انتخاب کتاب
از ۱۳۶
سنن لهی|استاد جعفری|جلد ۱ | صفحه —

ب) تخفیف در موازنه: پیروزی ۱۰۰ صابر بر ۲۰۰ کافر در صورت ضعف ایمان (ضریب اضطراری ۱ به ۲)

اما دستگاه محاسباتی الهی، یک دستگاه خشک و غیرمنعطف نیست؛ بلکه کاملاً «واقع‌بین» و ناظر به «ظرفیت‌های میدانی» است. خداوند متعال در آیه‌ی بعد (آیه ۶۶ انفال) می‌فرماید: «الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْکُمْ وَ عَلمَ أَنَّ فیکُمْ ضَعْفًا فَإنْ یَکُنْ منْکُمْ مائَهٌ صَابرَهٌ یَغْلبُوا مائَتَیْن». این آیه، حاوی نکات بسیار دقیق آسیب‌شناسانه و مدیریتی است: ۱. تشخیص اُفت پتانسیل: خداوند می‌فرماید: «عَلمَ أَنَّ فیکُمْ ضَعْفًا». یعنی در مقاطعی از تاریخ یا در بدنه‌ی عمومی جامعه، آن «چگالی خالص ایمان» که در صدر اول یا در خواص یاران امام وجود داشت، کاهش می‌یابد. ناخالصی‌ها، دنیاگرایی و سستی‌ها وارد بافت جامعه می‌شود. ۲. تغییر ضریب پیروزی: وقتی «کیفیت درونی» افت کرد، خداوند «استاندارد پیروزی» را تغییر می‌دهد. دیگر با ضریب ۱ به ۱۰ پیروز نمی‌شوید؛ بلکه ضریب به ۱ به ۲ تنزل می‌یابد. یعنی برای غلبه بر ۲۰۰ دشمن، دیگر ۲۰ نفر کافی نیستند؛ باید ۱۰۰ نفر باشید. این قانون اثبات می‌کند که بین «ضعف ایمان» و «نیاز به امکانات مادی» رابطه‌ی مستقیم وجود دارد. هرچه ایمان ضعیف‌تر شود، جامعه برای حفظ امنیت خود، نیازمند سرباز بیشتر، بودجه‌ی نظامی سنگین‌تر و تکنولوژی پیچیده‌تر است تا بتواند خلأ قدرت معنوی را پُر کند. جامعه‌ای که مثل کوه استوار است (ضریب ۱ به ۱۰)، با دست خالی هم دشمن را می‌ترساند؛ اما جامعه‌ای که دچار ضعف شده (ضریب ۱ به ۲)، اگر موشک نداشته باشد، نابود می‌شود. ۳. حد مرزی مقاومت: این آیه، «کف استاندارد مقاومت» را نیز تعیین می‌کند. یعنی مؤمنین حتی در ضعیف‌ترین حالت ایمانی، باید حداقل دو برابر خود را حریف باشند. اگر جامعه‌ای چنان ضعیف شد که حتی توان مقابله با دو برابر خود را نداشت، این نشان می‌دهد که از مدار «ولایت الهی» خارج شده و به مدار مادی سقوط کرده است .

