خداوند خطاب به پیامبر اکرم (ص) میفرماید: «وَ ما کانَ اللَّهُ لیُعَذبَهُمْ وَ أَنْتَ فیهمْ» (و تا زمانی که تو در میان آنان هستی، خداوند بنا ندارد که ایشان را عذاب کند). این آیه، پرده از یک «رابطهی فیزیکی-متافیزیکی» برمیدارد. وجود «ولیّ معصوم» (چه پیامبر و چه امام) در عالم، به مثابه «لنگر زمین» و «عمود خیمهی هستی» است. تا زمانی که این لنگر در کشتی جامعه (حتی جامعهی کفار) وجود دارد، طوفان نهایی نابودگر رخ نخواهد داد.
۱. مکانیزم خنثیسازی خشم: حضور ولیّ خدا در جامعه، صرفاً یک حضور فیزیکی نیست؛ بلکه حضور «رحمت رحیمیه» در متن جامعه است. وقتی پیامبر (ص) که «رَحْمَهً للْعالَمینَ» است، در مکه حضور دارد، حتی اگر ابوجهلها و ابولهبها در اطراف او مشغول توطئه باشند، خداوند به احترام این «کانون نور»، تاریکی مطلق (عذاب) را مسلط نمیکند. این قانون به ما میآموزد که عذابهای الهی، «کور» نیستند؛ بلکه هوشمندند. سیستم عذاب، به محض شناسایی سیگنال وجودی ولیّ خدا در محیط، عملیات تخریب را «تعلیق» (Suspend) میکند. این تعلیق تا زمانی ادامه دارد که ولیّ خدا از محیط خارج شود. تاریخ انبیاء گواه این مدعاست. حضرت نوح (ع) تا زمانی که در میان قوم بود، طوفان نیامد. حضرت هود و صالح (ع) نیز همینطور. اما بارزترین نمونه، داستان حضرت لوط (ع) است. ملائکهی عذاب آمدند و گفتند: ما مأموریم این شهر را زیر و رو کنیم، اما «منتظریم تو خارج شوی». تا زمانی که لوط در شهر بود، شهر امنیت تکوینی داشت. به محض خروج لوط در سحرگاه، شهر زیر و رو شد. داستان حضرت یونس (ع) نیز درسآموز است؛ او کمی عجله کرد و پیش از صدور فرمان قطعی الهی، از میان قومش خارج شد، لذا خودش گرفتار بلا (شکم ماهی) شد، اما قومش توبه کردند و نجات یافتند. این نشان میدهد که «خروج ولیّ»، اسم رمز «شروع عملیات انهدام» است .
۲. توسعهی قانون به دوران غیبت و ظهور: این قانون، مختص زمان پیامبر (ص) نیست. در روایات ما تصریح شده است که اهلبیت (ع) «امان اهل زمین» هستند (أَهْلُ بَیْتی أَمَانٌ لأَهْل الْأَرْض). اگر حجت خدا لحظهای از زمین برداشته شود، زمین ساکنانش را میبلعد (لَساخَت الْأَرْضُ بأَهْلهَا). بنابراین، اگر میبینیم که امروز تمدن غرب با وجود تمام جنایاتش هنوز سرپاست و زمین آن را نبلعیده است، یکی از دلایلش (علاوه بر سنت استدراج و تزیّل)، وجود مقدس حضرت بقیهالله (ارواحنا فداه) در این عالم است. ایشان در بین مردم راه میروند، در بازارهایشان قدم میزنند و روی فرشهایشان مینشینند (یَطَأُ فُرُشَهُمْ وَ یَمْشی فی أَسْوَاقهمْ). حضور ایشان، مانع فروپاشی نهایی کیهان و جامعهی بشری است. این تعلیق عذاب، یک «فرصت تنفس» است که به یُمن وجود امام به بشریت داده شده است. اما این فرصت، ابدی نیست. زمانی که امام زمان (عج) ظهور کنند و صفوف کاملاً جدا شود (تزیّل نهایی)، آنگاه دوران «عذاب استیصال» برای مستکبرین فرا میرسد. در جنگ بدر، وقتی پیامبر (ص) و مؤمنین از مکه خارج شدند و صف خود را جدا کردند، اولین «عذاب الهی» به دست مؤمنین بر سر کفار فرود آمد. ظهور امام عصر، تکرار واقعهی بدر در مقیاس جهانی است؛ جایی که دیگر «مانع حضور» برداشته شده و شمشیر انتقام الهی (نقْمَته عَلَى الْفُجَّار) فرود میآید .
[مثال نخبگانی و تحلیل سیستمهای کنترل راکتور – بدون برچسب]: برای درک عمیق کارکرد «وجود ولیّ» در جلوگیری از عذاب، ساختار یک «راکتور هستهای» را در نظر بگیرید. در قلب راکتور، سوخت هستهای (اورانیوم) استعداد ذاتی برای «واکنش زنجیرهای مهارنشدنی» و «انفجار» دارد. این وضعیت، شبیه به وضعیت جامعهی آلوده به گناه و شرک است که پتانسیل ذاتی برای انفجار و نابودی دارد (تَکادُ السَّماواتُ یَتَفَطَّرْنَ منْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ). اما در داخل قلب راکتور، میلههایی از جنس کادمیوم یا بور قرار داده میشود. کار این میلهها، «جذب نوترونهای اضافی» است. تا زمانی که این میلههای کنترل در داخل هستهی مرکزی قرار دارند، واکنشها تحت کنترل است و انفجاری رخ نمیدهد، هرچند دمای محیط بالا باشد. وجود پیامبر و امام در جامعه، دقیقاً حکم این «میلههای کنترل» را دارد. آنها «نوترونهای غضب» و «آتش گناهان» را جذب و خنثی میکنند و مانع رسیدن جامعه به «نقطهی بحرانی انفجار» میشوند. حال اگر مهندس ناظر (خداوند) بخواهد این راکتور فاسد را منهدم کند، چه میکند؟ دستور میدهد که «میلههای کنترل» (پیامبر و مؤمنین) را به آرامی بیرون بکشند (خروج از مکه/تزیّل). به محض اینکه این میلهها خارج شدند، واکنش زنجیرهای گناهان به سرعت نور شتاب میگیرد و در کسری از ثانیه، انفجار عظیم (عذاب استیصال) رخ میدهد. بنابراین، امنیت امروز جهان، مدیون حضور آن «عنصر کنترلکننده» است. غربگرایان و کفار که به تکنولوژی و قدرت خود مینازند، نمیدانند که روی بشکهی باروتی نشستهاند که تنها دلیل عدم انفجارش، حضور همان امامی است که آنها انکارش میکنند یا آن را نادیده میگیرند. اگر او پایش را بیرون بگذارد، هستی آنها دود میشود.