هنگامی که به صحنهی پرهیاهوی تاریخ و نقشهی درگیریهای تمدنی مینگریم، در نگاه نخست، با اقیانوسی مواج، آشوبناک و مملو از حوادث به ظاهر تصادفی مواجه میشویم. جنگها، صلحها، صعود امپراتوریها و سقوط تمدنها، در نگاه ناظر سطحی، شبیه به برخورد کور ذرات در یک محیط بینظم به نظر میرسد که تنها متغیر تعیینکننده در آن، «زور بازو» و «تراکم مادی» است. در این قرائت سکولار از تاریخ، جهان صحنهی نزاع بقا برای قویترینهاست و هر کس که انبار مهماتش پرتر، خزانهاش رنگینتر و تکنولوژیاش پیچیدهتر باشد، لاجرم حاکم مطلق تاریخ خواهد بود. این همان «دستگاه محاسباتی مادی» است که تمدن غرب بر پایهی آن بنا شده و تلاش میکند ذهنیت نخبگان ما را نیز با همین منطق، فرمت و برنامهریزی کند.
اما «الهیات مقاومت» با تکیه بر استدلالهای وحیانی و شهود عمیق تاریخی، پرده از حقیقتی شگرف برمیدارد: تاریخ، نه یک رودخانهی کور و سرگردان، بلکه یک «سازهی مهندسیشده» و یک «آزمایشگاه دقیق» است که تحت حاکمیت قوانینی صُلب، تغییرناپذیر و ریاضیوار اداره میشود. این قوانین که در لسان قرآن از آنها به «سُنَن الهی» تعبیر میشود، همانند قوانین فیزیک و شیمی، بر ذرهذرهی تحولات عالم حکمفرما هستند. تفاوت بنیادین در اینجاست که اگر قوانین فیزیک نیوتنی، حرکت اجسام بیجان را تبیین میکنند، «سُنَن تاریخ»، حرکت ارادههای انسانی و جوامع بشری را در بستر زمان فرمولبندی مینمایند.
در این فصل، ما قصد داریم «اتاق فرمان تاریخ» را رمزگشایی کنیم. ما میخواهیم نشان دهیم که چرا و چگونه، جبههی حق با دست خالی بر امپراتوریهای تا دندان مسلح غلبه میکند و چرا تمدنهای طاغوتی، درست در لحظهای که احساس جاودانگی میکنند، از درون دچار فروپاشی میشوند. فهم این فصل، برای فرماندهان جنگ نرم و استراتژیستهای جبههی انقلاب، یک «انتخاب» نیست، بلکه یک «ضرورت حیاتی» است. زیرا بدون فهم این قوانین، ما در محاسبات خود دچار خطای راهبردی میشویم و مرعوب هیمنهی پوشالی دشمن خواهیم شد.