۵۶

[تحلیل دینامیک سیالات و سیستم‌های هیدرولیک]: رابطه‌ی میان این دو ضریب (۱:۱۰ و ۱:۲) را می‌توان با عملکرد یک «سیستم هیدرولیک» (مانند جک‌های بالابر) مقایسه کرد. در یک سیستم سالم و بدون نشتی، فشار روغن (نماد ایمان و یقین) باعث می‌شود که با اعمال نیروی کم دست، یک خودروی سنگین (دشمن) بلند شود. این همان ضریب ۱ به ۱۰ است. اما اگر در سیستم هیدرولیک، «حباب‌های هوا» (نماد شک و نفاق) یا «نشتی» (نماد گناه و تعلقات دنیا) ایجاد شود، تراکم‌ناپذیری مایع از بین می‌رود. در این حالت، شما باید نیروی بسیار بیشتری (نفرات بیشتر) وارد کنید تا همان خودرو را بلند کنید. حباب هوا (ضعف)، راندمان سیستم را از ۹۰ درصد به ۵۰ درصد یا کمتر کاهش می‌دهد. آیه‌ی «تخفیف»، بیانگر وجود این حباب‌های هوا در شریان‌های حیاتی جامعه است. خداوند می‌فرماید چون سیستم شما هوا گرفته و خالص نیست (عَلمَ أَنَّ فیکُمْ ضَعْفًا)، من قانون را تعدیل می‌کنم؛ اما هشدار می‌دهد که اگر می‌خواهید با هزینه‌ی کم (۲۰ نفر) پیروزی‌های بزرگ (۲۰۰ نفر) به دست آورید، باید این حباب‌ها را تخلیه کنید (تزکیه و بصیرت‌افزایی). غرب‌گرایان و کسانی که دائماً از کمبود امکانات می‌نالند، در واقع کسانی هستند که سیستم وجودی‌شان پُر از حباب هواست و لذا معادلات هیدرولیک نصرت برایشان کار نمی‌کند. آن‌ها مجبورند با «زور بازو» (محاسبات مادی) بجنگند و چون زور بازوی غرب بیشتر است، پیشنهاد تسلیم می‌دهند.

نتیجه‌گیری راهبردی از سنت موازنه قوا:

۱. بطلان تئوری «بن‌بست»: بر اساس این قانون، هیچ‌گاه جامعه‌ی ایمانی به بن‌بست نظامی نمی‌رسد. حتی در بدترین شرایط مادی (محاصره، تحریم، کمبود سلاح)، اگر جامعه بتواند «ضریب ایمانی» خود را بالا ببرد و به مقام «صابرین» برسد، موازنه‌ی میدان را به نفع خود تغییر می‌دهد. مشکل ما کمبود موشک نیست؛ مشکل، نوسان درجه‌ی صبر و یقین است.

۲. معماری قدرت نامتقارن: جمهوری اسلامی و جبهه‌ی مقاومت، نباید سعی کنند در «تعداد هواپیما» یا «بودجه‌ی نظامی» با آمریکا رقابت کنند (رقابت کمّی که در آن بازنده‌ایم). استراتژی ما باید «افزایش چگالی ایمان» و «تولید انسان‌های تراز عاشورا» باشد. یک «قاسم سلیمانی» که ضریب وجودی‌اش ۱ به هزاران است، می‌تواند نقشه‌های صدها ژنرال آمریکایی و میلیاردها دلار بودجه‌ی پنتاگون را خنثی کند. ما با تولید «انسان کیفی»، بر «ماشین کمّی» غرب غلبه می‌کنیم.

۵۷

۳. هشدار دائمی: آیه‌ی دوم (تخفیف)، یک هشدار جدی است. اگر ما دچار رفاه‌زدگی، اشرافی‌گری و سستی شویم، از دایره‌ی «عشْرُونَ صَابرُونَ» خارج می‌شویم و به دایره‌ی «مائَهٌ صَابرَهٌ» سقوط می‌کنیم. اگر این روند نزولی ادامه یابد و ضریب ما به ۱ به ۱ برسد، یعنی کاملاً سکولار شده‌ایم و در آن صورت، طبق قوانین فیزیک مادی، حتماً از ابرقدرت مادی شکست خواهیم خورد. راز بقای انقلاب، حفظ آن «تفاوت پتانسیل معنوی» است.

اینجاست که می‌فهمیم چرا امام خمینی (ره) فرمودند: «اگر سپاه نبود، کشور هم نبود.» سپاه، نماد آن نیرویی است که قرار است با منطق ۱ به ۱۰ بجنگد، نه با منطق کلاسیک ارتش‌های دنیا. حفظ این روحیه، ضامن بقای این معادله‌ی طلایی است.

۵۸
پیمایش به بالا