انتخاب کتاب
از ۱۳۶
سنن لهی|استاد جعفری|جلد ۱ | صفحه —

الف) قانون غلبه‌ی کیفیت بر کمیت: پیروزی ۲۰ صابر بر ۲۰۰ کافر (ضریب استراتژیک ۱ به ۱۰)

خداوند در آیه‌ی ۶۵ سوره‌ی انفال، خطاب به پیامبر (ص) به عنوان فرمانده کل قوا می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّبیُّ حَرض الْمُؤْمنینَ عَلَى الْقتَال إنْ یَکُنْ منْکُمْ عشْرُونَ صَابرُونَ یَغْلبُوا مائَتَیْن وَإنْ یَکُنْ منْکُمْ مائَهٌ یَغْلبُوا أَلْفًا منَ الَّذینَ کَفَرُوا». این آیه، تنها یک وعده‌ی اخلاقی نیست؛ بلکه بیانگر یک «قانون تکوینی» و یک «حکم فقهی نظامی» است. فرمول این است: اگر نیروهای شما به صفت «صبر» (پایداری ناشی از ایمان عمیق) متصف باشند، هر یک نفر از شما، معادل ده نفر از دشمنان است. در این معادله، «صبر» یک حالت انفعالی نیست؛ بلکه «مکانیزم فشرده‌سازی انرژی» است. وقتی انسان مؤمن، تمام منافذ وجودی خود را به روی ترس، تردید و تعلقات دنیا می‌بندد و تنها بر هدف الهی متمرکز می‌شود، دچار یک «تراکم انرژی» می‌شود. این انرژی متراکم، وقتی آزاد شود، قدرتی انفجاری دارد که ساختار سست و پراکنده‌ی دشمن را (که فاقد تکیه‌گاه معنوی است) متلاشی می‌کند. قرآن علت این شکست‌ناپذیری را چنین بیان می‌کند: «بأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَفْقَهُونَ». دشمنان، مردمی هستند که «نمی‌فهمند». فقدان فهم عمیق و عدم درک حقایق هستی، باعث می‌شود که انسجام آن‌ها «صوری» و «شکننده» باشد. آن‌ها لشکری از «اعداد پوک» هستند؛ اما مؤمن صابر، یک «عدد پُر» و «چگال» است. در فیزیک برخورد، جسمی که چگالی بالاتری دارد، حتی اگر کوچک‌تر باشد، جسم بزرگ‌تر اما پوک را می‌شکافد و متلاشی می‌کند .

۵۴

[تحلیل فرآیندی و مصداقی پیچیده (بدون برچسب)]: برای درک این قانون، تفاوت میان یک «پرتو نور معمولی» (مانند نور لامپ) و یک «پرتو لیزر» را در نظر بگیرید. در نور معمولی، فوتون‌ها (ذرات نور) پراکنده‌اند، فازهای مختلفی دارند و هر کدام به سویی می‌روند (مانند ارتش کفر که «تَحْسَبُهُمْ جَمیعًا وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى»؛ فکر می‌کنی با هم‌اند، اما دل‌هایشان پراکنده است). این نور، اگرچه اتاق را روشن می‌کند، اما قدرت نفوذ و برش ندارد. اما در لیزر، با استفاده از یک فرآیند تحریک و تشدید (مانند فرآیند تحریض و تربیت ولایی)، تمام فوتون‌ها «هم‌فاز»، «هم‌فرکانس» و «هم‌جهت» می‌شوند. این «هم‌راستایی اراده‌ها» و «تراکم انرژی»، باعث می‌شود که یک باریکه‌ی نازک از لیزر، بتواند سخت‌ترین فلزات و الماس‌ها را برش دهد و تا کیلومترها نفوذ کند. «بیست نفر صابر»، حکم همان باریکه‌ی لیزر را دارند. آن‌ها در پرتو ولایت الهی، اراده‌هایشان را «هم‌سو» و «متمرکز» کرده‌اند. در مقابل، «دویست نفر کافر»، حکم نور پراکنده‌ی لامپ را دارند که اگرچه فضا را اشغال کرده‌اند، اما «برش» و «نفوذ» ندارند. وقتی لیزر به جسم سخت می‌تابد، آن را ذوب می‌کند؛ نه به خاطر حجمش، بلکه به خاطر «تراکم منظم انرژی‌اش». انقلاب اسلامی در دفاع مقدس و امروز جبهه‌ی مقاومت در منطقه، دقیقاً با همین «تکنولوژی لیزری» عمل می‌کند. گروه‌های کوچک حزب‌الله یا انصارالله، با تکیه بر تمرکز اراده و ایمان، لشکرهای کلاسیک و مجهز غربی و عربی را (که دچار پراکندگی درونی و فقدان انگیزه هستند) زمین‌گیر می‌کنند. این، جادوی اعداد نیست؛ فیزیک تمرکز اراده است.

بنابراین، این آیه یک اصل استراتژیک را به فرماندهان جبهه‌ی حق می‌آموزد: «قدرت شما در “تکثیر نفرات” نیست؛ در “ارتقای کیفیت نفرات” (تبدیل مؤمن معمولی به مؤمن صابر) است.» اگر کیفیت ایمان به حد نصاب (استاندارد صبر) رسید، شما با ۱۰ درصد عدّه و عُدّه‌ی دشمن، بر آن‌ها غلبه می‌کنید و این، تضمین خداست.

۵۵
پیمایش به بالا