انتخاب کتاب
از ۱۳۶
سنن لهی|استاد جعفری|جلد ۱ | صفحه —

ج) تفاوت ماهوی «ابتلاء» با «عذاب»: جراحی در برابر اعدام

بسیار حیاتی است که در تحلیل حوادث و تبیین آن برای افکار عمومی، مرز دقیق میان «رنج رشددهنده» (ابتلاء) و «رنج نابودگر» (عذاب) تفکیک شود. هر دو درد دارند، هر دو خسارت مالی و جانی دارند، اما ماهیت، مکانیزم و خروجی آن‌ها متضاد است. خلط این دو، منجر به یأس و بدگمانی به وعده‌های خدا می‌شود.

۱. مکانیزم عذاب : عذاب مخصوص کفار و کسانی است که آیات الهی را تکذیب کردند و در برابر حق ایستادند (مانند آل فرعون). درد آن، درد «فروپاشی»، «بن‌بست» و «پوچی» است. مقدمه‌ی نابودی است و هیچ افق روشنی در پی ندارد (خَسرَ الدُّنْیَا وَالْآخرَهَ). مانند درد قانقاریا که نشانه‌ی فساد و مرگ عضو است. در عذاب، خداوند بشر را رها می‌کند تا در لجن‌زار خود غرق شود (استدراج) یا با قهری نابودگر مواجه شود. وقتی قوم فرعون آیات را تکذیب کردند، خدا نعمت‌ها را از آن‌ها گرفت و هلاکشان کرد (فَأَهْلَکْناهُمْ بذُنُوبهمْ) .

۲. مکانیزم ابتلاء : ابتلاء مخصوص مؤمنین و اولیاء خداست. این درد، درد «زایمان» و «تولد» است؛ درد خروج از رحم تاریک عادات و دنیا به جهان وسیع معنا و قدرت. خدا با ابتلاء، مؤمن را «تطهیر» می‌کند (لیُطَهرَکُمْ) و ناخالصی‌هایش را می‌گیرد. عذاب، انتقام است؛ اما ابتلاء، لطف خفی است که با ظاهر خشن اعمال می‌شود. نکته‌ی ظریف و استراتژیک اینجاست: اگر خداوند جامعه‌ای را رها کند تا در رفاه مادی و مستی قدرت بپوسد و هیچ هشداری به آن‌ها ندهد (سنت استدراج)، این عین عذاب است؛ اما اگر با تازیانه‌ی بلا بیدارشان کند تا قوی شوند و به خود بیایند، عین رحمت است. پس فشارهای امروز بر جبهه‌ی حق، نشانه‌ی توجه مربی عالم است، نه فراموشی او. مؤمن در دل بلا، احساس حضور خدا و رشد می‌کند، اما کافر در دل بلا، احساس پوچی و بدبختی می‌کند .

۱۷

برای فهم دقیق این تفاوت، صحنه‌ی یک بیمارستان را تجسم کنید. در یک اتاق، جراحی حاذق در حال شکافتن بدن بیمار است. خونریزی هست، درد هست (بعد از عمل)، و بیمار در بخش مراقبت‌های ویژه (ICU) بستری است. در اتاق دیگر، بیماری مبتلا به سرطانی پیشرفته و لاعلاج است که پزشکان از او قطع امید کرده‌اند و تنها به او مورفین می‌زنند تا دردی حس نکند و در آرامش بمیرد. ظاهر ماجرا این است که اولی دارد درد می‌کشد و دومی در آرامش است. اما حقیقت چیست؟ درد اولی، «درد درمان» و بازگشت به حیات است (ابتلاء). آرامش دومی، «آرامش قبل از مرگ» و رها شدگی است (استدراج). جامعه‌ی غربی که در فساد و رفاه غرق شده و دردی حس نمی‌کند، همان بیمار رها شده است. اما جامعه‌ی انقلابی که درد تحریم و جنگ را تحمل می‌کند، زیر تیغ جراحی خداوند است تا تومورهای وابستگی و شرک از وجودش خارج شود و به سلامت ابدی برسد.

اگر در قانون «ابتلاء»، سخن از «فشرده‌سازی وجود» برای ایجاد ظرفیت و استحکام ساختاری بود، اکنون باید به لایه‌ی عمیق‌تری از مهندسی انسان و جامعه بپردازیم. در «فیزیک الهیاتی»، صرف داشتن قدرت و استحکام کافی نیست؛ «خلوص» شرط لازم برای جریان ولایت الهی است. قانون تمحیص، پاسخ به این سؤال استراتژیک است که چرا خداوند گاهی اجازه می‌دهد جبهه‌ی حق، با وجود تمام شایستگی‌ها، دچار شکست‌های ظاهری سنگین، عقب‌نشینی‌های تاکتیکی و ریزش‌های دردناک شود؟ پاسخ در یک اصل بنیادین نهفته است: «پیروزی زودرس برای جبهه‌ای که هنوز ناخالصی دارد، حکم سم مهلک را دارد.» تا زمانی که جبهه‌ی حق از درون «پالایش» نشود، پیروزی بیرونی بر باطل، نه تنها مفید نیست، بلکه منجر به تولید «استکبار پنهان» و «نفاق ساختاری» در درون جامعه‌ی ایمانی خواهد شد.

۱۸
پیمایش به بالا