انتخاب کتاب
از ۱۳۶
سنن لهی|استاد جعفری|جلد ۱ | صفحه —

الف) مکانیزم «سَأُلْقی فی قُلُوب الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ»: فلج کردن اراده‌ی دشمن با تزریق وحشت

خداوند متعال در آیه‌ی ۱۲ سوره‌ی انفال، پرده از یک عملیات پیچیده‌ی روانی-معنوی برمی‌دارد که توسط کارگزاران غیبی (ملائکه) و با اراده‌ی مستقیم الهی انجام می‌شود: «إذْ یُوحی رَبُّکَ إلَی الْمَلائکَه أَنّی مَعَکُمْ فَثَبّتُوا الَّذینَ آمَنُوا سَأُلْقی فی قُلُوب الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ». در این آیه، خداوند نمی‌فرماید که دشمن «خواهد ترسید» (که امری طبیعی باشد)، بلکه می‌فرماید «من رعب را القاء خواهم کرد» (سَأُلْقی). این «القاء»، به مثابه یک «تزریق مستقیم هراس» به قلب دشمن است، بدون آنکه اسباب مادی ظاهری برای این حجم از وحشت وجود داشته باشد.

۱. کالبدشکافی فرآیند ایجاد وحشت: دشمن مادی (مانند تمدن غرب و صهیونیسم)، تمام قدرت خود را بر «محاسبه» بنا کرده است. او تعداد نیروها، برد موشک‌ها، ذخایر ارزی و نفوذ رسانه‌ای را در ماشین‌حساب خود می‌گذارد و خروجی می‌گیرد که «پیروزی قطعی است». اما سنت رعب، دقیقاً به همین «مرکز پردازش» حمله می‌کند. وقتی رعب الهی (توسط ملائکه یا تصرف مستقیم) بر قلب فرماندهان و سربازان دشمن نازل می‌شود، ناگهان «داده‌های ورودی» تغییر نمی‌کند، اما «تحلیل خروجی» دچار اختلال شدید می‌شود. دشمن، جمعیت اندک مؤمنین را «بسیار زیاد» می‌بیند (یَرَوْنَهُمْ مثْلَیْهمْ رَأْیَ الْعَیْن) یا قدرت آسیب‌رسانی آن‌ها را فراتر از حد تصور می‌پندارد. این وحشت، مانند یک «ویروس نرم‌افزاری» در سیستم عصبی ارتش دشمن عمل می‌کند و باعث می‌شود دست آن‌ها روی ماشه بلرزد و پاهایشان سست شود. در جنگ بدر، با اینکه مسلمانان عدّه و عُدّه‌ای نداشتند، خداوند چنان رعبی در دل قریش انداخت که تمام محاسبات استراتژیک آن‌ها به هم ریخت. امروز نیز، مشاهده می‌کنید که دشمن با وجود داشتن هزاران کلاهک هسته‌ای و پیشرفته‌ترین ناوگان دریایی، از درگیری مستقیم با جبهه‌ی مقاومت وحشت دارد. این وحشت، ناشی از «احتیاط عقلانی» نیست؛ بلکه ناشی از «سنت رُعب» است که خدا در دل آن‌ها انداخته است تا ندانند با چه موجود ناشناخته‌ای طرف هستند .

۳۶

۲. نقش ملائکه در مدیریت میدان ادراکی: در آیه‌ی مذکور، نقش ملائکه بسیار کلیدی است. ملائکه دو مأموریت همزمان دارند: «فَثَبّتُوا الَّذینَ آمَنُوا» (تثبیت سیستم عصبی خودی) و «سَأُلْقی… الرُّعْبَ» (تخریب سیستم عصبی دشمن). این نشان می‌دهد که میدان جنگ، دارای یک «لایه پنهان» است. در لایه آشکار، موشک به موشک می‌خورد؛ اما در لایه پنهان، ملائکه در حال مدیریت «ادراک» و «اراده» هستند. دشمنی که به ظاهر ابرقدرت است، در باطن «بی‌صاحب» و «بی‌مولا» است (ذلکَ بأَنَّ اللَّهَ مَوْلَی الَّذینَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْکافرینَ لا مَوْلَی لَهُمْ). چون مولا (سرپرست واقعی) ندارند، در لحظه‌ی خطر، تکیه‌گاهشان که اسباب مادی است، می‌لرزد و چون اتصالی به منبع لایزال ندارند، دچار «خلأ وجودی» و «وحشت مرگ» می‌شوند. رعب، نتیجه‌ی مستقیم «قطع اتصال از خدا» و «تکیه بر تار عنکبوت تکنولوژی» است. وقتی طوفان اراده‌ی الهی می‌وزد، کسی که در خانه‌ی عنکبوت نشسته، بیشترین وحشت را تجربه می‌کند، هرچند خانه‌اش مجهز به رادارهای پیشرفته باشد .

[تحلیل سیستمی و مصداقی جاسازی‌شده]: تصور کنید یک «ابررایانه‌ی فوق‌پیشرفته» (نماد دستگاه محاسباتی غرب) که برای مدیریت جنگ طراحی شده و تمام متغیرهای فیزیکی (تعداد تانک، سرعت باد، میزان مهمات) را محاسبه می‌کند. این سیستم به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده که اگر ورودی‌ها نشان‌دهنده‌ی برتری ۱۰ به ۱ باشند، حکم به «حمله‌ی قطعی» می‌دهد. حال، یک «هکر ناشناس» (اراده‌ی الهی/سنت رعب) بدون اینکه به سخت‌افزار این رایانه دست بزند یا مانیتور آن را بشکند، یک «کد مخرب» را وارد هسته‌ی پردازشگر آن می‌کند. این کد، باعث می‌شود که رایانه در اوج توانمندی، ناگهان دچار «خطای پردازش» شود، تهدیدهای کوچک را «بی‌نهایت بزرگ» ببیند و متغیرهای قطعی را «نامعتبر» ارزیابی کند. نتیجه چیست؟ سیستم با وجود داشتن تمام سلاح‌ها، دستور «توقف» یا «عقب‌نشینی» صادر می‌کند و یا در اجرای دستور دچار تأخیر و اختلال می‌شود. وضعیت امروز اتاق‌های فکر پنتاگون و تل‌آویو دقیقاً همین‌گونه است. آن‌ها داده‌های مادی را می‌بینند (تحریم، تورم، ضعف تکنولوژیک ما)، اما وقتی می‌خواهند تصمیم نهایی را بگیرند، «کد رُعب» فعال می‌شود. آن‌ها در محاسباتشان با عنصری مواجه می‌شوند که «ناشناخته» است؛ عنصری به نام «شوق به شهادت» و «نصرت غیبی». چون نمی‌توانند این عنصر را کمّی‌سازی کنند، سیستمشان «هنگ» می‌کند. این همان فلج اراده است که باعث می‌شود با وجود داشتن بمب اتم، از یک قایق تندروی عاشورایی بترسند.

۳۷
پیمایش به بالا