نخستین گام برای ورود به این بحث، اصلاح نگاه ما به «محیط پیرامونی» است. در نگاه مادی، جهان هستی (طبیعت، کیهان و تاریخ)، موجودی «کر و کور» و «بیشعور» است که نسبت به خیر و شر، حق و باطل، و عدل و ظلم، بیتفاوت است. اما در نگاه توحیدی، عالم هستی یک «موجود زنده»، «با شعور» و «هوشمند» است. ذرهذرهی کائنات، جنود پروردگارند و نسبت به نیات، اعمال و جهتگیریهای انسانها «واکنش» نشان میدهند. ما در جهانی زندگی میکنیم که ساختار آن به گونهای طراحی شده که با «حق» هماهنگ است و با «باطل» اصطکاک دارد.
برای تقریب ذهنی این حقیقت پیچیده، ساختار طراحی یک «هواگرد پیشرفته» یا یک «جسم پرنده» را در نظر بگیرید. در آیرودینامیک، قوانینی وجود دارد که اگر جسمی بخواهد بر جاذبه غلبه کند و اوج بگیرد، باید هندسه و ساختار خود را دقیقاً با آن قوانین هماهنگ سازد. اگر طراحی بالها و بدنه با آن اصول همراستا باشد، همان هوایی که مانع حرکت است، تبدیل به عامل «نیروی بالابرنده» میشود و جسم سنگین را به آسمان میبرد. اما اگر طراحی با این قوانین در تضاد باشد، همان هوا تبدیل به مانع و اصطکاک ویرانگر میشود که سازه را درهم میشکند و به زمین میکوبد. در این تمثیل، «قوانین آیرودینامیک» همان «سنتهای الهی» هستند و «هوای محیط»، همان «بستر تاریخ» است. تمدن مادی، با وجود قدرت پیشران عظیم (تکنولوژی و ثروت)، چون ساختار وجودیاش با هندسهی عالم (حق) در تضاد است، دائماً در حال تولید اصطکاک با نظام هستی است. این اصطکاک نامرئی، در نهایت موجب خستگی سازه و فروپاشی ناگهانی آن میشود. در مقابل، جبههی حق، حتی اگر موتور ضعیفتری داشته باشد (امکانات مادی کم)، چون هندسهی حرکتیاش با قوانین عالم (سنتها) هماهنگ است، از نیروی پنهان عالم بهرهمند میشود و اوج میگیرد. خداوند در قرآن کریم میفرماید: «وَلَنْ تَجدَ لسُنَّه اللَّه تَبْدیلًا» (هرگز در قانون خدا تغییری نخواهی یافت). این قوانین، نرمافزار ادارهی جهان هستند و کسی نمیتواند آنها را دور بزند. حتی کفار نیز اگر در دایرهی قوانین مادی خدا (مثل تلاش و نظم) حرکت کنند، نتیجه میگیرند، اما چون قوانین برتر (نصرت و برکت) را نادیده میگیرند، در نهایت به بنبست میرسند.