در بدو ورود به میدان درگیری با تمدن مادی، ذهن محاسبهگر انسان با یک پارادوکس ظاهری و یک سؤال گزنده روبرو میشود: «اگر ما بر حق هستیم و خداوند وعدهی نصرت داده است، پس فلسفهی اینهمه فشار، تحریم، کمبود، محاصره و رنج چیست؟ چرا راه حق، هموار و “فرش قرمز” نیست و چرا تمدن طغیانگر غرب، غرق در رفاه ظاهری است؟» این تردید، ناشی از یک خطای محاسباتی مهلک در شناخت مفهوم «رشد» و «نصرت» است. در منطق مادی، فشار مساوی با «انسداد» است؛ اما در «فیزیک الهیاتی»، فشار مساوی با «تراکم انرژی» و «ارتقای وجودی» است. سنت ابتلاء، قانونی است که توضیح میدهد چگونه خداوند با اعمال فشارهای محاسبهشده (تست مقاومت)، یک جامعهی خام و پراکنده را به یک «متحد مستحکم» و «شکستناپذیر» تبدیل میکند.
۱۲