یکی از چالشبرانگیزترین مباحث در الهیات مقاومت که در این فصل به تفصیل واکاوی خواهد شد، «فلسفهی سختیها» و «تأخیر در پیروزی» است. چرا خداوندی که قادر مطلق است، دشمنانش را با یک صاعقه نابود نمیکند و به مؤمنین اجازهی رنج کشیدن میدهد؟ چرا مسیر تمدنسازی اینقدر پرهزینه است؟ پاسخ در درک مفهوم «تراکم وجودی» و «ظرفیتسازی» نهفته است. تمدن الهی، یک ساختمان پیشساخته نیست که از آسمان نازل شود؛ بلکه یک «موجود زنده» است که باید در کوره ابتلائات رشد کند و بالغ شود.
در متالورژی (فلزکاری)، برای اینکه شمشیرهای بسیار مستحکم و بُرنده ساخته شود، فولاد را بارها در کوره سرخ میکنند و زیر ضربات سهمگین چکش قرار میدهند و ناگهان در آب سرد فرو میبرند. این شوکهای حرارتی و فشارهای مکانیکی، برای آزار دادن فلز نیست؛ بلکه برای تغییر آرایش مولکولی آن است. کربنهای اضافه خارج میشوند، پیوندهای اتمی مستحکمتر میشوند و فلزی که قبلاً شکننده بود، تبدیل به آلیاژی میشود که آهن را میبرد. فشارهای دوران غیبت، جنگها، تحریمها و فتنهها، همان ضربات چکش الهی بر پیکرهی جامعهی شیعه است. خداوند میخواهد از دل این فشارها، جامعهای بیرون بیاید که «ظرفیت تحمل بار امانت ظهور» را داشته باشد. جامعهای که با یک تحریم اقتصادی بلرزد، نمیتواند مدیر عدالت جهانی باشد. این فصل به ما میآموزد که به «سختیها» به چشم «بدبختی» نگاه نکنیم، بلکه آنها را «فرآیند غنیسازی» ببینیم. همانطور که اورانیوم برای غنیشدن باید در سانتریفیوژها با سرعت سرسامآور بچرخد و فشار را تحمل کند، انسان و جامعه نیز برای «غنیشدن معنوی» باید در سانتریفیوژ ابتلائات بچرخد.