انتخاب کتاب
از ۱۳۶
سنن لهی|استاد جعفری|جلد ۱ | صفحه —

ب) پایان دوران اختلاط: حرکت به سوی شفافیت مطلق جبهه‌ها در آخرالزمان

ما اکنون در حال خروج از «دوران اختلاط» و ورود به «دوران شفافیت» هستیم. ویژگی بارز دوران ما قبل از ظهور، از بین رفتن تدریجی «منطقه‌ی خاکستری» است. در گذشته، نفاق می‌توانست خود را پنهان کند؛ انسان‌ها می‌توانستند «هم خدا را بخواهند و هم خرما را». اما قانون تمییز حکم می‌کند که هرچه به «قله‌ی تاریخ» (ظهور) نزدیک می‌شویم، تضادها آشتی‌ناپذیرتر شوند.

۱. انحلال نفاق در کفر صریح: سنت تمییز، انسان‌ها و جریان‌ها را مجبور به «انتخاب نهایی» می‌کند. فشارهای تمدنی و جنگ عقیدتی به حدی می‌رسد که دیگر نمی‌توان با «اسلام بینابینی» یا «مذهب سکولار» زندگی کرد. یا باید کاملاً به ولایت الله و الگوهای دینی تن داد، یا باید کاملاً در ولایت طاغوت و سبک زندگی غربی هضم شد. این قانون توضیح می‌دهد که چرا امروز جریان‌های نفاق و غرب‌گرا در دنیای اسلام، که سال‌ها با ادبیات دینی سخن می‌گفتند، این‌قدر بی‌پرده و وقیحانه از رابطه‌ی با استکبار دفاع می‌کنند و مقدسات را زیر سؤال می‌برند. این «پرده‌دری»، نشانه‌ی سقوط اخلاقی صرف نیست؛ بلکه نشانه‌ی «جبر حاکم بر انتهای تاریخ» برای رو کردن دست‌هاست. آن‌ها دیگر «نمی‌توانند» منافق بمانند؛ باید کافر صریح شوند. این شفافیت، لطف خداست تا مؤمنین در انتخاب صف خود دچار تردید نشوند .

۲. شکل‌گیری دوقطبی «خَیرُ البَریَّه» و «شَرُّ البَریَّه»: قرآن می‌فرماید در نهایت، انسان‌ها به دو گروه خالص تقسیم می‌شوند: «أُولئکَ هُمْ خَیْرُ الْبَریَّه» (بهترین مخلوقات) و «أُولئکَ هُمْ شَرُّ الْبَریَّه» (بدترین مخلوقات). تاریخ معاصر، صحنه‌ی شکل‌گیری این دو قطب است.

  • قطب ایمان: کسانی که در کوره‌ی ابتلائات، خالص شده‌اند، از غرب و مظاهر آن کاملاً قطع امید کرده‌اند و تنها به ولایت الهی چنگ زده‌اند. اینها «حزب‌الله» واقعی‌اند.
  • ۲۸
  • قطب کفر: کسانی که با دیدن تمام جنایات تمدن غرب، باز هم عاشقانه آن را می‌پرستند و حاضرند برای حفظ منافع مادی، بشریت را قربانی کنند. این «رادیکالیزه شدن دو طرف» (به معنای ریشه‌ای شدن و خالص شدن)، نشانه‌ی خطرناک بودن اوضاع نیست؛ بلکه نشانه‌ی «بلوغ تاریخ» و آمادگی برای جراحی نهایی است. تا زمانی که باطل با حق آمیخته است، امیرالمؤمنین (ع) هم دست به شمشیر نمی‌برد (چنانکه در صفین وقتی قرآن بر نیزه رفت، کار متوقف شد چون فضا غبارآلود شد). اما وقتی باطل، قرآن را پاره کرد و ماهیت یزیدی خود را نشان داد، آنگاه شمشیر انتقام الهی (امام عصر) فرود می‌آید. ما امروز در حال تماشای پاره شدن نقاب‌های حقوق بشری غرب و آشکار شدن چهره‌ی یزیدی تمدن مدرن هستیم. این یعنی پایان تمییز و آغاز شمارش معکوس .
  • [تحلیل راهبردی و مصداقی در حوزه معماری سیستم‌ها]: برای درک عمق فاجعه‌ی «اختلاط» و ضرورت «تمییز»، یک سیستم پیچیده‌ی سایبری را در نظر بگیرید. اگر یک بدافزار خود را به فایل‌های سیستمی حیاتی ویندوز بچسباند (اختلاط)، آنتی‌ویروس نمی‌تواند آن را پاک کند، زیرا حذف ویروس مساوی با حذف فایل اصلی و فروپاشی سیستم‌عامل است . استراتژی ویروس، همواره «پنهان شدن در پشت فایل‌های سالم» است (نفاق). استراتژی مدیر سیستم (خداوند/ولیّ) چیست؟ او سیستم را وارد یک «حالت امن» یا یک «فشار پردازشی خاص» (فتنه و ابتلاء) می‌کند که ویروس مجبور شود برای بقای خود، فعالیتش را تشدید و کُد مخربش را از فایل اصلی جدا کند. به محض اینکه ویروس از فایل سیستمی جدا شد و ماهیت مستقل خود را نشان داد (تمییز)، آنتی‌ویروس با یک دستور قاطع (پاکسازی/عذاب) آن را نابود می‌کند. انقلاب اسلامی و فشارهای ناشی از آن، دقیقاً همان «محیط فشار» است که باعث شده جریان نفاق و جریان استکبار، دیگر نتوانند پشت شعارهای زیبا (آزادی، حقوق بشر، دموکراسی) پنهان شوند. آن‌ها مجبور شده‌اند ماهیت تروریستی، کودک‌کش و غارتگر خود را «جدا» از شعارها نشان دهند. این جداسازی، یعنی ما اکنون در تیررس نابودی آن‌ها قرار داریم و شلیک نهایی حضرت حجت (عج) نیازمند تکمیل همین فرآیند جداسازی است. هرچه غرب عریان‌تر و وقیح‌تر شود، به لحظه‌ی «فرمت شدن تاریخ» نزدیک‌تر شده‌ایم.

    ۲۹
    پیمایش به بالا