انتخاب کتاب
از ۱۳۶
سنن لهی|استاد جعفری|جلد ۱ | صفحه —

ب) سنت استدراج: صعود پلکانی به سوی انهدام

پیچیده‌ترین و ترسناک‌ترین بخش مهندسی انهدام، قانون «استدراج» است. خداوند در سوره‌ی اعراف می‌فرماید: «سَنَسْتَدْرجُهُمْ منْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ» (ما آن‌ها را درجه به درجه و پله به پله به سوی نابودی می‌بریم، از راهی که نمی‌فهمند و محاسبه نمی‌کنند). و بلافاصله می‌فرماید: «وَ أُمْلی‌ لَهُمْ إنَّ کَیْدی مَتینٌ» (و به آن‌ها مهلت می‌دهم؛ همانا نقشه‌ی من بسیار محکم و غیرقابل گریز است). استدراج، مکانیزمی است که در آن، خداوند پاسخ «عصیان» را با «نعمت» می‌دهد! این معکوس‌ترین فرمول عالم است که محاسبات دشمن را کاملاً کور می‌کند.

۱. مکانیزم شرطی‌سازی معکوس (تخدیر با موفقیت): در منطق عادی، انسان انتظار دارد بعد از گناه یا ظلم، سیلی بخورد. اما در قانون استدراج، وقتی جامعه‌ای آیات الهی را تکذیب کرد و در مسیر ظلم افتاد، خداوند «درهای موفقیت مادی» را به روی آن‌ها باز می‌کند (فَتَحْنا عَلَیْهمْ أَبْوابَ کُل شَیْ‌ءٍ). آن‌ها تکنولوژی می‌سازند، ثروتمند می‌شوند، بر بیماری‌ها غلبه می‌کنند و رفاهشان بالا می‌رود. اینجاست که «سیستم هشدار درونی» (وجدان و فطرت) از کار می‌افتد. آن‌ها با خود می‌گویند: «اگر راه ما غلط بود، باید عذاب می‌شدیم. حالا که در اوج قدرت و رفاهیم، پس یا خدایی نیست، یا اگر هست، ما را دوست دارد و راه ما (لیبرال دموکراسی/سکولاریسم) راه درست تاریخ است.» این تحلیل غلط، همان «دام نامرئی» است. این نعمت‌ها، پاداش نیست؛ «داروی بیهوشی» است. خداوند به آن‌ها رفاه می‌دهد تا «درد فساد» را حس نکنند و به فکر درمان نیفتند. آن‌ها با هر جنایتی که می‌کنند (مثل کشتار در غزه یا یمن)، یک پله در تکنولوژی یا اقتصاد بالاتر می‌روند. این صعود، آن‌ها را مطمئن می‌کند که مسیر درست است، غافل از اینکه این پله‌ها، پله‌های یک «سکوی پرش به قعر جهنم» است. رفاه غرب، دقیقاً کارکرد «مورفین» را دارد که به بیمار در حال مرگ تزریق می‌شود تا متوجه فروپاشی اندام‌های حیاتی خود نشود .

۷۰

۲. غفلت سیستماتیک و شوک ناگهانی: هدف نهایی استدراج، ایجاد یک «شوک مطلق» و «بن‌بست ناگهانی» است. قرآن می‌فرماید: «حَتَّى إذا فَرحُوا بما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَهً فَإذا هُمْ مُبْلسُونَ» (درست در لحظه‌ای که به داشته‌هایشان شاد و سرمست شدند و احساس ثبات کامل کردند، ناگهان آن‌ها را می‌گیریم، پس آنگاه مأیوس و خاموش می‌شوند). اگر دشمن در حال ضعف نابود شود، می‌گوید «ما امکانات نداشتیم وگرنه پیروز می‌شدیم». اما استدراج کاری می‌کند که دشمن در «اوج قدرت ظاهری»، در اوج تکنولوژی و ثروت، ناگهان دچار فروپاشی می‌شود. فروپاشی شوروی سابق، یک نمونه‌ی کوچک از این قانون بود؛ ابرقدرتی که هزاران کلاهک هسته‌ای و نیمی از جهان را در اختیار داشت، اما بدون شلیک یک گلوله، مثل برف آب شد. تمدن غرب نیز اکنون در حال طی کردن پله‌های آخر این نردبان است. شادی و سرمستی آن‌ها از هوش مصنوعی و تسخیر فضا، مقدمه‌ی آن «أَخَذْناهُمْ بَغْتَهً» است. بنابراین، ظاهر موفقیت آن‌ها، دلیلی بر حقانیت نیست؛ بلکه نشانه‌ی فعال بودن تایمر بمب استدراج است .

۷۱

[مثال نخبگانی و تحلیلی در آناتومی سیستم‌های پیچیده]: برای درک عمیق قانون استدراج، پدیده‌ی «پرخوری سلولی در سرطان» را در نظر بگیرید. در بدن انسان، سلول‌های سالم تابع یک «نظم کلان» هستند و به اندازه نیاز مصرف می‌کنند. اما سلول سرطانی (نماد تمدن طغیان‌گر)، با شورش علیه نظم بدن، شروع به مصرف بی‌رویه‌ی منابع می‌کند. سیستم عروقی بدن، ابتدا با او مقابله نمی‌کند، بلکه رگ‌های خونی جدیدی به سمت تومور می‌فرستد و بیشترین اکسیژن و قند را در اختیارش می‌گذارد. از نگاه یک ناظر سطحی که درون سلول سرطانی نشسته است، این وضعیت «بهشت» است: رشد سریع، منابع نامحدود، و تسخیر فضای بیشتر. او خیال می‌کند که «موفق‌ترین» سلول بدن است و قوانین رشد او درست‌ترین قوانین هستند. او سلول‌های سالم را که در محدودیت هستند، تحقیر می‌کند. اما حقیقت چیست؟ این تغذیه‌ی حداکثری (استدراج)، مقدمه‌ی نابودی است. تومور آن‌قدر بزرگ می‌شود که از درون دچار «نکروزیز» (مرگ بافتی) می‌شود و در نهایت، با نابود کردن میزبان (بدن)، مرگ خود را قطعی می‌کند. آن رشد سریع، «رشد» نبود؛ «تورم منجر به انفجار» بود. تمدن غرب، دقیقاً همان تومور سرطانی در پیکره‌ی تاریخ است. خداوند (مدبر عالم) اجازه داده است که این تومور، منابع نفت، طلا و انرژی جهان را ببلعد و چاق شود. آن‌ها این «تورم تکنولوژیک» را «توسعه» می‌نامند و به آن فخر می‌فروشند. اما در منطق الهی، این جذب حداکثری منابع، مقدمه‌ی فروپاشی درونی است. آن‌ها آن‌قدر سنگین می‌شوند که زیر بار وزن خودشان (بدهی‌ها، گسست اجتماعی، پوچی) له می‌شوند. حسرت خوردن ما برای رفاه غرب، مثل حسرت خوردن سلول سالم برای وضعیت سلول سرطانی است؛ یک خطای محاسباتی فاحش.

۷۲
پیمایش به بالا