انتخاب کتاب
از ۱۳۶
سنن لهی|استاد جعفری|جلد ۱ | صفحه —

ب) افشای نفاق: کارکرد بحران‌ها برای روآمدن جریان‌های پنهان نفاق و بیماری قلب

دومین و شاید پیچیده‌ترین کارکرد قانون تمحیص، «شفاف‌سازی لایه‌های پنهان» و «مدیریت جریان نفاق» است. نفاق، ذاتاً موجودی «تاریکی‌زی»، «عافیت‌طلب» و «بحران‌گریز» است. منافق در شرایط آرامش و امنیت، در صف اول نماز است، شعارهای تندتر از مؤمنین می‌دهد و از سفره‌ی انقلاب ارتزاق می‌کند. او در سایه‌ی امنیت حاصل از خون شهدا رشد می‌کند و مثل موریانه پایه‌های اعتقادی نظام را از درون می‌جوَد. خطر نفاق، در «پنهان بودن» آن است. مکانیزم سنت تمحیص، با برهم‌زدن امنیت و رفاه، و با ایجاد «تکانه‌های شدید اجتماعی»، منافق را مجبور به «کنش‌گری علنی» و «خروج از لاک تقیه» می‌کند. قرآن کریم می‌فرماید: «وَلیَعْلَمَ الَّذینَ نَافَقُوا» (تا منافقان شناخته شوند).

۱. مکانیزم روآمدن بیماری قلب: در سوره مائده و انفال، قرآن از گروهی نام می‌برد که «فی قُلُوبهمْ مَرَضٌ» (بیماردلان) هستند. این‌ها کسانی‌اند که وقتی فشار جبهه‌ی کفر زیاد می‌شود، به جای استقامت، دچار وحشت می‌شوند و می‌گویند: «نَخْشَى أَنْ تُصیبَنَا دَائرَهٌ» (می‌ترسیم که بلایی بر سر ما بیاید و گردش روزگار علیه ما شود). لذا «یُسارعُونَ فیهمْ» (با شتاب به سمت کفار می‌روند تا طرح دوستی بریزند). تمحیص، این بیماری پنهان (ترس از کدخدا و عدم باور به وعده‌ی خدا) را آشکار می‌کند. وقتی تحریم‌ها سنگین می‌شود، جریانی که تا دیروز دم از امام می‌زد، ناگهان نقاب برمی‌دارد و می‌گوید: «هزینه‌ی مقاومت زیاد است»، «چرا با دنیا نمی‌سازیم؟»، «شعار مرگ بر آمریکا ما را بدبخت کرد». این موضع‌گیری‌ها، دقیقاً همان «خروج چرک از دمل» است. اگر این فشار نبود، این عفونت در خون جامعه باقی می‌ماند و در بزنگاهی حساس، قلب جامعه را از کار می‌انداخت .

۲۲

۲. مکانیزم تولید ادبیات یأس و اتهام‌زنی: کارکرد دیگر بحران، فعال‌سازی زبان نفاق علیه رهبری حق است. در جنگ اُحد، وقتی شکست رخ داد، منافقین نگفتند «ما کم‌کاری کردیم»، بلکه گفتند: «لَوْ کَانَ لَنَا منَ الْأَمْر شَیْءٌ مَا قُتلْنَا هَاهُنَا» (اگر کار دست ما بود و تدبیر ما اجرا می‌شد، این‌همه کشته نمی‌دادیم و جوانانمان تلف نمی‌شدند). آن‌ها بحران را بهانه‌ای می‌کنند تا «مشروعیت ولایت» و «کارآمدی دین» را زیر سؤال ببرند. سنت تمحیص با ایجاد این فضا، به مؤمنین فرصت می‌دهد تا «چهره‌ی واقعی» این جریان را ببینند. بحران‌ها مانند «ماده‌ی حاجب» در عکس‌برداری پزشکی (MRI) عمل می‌کنند؛ این ماده وقتی وارد خون می‌شود، بافت‌های سرطانی و پنهان را در تصویر روشن و متمایز می‌کند. خدا بحران می‌سازد تا نفاق از «فاز امنیتی و پنهان» خارج شده و به «فاز سیاسی و آشکار» کشیده شود. وقتی نفاق آشکار شد، جامعه می‌تواند او را «طرد» کند و سیستم ایمنی جامعه فعال شود .

[مثال کوتاه در مهندسی سازه]: در مهندسی، برای اطمینان از سلامت یک سازه‌ی بتنی عظیم (مانند سد یا پل)، گاهی از «تست‌های مخرب» یا «بارگذاری بیش از حد» استفاده می‌کنند. ترک‌های مویی و حباب‌های هوای پنهان در عمق بتن، در شرایط عادی دیده نمی‌شوند و خطری خاموش هستند. اما وقتی فشار بار روی پل زیاد می‌شود، این ترک‌ها دهان باز می‌کنند و خود را نشان می‌دهند. فتنه‌های اجتماعی (مثل فتنه ۸۸ یا فشارهای اقتصادی)، همان بارگذاری سنگین الهی روی پل انقلاب است. این فشار باعث می‌شود شکاف‌های پنهان عقیدتی و سیاسی که زیر لایه‌ای از شعارهای انقلابی مخفی شده بودند، دهان باز کنند. این «دهان باز کردن»، زشت و ترسناک است، اما برای مهندس ناظر (ولیّ جامعه) و ساکنان سازه، حیاتی است؛ زیرا حالا می‌دانند کدام ستون نیاز به ترمیم دارد و کدام بخش باید تخریب و بازسازی شود. بدون این فشار، پل در لحظه‌ی عبور کاروان اصلی تمدن فرومی‌ریخت.

بنابراین، قانون تمحیص به ما می‌آموزد که در تحلیل حوادث، سطحی‌نگر نباشیم. ریزش خواص، خیانت برخی مسئولین، و هیاهوی غرب‌گرایان در اوج سختی‌ها، نشانه‌ی فروپاشی نیست؛ بلکه نشانه‌ی «فعال شدن سیستم تصفیه‌ی الهی» است. انقلاب اسلامی برای آنکه بتواند «بار امانت ظهور» را بر دوش بکشد، باید چنان خالص شود که هیچ ذره‌ای از «اعتماد به طاغوت» و «امید به غیر خدا» در بافت‌های اصلی آن باقی نماند. این خلوص، تنها از لوله‌ی تفنگ دشمن و فشار تحریم او بیرون می‌آید.

۲۳

اگر «سنت ابتلاء» را مرحله‌ی «ظرفیت‌سازی و تراکم وجودی» و «سنت تمحیص» را مرحله‌ی «خالص‌سازی درونی جبهه‌ی حق» بدانیم، اکنون باید با کلان‌ترین و استراتژیک‌ترین قانون این منظومه آشنا شویم که ناظر به «مهندسی نهایی صحنه‌ی نبرد» است. این قانون، پاسخی است بنیادین به یکی از پرتکرارترین شبهات ذهنی انسان معاصر: «اگر حق با جبهه‌ی ایمان است، چرا خداوند بساط تمدن استکباری را یک‌جا جمع نمی‌کند؟ چرا تاریخ این‌قدر طولانی و فرسایشی شده است؟ و چرا مرزهای حق و باطل، گاهی چنان درهم‌آمیخته است که تشخیص آن دشوار می‌نماید؟» پاسخ در قانونی نهفته است که «فیزیک جداسازی» را در لابراتوار تاریخ تبیین می‌کند.

۲۴
پیمایش به بالا