پس از آنکه در بخشهای پیشین، مکانیزم سقوط تمدن باطل (از طریق قوانینی همچون استدراج، تزیین و رَکْم) تبیین شد، اکنون نوبت به هولناکترین و بیدارکنندهترین قانون در «جامعهشناسی الهی» میرسد. قانونی که نه دربارهی دشمن، بلکه دقیقاً دربارهی «ما» سخن میگوید. این قانون، پاسخی است مهیب به این پندار خام که گمان میکند «پیروزی جبههی حق، تضمینشده و چک سفید امضایی است که به نام یک قوم، نژاد یا گروه خاص صادر شده است.» در منطق الهیات مقاومت، هیچ «مصونیت تاریخی» برای هیچ قومی وجود ندارد. پرچم ولایت و اقامهی حق، امانتی سیال است که اگر حاملان فعلی آن، دچار سستی، انحراف یا توقف شوند، سنت خداوند بر «توقف تاریخ» قرار نگرفته است؛ بلکه سنت او بر «تعویض بازیگران» و «انتقال مأموریت» استوار است. ما در اینجا با قانونی مواجهیم که خواب را از چشمان خواص و نخبگان جبههی حق میرباید: «سنت استبدال».
۴.۴. جامعهشناسی تغییر و جابجایی: قوانین انتقال تمدنی و گردش نخبگان
۸۹