انتخاب کتاب
از ۱۳۶
سنن لهی|استاد جعفری|جلد ۱ | صفحه —

ب) عدم اصالت قدرت ظاهری در دستگاه محاسباتی الهی: توهم مشروعیت

رکن دوم این قانون، یک اصل معرفت‌شناختی بسیار مهم است: «داشتن قدرت و تکنولوژی و ثروت، در دستگاه خدا نشانه‌ی حقانیت یا محبوبیت نیست.» این یک خطای محاسباتی بزرگ است که تمدن غرب و غرب‌گرایان داخلی، گرفتار آن هستند. آن‌ها می‌گویند: «چون ما تکنولوژی برتر داریم، چون ما اقتصاد اول جهانیم، پس ما بر حقیم و راه ما (لیبرال دموکراسی) راه درست تاریخ است.» سنت تداول ایام، این معادله را باطل می‌کند.

۱. قدرت به مثابه «ابزار آزمون» نه «پاداش فضیلت»: در منطق قرآنی، خداوند مُلک و قدرت را حتی به نمرود و فرعون هم می‌دهد. اگر قدرت نشانه‌ی فضیلت بود، نباید به دست شقی‌ترین انسان‌ها می‌رسید. قدرت در دنیا، یک «ورق امتحانی» است که به دست افراد داده می‌شود تا پر شود. خداوند به تمدن غرب، علم، ثروت و رسانه داد تا ببیند با این امکانات چه می‌کنند؟ آیا آن را خرج سعادت بشر می‌کنند یا خرج کودک‌کشی و فساد؟ تاریخ گواهی می‌دهد که آن‌ها در این آزمون مردود شدند. بنابراین، هژمونی آمریکا نشانه‌ی «تأیید الهی» نیست، بلکه نشانه‌ی «سنگین‌تر شدن پرونده‌ی جرم» است (قانون استدراج که پیش‌تر بحث شد). مؤمنین نباید با دیدن ناوهای هواپیمابر و دلارهای آمریکا، دچار «احساس حقارت» شوند. این‌ها اسباب‌بازی‌هایی است که خدا موقتاً به دست کودک نادان تاریخ داده است تا ذات خراب خود را رو کند. اصالت با «حق» است، نه با «زور» .

۲. تفاوت «قدرت استراتژیک» با «پیروزی تاکتیکی»: سنت تداول ایام می‌گوید دشمن ممکن است در «تاکتیک» (یک جنگ، یک کودتا، یک تحریم) پیروز شود و ایام به کامش باشد؛ اما در «استراتژی» و «غایت» (وَ الْعاقبَهُ للْمُتَّقینَ) شکست‌خورده است. چرا؟ چون قدرت دشمن، «قدرت سخت» است که بر «ترس» و «تطمیع» استوار است و با از بین رفتن پول و سلاح، فرومی‌ریزد. اما قدرت جبهه‌ی حق، «قدرت نرم» و «تولید حیات» است که در دل شکست ظاهری هم رشد می‌کند. عاشورا، بارزترین نمونه‌ی این قانون است. در مقیاس «تداول ایام ظاهری»، یزید پیروز شد و قدرت دست او بود. اما در مقیاس «حقیقت هستی»، یزید همان روز مرد و حسین (ع) زنده شد و تاریخ را تسخیر کرد. ما باید صحنه را این‌گونه ببینیم: جولان امروز اسرائیل، همان جولان لشکر عمر سعد در عصر عاشوراست؛ یک پیروزی ظاهری کوتاه که مقدمه‌ی یک شکست تاریخی ابدی و لعنت دائمی است. این نگاه، به ما «آرامش» و «یقین» می‌دهد .

