انتخاب کتاب
از ۱۳۶
سنن لهی|استاد جعفری|جلد ۱ | صفحه —

ب) استغاثه: کلید فعال‌سازی امدادهای غیبی و تکنولوژی اتصال

دومین رکن این قانون، درک عمیق مفهوم «استغاثه» است. در تحلیل جنگ بدر، قرآن کریم می‌فرماید: «إذْ تَسْتَغیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجَابَ لَکُمْ أَنی مُمدُّهُمْ…». استغاثه در فرهنگ قرآنی، به معنای گریه و زاری از سر ضعف نیست؛ بلکه به معنای «اعلام وضعیت اضطرار» و «قطع امید کامل از اسباب مادی» است. مکانیزم استغاثه: انسان ذاتاً تمایل دارد به اسباب ظاهری (پول، سلاح، تعداد نیرو، دیپلماسی) تکیه کند. تا زمانی که این تکیه به اسباب (شرک خفی) باقی است، جریان نصرت غیبی مسدود یا محدود است. خداوند گاهی جامعه‌ی ایمانی را در چنان بن‌بست و فشاری (مانند بدر یا محاصره‌ی اقتصادی) قرار می‌دهد که تمام محاسبات مادی رنگ می‌بازد. در این «نقطه‌ی صفر»، اگر جامعه به جای تسلیم شدن در برابر دشمن، رو به سوی خدا کند و با تمام وجود فریاد بزند که «خدایا! اسباب بریدند و تنها تو ماندی»، این همان لحظه‌ی «استغاثه» است. استغاثه، یعنی «درخواست ورود نیروی احتیاط غیبی» به میدان. در جنگ بدر، پیامبر اکرم (ص) دستانشان را چنان بالا بردند و استغاثه کردند که عبا از دوششان افتاد. ایشان نفرمودند «ما قوی هستیم»، بلکه عرضه داشتند: «خدایا! اگر این گروه اندک نابود شوند، دیگر پرستش نخواهی شد». این حالت «فقر محض» در برابر غنی مطلق، کلید طلایی ریزش ملائکه است. به محض تحقق استغاثه، پاسخ می‌آید: «أَنی مُمدُّهُمْ». خداوند بلافاصله نیروهای واکنش سریع غیبی (ملائکه، رعب، سکینه) را وارد صحنه می‌کند. بنابراین، استغاثه نشانه‌ی ضعف نیست؛ بلکه «هوشمندترین تاکتیک جنگی» برای وصل کردن «تجهیزات محدود زمینی» به «زرادخانه‌ی نامحدود آسمانی» است. جامعه‌ای که اهل استغاثه نیست، محکوم به حبس در زندان محاسبات مادی است و در برابر تمدن مادی که ابزار قوی‌تری دارد، حتماً شکست خواهد خورد .

۳۳

[تحلیل راهبردی و مصداقی در مهندسی شبکه]: برای درک عمیق رابطه‌ی «اقدام انسان» و «نصرت خدا»، ساختار یک «شبکه‌ی توزیع برق فشار قوی» را در نظر بگیرید. فرض کنید شما می‌خواهید یک کارخانه‌ی عظیم را راه‌اندازی کنید که نیازمند مگاوات‌ها انرژی است. ژنراتور کوچک شما (توان انسانی و مادی) هرگز برای چرخاندن این چرخ‌دنده‌های غول‌پیکر کافی نیست. اما در کنار کارخانه‌ی شما، دکل‌های برق فشار قوی سراسری (قدرت مطلق الهی) عبور می‌کنند که انرژی آن‌ها نامحدود است. در این سیستم، وظیفه‌ی شما «تولید برق» نیست؛ بلکه وظیفه‌ی شما «ساختن ایستگاه مبدل» و «زدرن کلید اتصال» است. قانون «إنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ»، همان عملیات ساخت زیرساخت و زدن کلید است. شما باید سیم‌کشی کنید، مقدمات را فراهم کنید و در لحظه‌ی نیاز، کلید را فشار دهید. به محض اینکه شما با اراده‌ی خودتان این اتصال کوچک را برقرار کردید، ناگهان سیل عظیمی از انرژی که متعلق به شما نیست اما در اختیار شما قرار گرفته، وارد سیستم می‌شود و موتورهای سنگین تاریخ را به حرکت درمی‌آورد. «استغاثه»، لحظه‌ی اتصال فاز و نول برای برقراری جریان است. اگر شما کلید را نزنید (اقدام نکنید)، برق فشار قوی از بالای سرتان عبور می‌کند و شما در تاریکی می‌مانید (محرومیت از نصرت). اگر هم بخواهید با ژنراتور دستی خودتان (تکیه به کدخدا و اسباب) کارخانه را بچرخانید، شکست می‌خورید. هنر امام خمینی (ره) و جبهه‌ی مقاومت این بود که فهمیدند آن‌ها منبع قدرت نیستند، بلکه «هادی قدرت» هستند؛ آن‌ها کلید اتصال به منبع لایزال را در زمان مناسب فشار دادند و نتیجه، چرخش توربین‌های عظیم انقلاب اسلامی شد که محاسبات تمام مهندسان سیاسی غرب را بر هم زد.

۳۴
پیمایش به بالا