انتخاب کتاب
از ۱۳۶
سنن لهی|استاد جعفری|جلد ۱ | صفحه —

۲. نقد «عقلانیت ابزاری» در تحلیل تاریخ: توهم رئالیسم

مشکل اصلی جریان‌های غرب‌گرا و نفوذی در داخل کشور، و حتی برخی از انقلابیون سطحی‌نگر، این است که خود را «رئالیست» (واقع‌گرا) می‌دانند، در حالی که نگاهشان به واقعیت، «ناقص» و «کاریکاتوری» است. آن‌ها واقعیت را تنها در «محسوسات» و «کمیت‌های قابل اندازه‌گیری» خلاصه می‌کنند. وقتی آن‌ها به صحنه‌ی نبرد نگاه می‌کنند، «تعداد ناوهای هواپیمابر»، «نرخ تولید ناخالص داخلی» و «تعداد کلاهک‌های هسته‌ای» را می‌شمارند و بر اساس جمع‌جبری این اعداد، حکم می‌دهند که: «آمریکا شکست‌ناپذیر است و مقاومت، خودکشی است.» این، همان خطای محاسباتی فاحشی است که قرآن از آن به «محاسبه‌ی قارونی» تعبیر می‌کند.

در «فیزیک الهیاتی»، واقعیت عالم تنها ماده نیست. در کنار متغیرهای مادی (که ما هم قبول داریم و باید برای کسب آن‌ها تلاش کنیم: وَ أَعدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ منْ قُوَّهٍ)، متغیرهای پنهان و بسیار قدرتمندتری وجود دارد که «ضریب تأثیر» آن‌ها در معادله‌ی قدرت، گاهی هزاران برابر عوامل مادی است. عواملی مانند «نصرت»، «سکینه»، «رعب»، «برکت» و «مدیریت غیبی ولیّ خدا». تصور کنید دانشمندی را که می‌خواهد رفتار یک ذره‌ی بنیادین را تحلیل کند، اما تنها از قوانین فیزیک کلاسیک (نیوتنی) استفاده می‌کند و از قوانین و نیروهای نامرئی زیراتمی غافل است. محاسبات او روی کاغذ دقیق است، اما در آزمایشگاه، نتیجه کاملاً غلط از آب در می‌آید. غرب‌گرایان، فیزیکدانان نیوتنی عالم سیاست هستند که می‌خواهند جهان پیچیده‌ی امروز را با خط‌کش‌های چوبی قدیمی اندازه بگیرند. آن‌ها نمی‌فهمند که چرا با وجود تمام تحریم‌ها و فشارها، جمهوری اسلامی نه تنها سقوط نکرده، بلکه نفوذش تا مدیترانه و باب‌المندب گسترش یافته است. آن‌ها این پدیده را «شانس» یا «اتفاق» می‌نامند، اما ما آن را محصول فعال‌سازی «قانون نصرت» و «سنت تبدیل تهدید به فرصت» می‌دانیم. رئالیسم واقعی، دیدن «دست خدا» در کنار «اسباب مادی» است.

۶
پیمایش به بالا