قرآن کریم، فلسفهی مهلتدهی به جریان باطل، طولانی شدن غیبت ولیّ خدا و تأخیر در نصرت نهایی را در این فرمول دقیق ریاضیوار خلاصه میکند: «لیَمیزَ اللَّهُ الْخَبیثَ منَ الطَّیّب وَ یَجْعَلَ الْخَبیثَ بَعْضَهُ عَلى بَعْضٍ فَیَرْکُمَهُ جَمیعاً فَیَجْعَلَهُ فی جَهَنَّمَ» (تا خداوند ناپاک را از پاک جدا سازد و ناپاکان را روی یکدیگر انباشته و متراکم کند و همه را یکجا در دوزخ قرار دهد) (انفال/۳۷). این آیه، نقشهی راه مهندسی تاریخ است. خداوند میفرماید ما عجلهای برای نابودی باطل نداریم، زیرا هدف ما تنها «حذف فیزیکی» نیست؛ بلکه هدف، «آشکارسازی ماهیتها» و «تراکم پلیدیها» برای یک جراحی کامل است.
۱. مکانیزم حفاظت از ظرفیتهای پنهان: چرا باطل فوراً نابود نمیشود؟ زیرا در بسیاری از موارد، در صُلب جریان باطل، استعدادهای ایمانی و انسانهای مستضعفی وجود دارند که هنوز فرصت خروج و پیوستن به جبههی حق را نیافتهاند. همچنین در درون جبههی حق، عناصر منافق و سستعنصری پنهاناند که هنوز ماهیت خود را رو نکردهاند. سنت تمییز، حکم میکند که آسیاب تاریخ باید آنقدر بچرخد و فشار حوادث باید آنقدر بالا برود تا تمام «ذرات طیب» از اردوگاه باطل خارج شوند و تمام «ذرات خبیث» از اردوگاه حق بیرون رانده شوند. تا زمانی که حتی یک مؤمن بالقوه در جبههی دشمن وجود دارد، عذاب استیصال نازل نمیشود. همانطور که در صلح حدیبیه، خداوند مانع درگیری خونین شد تا مؤمنین مستضعفی که در مکه پنهان بودند، آسیب نبینند (لَوْ تَزَیَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذینَ کَفَرُوا…؛ اگر جدا شده بودند، کافران را عذاب میکردیم – فتح/۲۵). بنابراین، طولانی شدن زمان، «فرصت تنفس باطل» نیست؛ بلکه «زمان لازم برای استخراج ذخایر انسانی» از معدن تاریخ است .
[تحلیل فرآیندی در دینامیک سیالات]: این وضعیت را میتوان دقیقاً با فرآیند «جداسازی فازی» در مهندسی شیمی شبیهسازی کرد. تصور کنید دو مایع ناهمگن (مانند آب و روغن) در یک مخزن به شدت همزده شدهاند. در این حالت، یک مخلوط شیریرنگ و کدر (امولسیون) ایجاد میشود که نه آب است و نه روغن؛ همه چیز مبهم، خاکستری و درهمآمیخته است. اگر در این لحظه بخواهید روغن فاسد را دور بریزید، مقدار زیادی آب زلال هم دور ریخته میشود. مهندس فرآیند (مدبر حکیم)، برای جداسازی، سیستم را وارد یک فاز سکون یا تحت تأثیر نیروی گریز از مرکز (سانتریفیوژ) قرار میدهد. این نیرو (فشارهای تاریخی و فتنهها)، باعث میشود مولکولهای سنگین و اصیل (حق) به یک سو بروند و مولکولهای سبک و بیریشه (باطل) به سوی دیگر پرتاب شوند. تاریخ بشر، همان مخزن امولسیون است. فتنههای آخرالزمانی، آن «نیروی گریز از مرکز» هستند که شتاب تاریخ را بالا میبرند. آنچه امروز میبینیم که برخی با شتاب عجیب از دین خارج میشوند (خبیث از طیب جدا میشود) و برخی در قلب اروپا و آمریکا با شتاب به اسلام میگروند (طیب از خبیث جدا میشود)، دقیقاً عملکرد همین سانتریفیوژ الهی است. تا این «دوفاز شدن کامل» رخ ندهد و مرز آب و روغن کاملاً خطکشی نشود، شیر تخلیهی نهایی (ظهور و عذاب) باز نخواهد شد.
۲. مکانیزم رَکْم (تراکم پلیدیها): بخش دوم آیه، از یک قانون هولناک پرده برمیدارد: «فَیَرْکُمَهُ جَمیعاً». خداوند اجازه میدهد باطل رشد کند، تکنولوژی بسازد، رسانه داشته باشد و قدرت بگیرد. چرا؟ آیا این نشانهی حقانیت آنهاست؟ خیر. ارادهی الهی بر این است که تمام اجزاء، سنتها و ظرفیتهای خبیث تاریخ، در یک تمدن جمع شوند و روی هم انباشته (متراکم) گردند. تمدن مدرن غرب، عصارهی متراکم تمام فرعونیتهای تاریخ است. خداوند به این «کوه زباله» اجازه میدهد تا به اوج ارتفاع خود برسد تا در لحظهی موعود، آن را «یکجا» (جَمیعاً) به زبالهدان تاریخ (جهنم) پرتاب کند. این تراکم، مقدمهی «انهدام یکپارچه» است. اگر باطل پراکنده بود، نابودیاش دشوار و زمانبر بود؛ اما وقتی همه در یک کشتی (نظم نوین جهانی) جمع شدند، سوراخ کردن آن کشتی، کل جریان باطل را غرق میکند .