۱۰۸

[تحلیل فرآیندی در دینامیک سیالات و ناخالصی‌ها]: برای تصویرسازی نسبت «قدرت باطل» با «حقیقت تاریخ»، تمثیل قرآنی «کف و آب» (أَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفاءً) را با نگاه هیدرودینامیک بازخوانی کنیم. وقتی سیلابی خروشان (جریان تاریخ) حرکت می‌کند، روی آن را حجم عظیمی از «کف» می‌پوشاند. این کف، بالا می‌آید، حجم دارد، دیده می‌شود، سروصدا می‌کند و نور را منعکس می‌سازد. ظاهراً، رودخانه یعنی همین کف‌ها! تمدن غرب و قدرت‌های استکباری، دقیقاً حکم همین «کف» را دارند. آن‌ها «روی بورس» هستند، دیده می‌شوند، رسانه‌ها را پُر کرده‌اند و قدرت‌نمایی می‌کنند. اما این کف، توخالی است؛ ریشه در آب ندارد و صرفاً حاصل تلاطم و آشوب آب است. قانون هیدرودینامیک خلقت می‌گوید: کف‌ها محکوم به فنا و ترکیدن هستند (فَیَذْهَبُ جُفاءً)؛ اما آنچه که «سودمند» است و حیات‌بخش (آب زلال و املاح مفید)، در بستر رودخانه می‌ماند (وَ أَمَّا ما یَنْفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فی الْأَرْض). انقلاب اسلامی و جریان مقاومت، آن آب زلال زیرین است که ممکن است گاهی زیر لایه‌ای از کف تبلیغاتی و نظامی دشمن پنهان شود، اما ماندگار است. گردش ایام، مثل هم‌زدن این مخلوط است؛ هر بار که هم می‌خورد، کف‌ها بالا می‌آیند، پُز می‌دهند و می‌ترکند، و آب زلال راه خود را به سمت اقیانوس باز می‌کند. کسی که «بصیرت هیدرولیکی» داشته باشد، با دیدن حجم زیاد کف (قدرت رسانه‌ای و نظامی دشمن) نمی‌ترسد، چون می‌داند این حجم، «حباب هوا» است، نه «جرم واقعی».

نتیجه‌گیری راهبردی از سنت تداول ایام:

۱. تاب‌آوری در بحران: دانستن این قانون، جامعه را در برابر شوک‌های ناشی از شکست (مثل نوسانات ارزی، ترور فرماندهان، یا فشارهای سیاسی) «ضدضربه» می‌کند. ما می‌فهمیم که این‌ها «پایان راه» نیست، بلکه «گردش طبیعی چرخ تاریخ» برای امتحان ماست. اگر امروز نوبت دشمن است، فردا قطعاً نوبت ماست، به شرط اینکه در این دوره‌ی فشار، نشکنیم و ایمانمان را نبازیم (وَ لا تَهنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إنْ کُنْتُمْ مُؤْمنینَ).

۲. پرهیز از غرور در پیروزی: این قانون به ما هشدار می‌دهد که وقتی ایام به کام ما شد (مثل فتح خرمشهر یا پیروزی‌های منطقه‌ای)، مغرور نشویم و فکر نکنیم کار تمام شده است. قدرت دست ما هم «امانت» و «آزمون» است. اگر غفلت کنیم، خدا ایام را می‌چرخاند و گوشمالی می‌دهد.

۱۰۹

۳. فرصت‌شناسی در دوران ضعف: وقتی قدرت دست دشمن است و ما در موضع ضعف ظاهری (اپوزیسیون جهانی) هستیم، بهترین زمان برای «مظلوم‌نمایی مقتدرانه»، «تبیین حقایق» و «یارگیری از فطرت‌ها» است. صدای حق در دوران غربت، برد بیشتری دارد. امام خمینی (ره) هنرشان این بود که در دورانی که هیچ قدرتی نداشتند (تداول ایام به نفع شاه بود)، با استفاده از همین قانون، دل‌ها را تسخیر کردند و پایه‌های قدرت آینده را ریختند.

۱۱۰
پیمایش به بالا