، ریشه‌اش در «انتخاب‌های غلط دیروز ما» است. اگر به غرب اعتماد کردیم، سیلی‌اش را خوردیم. این قانون خداست تا بیدار شویم.

۱۰۲

۲. راه بازگشت: خبر خوب این است که این قانون، دوطرفه است. همان‌طور که تغییر منفی درون، بیرون را خراب کرد؛ تغییر مثبت درون (توبه و بازگشت به اصول انقلاب)، بلافاصله بیرون را اصلاح می‌کند. «إنْ عُدْتُمْ عُدْنا» (اگر برگردید، ما هم برمی‌گردیم). اگر جامعه دوباره به روحیه سال ۵۷ و دفاع مقدس برگردد (ایثار، توکل، دشمن‌ستیزی)، خدا هم وضعیت اقتصادی و امنیتی را به حالت نصرت برمی‌گرداند. کلید حل مشکلات معیشتی، در «بازگشت معنوی» است، نه در وام‌های خارجی.

۳. هشدار به خواص: نخبگان و مسئولین، اپراتورهای اصلی «پیچ تنظیم جامعه» هستند. اگر آن‌ها دچار تغییر ذائقه شوند، جامعه را هم تغییر می‌دهند. لذا خطر اصلی، «استحاله‌ی درونی مسئولین» است که مقدمه‌ی «تغییر نعمت عمومی» می‌شود.

پس از بررسی قانون مهیب «استبدال» (جایگزینی اقوام) و قانون دقیق «تغییر نعمت» (رابطه‌ی ریاضی درون و بیرون)، اکنون به سومین و شاید چالش‌برانگیزترین قانون در هندسه‌ی حرکت تاریخ می‌رسیم. قانونی که اگر درست درک نشود، پاشنه‌ی آشیل روانی جبهه‌ی حق در مواجهه‌های طولانی‌مدت خواهد بود. سؤال استراتژیک و شبهه‌ی سنگینی که در ذهن بسیاری از مجاهدین و حتی نخبگان انقلابی در لحظات فشار شکل می‌گیرد، این است: «اگر ما بر حق هستیم و خدا وعده‌ی نصرت داده است، پس چرا گاهی شکست می‌خوریم؟ چرا در مقاطعی از تاریخ، پرچم کفر بالا می‌رود و مؤمنین زیر چکمه‌ی مستکبرین له می‌شوند؟ چرا گاهی اقتصاد و سیاست و رسانه، یکسره در دست فرعون‌های زمان می‌چرخد و صدای حق در گلو خفه می‌شود؟ آیا این نوسانات، نشانه‌ی رها شدن ما توسط خداست؟» پاسخ «الهیات مقاومت» به این پرسش، نه انکار واقعیت شکست‌های مقطعی است و نه توجیه ضعف‌ها؛ بلکه ارجاع به قانونی است که «ضربان قلب تاریخ» را تنظیم می‌کند. این قانون، «سنت تداول ایام» نام دارد.

۱۰۳
پیمایش به بالا