خداوند متعال در آیهی ۳۶ سورهی انفال، فرمول دقیق «سرمایهگذاری دشمن» را ترسیم میکند: «إنَّ الَّذینَ کَفَرُوا یُنْفقُونَ أَمْوالَهُمْ لیَصُدُّوا عَنْ سَبیل اللَّه فَسَیُنْفقُونَها ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهمْ حَسْرَهً ثُمَّ یُغْلَبُونَ». (همانا کافران اموالشان را خرج میکنند تا راه خدا را ببندند؛ پس بهزودی آن را خرج خواهند کرد، سپس [این هزینهکرد] برایشان مایهی حسرت میشود و سپس مغلوب میشوند).
این آیه، فرآیندی سه مرحلهای را توصیف میکند که درک آن، کلید فهم پیروزیهای نامتقارن امروز محور مقاومت است:
۱. مرحلهی انفاق اجباری: دشمن برای «صدّ عن سبیلالله» (بستن راه نفوذ انقلاب اسلامی و تمدن توحیدی)، چارهای جز باز کردن خزانههایش ندارد. آنها باید رسانه تأسیس کنند، پایگاه نظامی بسازند، مزدور استخدام کنند و اتاقهای فکر را تغذیه نمایند. این هزینهها، اختیاری نیست؛ بلکه «هزینهی تنفس» باطل است. اگر خرج نکنند، همان روز اول میمیرند. لذا میبینید که در اوج بحرانهای اقتصادی داخلی، باز هم بودجههای کلان برای مقابله با نفوذ ایران تصویب میکنند.
۲. مرحلهی تبدیل به حسرت: نکتهی کانونی و شاهکار مهندسی الهی در اینجاست. «حسرت» زمانی رخ میدهد که انسان سرمایهاش را بدهد، اما نه تنها سود نبرد، بلکه همان سرمایه به «ضرر» او تبدیل شود. مکانیزم این قانون بدینگونه است که خداوند، «مدیریت پیامدها» را در دست میگیرد. دشمن پول را خرج میکند، سلاح را میسازد و به منطقه میآورد، اما این سلاح در نهایت در دست چه کسی قرار میگیرد؟ نمونهی عینی و خیرهکنندهی این قانون، اعترافات مقامات ارشد آمریکایی است. آنها رسماً اعلام کردند که پس از حوادث یازده سپتامبر، بیش از «هفت تریلیون دلار» در منطقهی غرب آسیا هزینه کردند تا ریشهی مقاومت را بکنند و «خاورمیانهی جدید» را با محوریت اسرائیل بسازند. نتیجه چه شد؟ آنها صدام (دشمن ایران) را با هزینهی خودشان برداشتند و عراق را دودستی تقدیم محور مقاومت کردند. آنها طالبان (دشمن ایدئولوژیک شیعه در آن زمان) را تضعیف کردند و امنیت مرزهای شرقی ایران را ناخواسته تأمین نمودند. آنها در سوریه و یمن، میلیاردها دلار سلاح ریختند، اما این سلاحها و این فشارها باعث شد که ارتشهای کلاسیک و فشل منطقه، تبدیل به «نیروهای مقاومت مردمی کارآزموده» شوند که اکنون کابوس اسرائیل هستند. این همان «حسرت» است. هفت تریلیون دلار هزینه کنی، اقتصاد خودت را به مرز فروپاشی بکشانی، اما در نهایت ببینی که با پول تو، دشمنت (جمهوری اسلامی) از یک قدرت ملی به یک قدرت منطقهای و بینالمللی تبدیل شده است. این پولها «سوخت» شد، اما نه برای ماشین جنگی آمریکا، بلکه برای گرم کردن موتور محرکهی انقلاب اسلامی. اگر آمریکا به عراق حمله نمیکرد، نفوذ استراتژیک ایران در عراق شاید دههها طول میکشید، اما با خرج دشمن، این مسیر کوتاه شد. این یعنی خدا با پول دشمن، جبههی حق را یاری میکند .
۳. مکانیزم شکست نهایی: نتیجهی طبیعی این حسرت، «ثُمَّ یُغْلَبُونَ» است. وقتی خزانهی دشمن خالی شد و ارادهاش به دلیل ناکامیهای پیدرپی فرسوده گشت، نوبت به ضربهی نهایی میرسد. شکست اقتصادی، مقدمهی شکست نظامی و سیاسی است. شوروی سابق نیز نه در میدان جنگ هستهای، بلکه در میدان «هزینههای بیحاصل» و «حسرتهای استراتژیک» شکست خورد و فروپاشید. امروز آمریکا در همان مسیر قرار دارد؛ بدهیهای نجومی و کسری بودجه که ناشی از جنگهای بیحاصل است، ستونفقرات این ابرقدرت را شکسته است.
[تحلیل سیستماتیک و نخبگانی در مهندسی معکوس انرژی]: برای درک عمق این قانون، عملکرد یک سیستم پیچیدهی «بازخورد منفی تشدیدشونده» یا سیستمهای رزمی مبتنی بر «جودو» را در نظر بگیرید. در ورزش جودو، ورزشکار ماهر هرگز از نیروی خود برای غلبه بر حریف سنگینوزن استفاده نمیکند. استراتژی او این است که از «تکانه» و «وزن» خود حریف علیه او استفاده کند. هرچه حریف با شدت بیشتری حمله کند و انرژی بیشتری صرف نماید، جودوکار با یک تغییر زاویهی کوچک، همان انرژی را به عامل سرنگونی حریف تبدیل میکند. در این سیستم، «انرژی ورودی» (هزینهی دشمن) مستقیماً به «انرژی تخریبی علیه خودش» تبدیل میشود. در مهندسی تاریخ نیز، خداوند ساختار عالم را بهگونهای طراحی کرده که «انرژی متراکم باطل»، خاصیت «بومرنگی» دارد. وقتی آمریکا داعش را خلق میکند (سرمایهگذاری)، قصدش نابودی محور مقاومت است. اما سنت حسرت (آن تغییر زاویهی الهی)، باعث میشود که داعش به «سنگ محک» و «کورهی آدمسازی» برای جوانان شیعه تبدیل شود. نسل جدیدی که جنگ ندیده بود، در نبرد با داعش، آبدیده شد، سازماندهی شد و شبکه شد (حشدالشعبی، فاطمیون، زینبیون). داعش که با دلار غربی-عربی ساخته شد، نهایتاً به «کاتالیزور اتحاد شیعیان» و «احیای روحیهی جهادی» تبدیل گشت. آن دلارها سوخت، داعش نابود شد، اما «لشکر بینالمللی مقاومت» باقی ماند. این یعنی سیستم باطل، دچار «نقص ایمنی خودکار» است که هر چه بیشتر تقلا میکند، طناب دار خود را سفتتر مینماید. سرمایهگذاری آنها، کارخانه تولید قدرت برای ماست.