قانون رَکْم به ما میگوید که شیطان در آخرالزمان، از حالت یک «وسوسهگر پنهان» خارج شده و در قالب یک «تمدن عینی» تجسد یافته است. امروز، ابلیس فقط در سینه وسوسه نمیکند؛ بلکه بانک میسازد، دانشگاه میسازد، رسانه میسازد و موشک میسازد. او تمام قوای خود را «متراکم» کرده و به میدان «عینی» آورده است. این آخرین تیر ترکش شیطان است. او از «جنگ نامتقارن پنهان» به «جنگ متقارن تمدنی» روی آورده است. چرا؟ چون میداند که نور خدا (انقلاب اسلامی و زمینهسازان ظهور) نیز در حال تجسد تمدنی است. وقتی شیطان تمام داراییاش را در یک تمدن (غرب) متراکم کرد، کار جبههی حق برای «ضربه زدن به سر اژدها» مشخصتر میشود. دیگر جنگ با سایهها نیست؛ جنگ با یک «پیکرهی واحد متراکم» است. زدن این پیکره، زدن کل تاریخ شیطان است. و اینجاست که بشارت بزرگ پیروزی نهایی معنا پیدا میکند: ما با شکست دادن این تمدن متراکم، انتقام تمام انبیاء و اولیاء را یکجا از تمام شیاطین تاریخ خواهیم گرفت.
نتیجهگیری راهبردی از سنت رَکْم:
۱. نترسیدن از هیمنهی دشمن: بزرگی و پیچیدگی دستگاه دشمن، نشانهی قدرت ذاتی نیست؛ نشانهی «تورم قبل از ترکیدن» است. این انباشتگی، آنها را سنگین و کند و شکننده کرده است. ۲. استقبال از شفافیت: هرچه دشمنان بیشتر به هم میچسبند (مثلاً اتحاد منافقین داخلی با اسرائیل)، ما باید خوشحالتر باشیم. این یعنی قانون رَکْم دارد آنها را در یک نقطهی هدف جمع میکند تا هیچکدام نتوانند از مهلکهی نهایی فرار کنند. ۳. تمرکز بر ضربهی مؤثر: حال که دشمن متراکم شده، ما هم باید «متراکم» شویم (کَأَنَّهُمْ بُنْیَانٌ مَرْصُوصٌ). پراکندهکاری در برابر دشمن متراکم، خطاست. جبههی حق باید ارادهها، ایمان و قدرت خود را در یک نقطه متمرکز کند تا بتواند این کوه یخی عظیم را متلاشی سازد.