انتخاب کتاب
از ۱۳۶
سنن لهی|استاد جعفری|جلد ۱ | صفحه —

ج) استراتژی مؤمنین در برابر استدراج دشمن: «عدم تمدید نگاه» (لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ)

حال که دانستیم رفاه دشمن، دام الهی است، وظیفه‌ی ما چیست؟ قرآن کریم یک دستور استراتژیک روانی-سیاسی صادر می‌کند: «وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إلى‌ ما مَتَّعْنا به أَزْواجاً منْهُمْ زَهْرَهَ الْحَیاه الدُّنْیا لنَفْتنَهُمْ فیه» (چشمانت را به نعمت‌های رنگارنگی که به گروه‌هایی از آن‌ها داده‌ایم، ندوز و نگاهت را امتداد نده؛ این‌ها شکوفه‌های فریبنده‌ی دنیاست تا آن‌ها را در آن بیازماییم و بسوزانیم).

۱. ممنوعیت «مرعوبیت» و «حسرت»: این آیه نمی‌گوید «نبینید»، می‌گوید «لا تَمُدَّنَّ» (نگاهت را کش نده و خیره نشو). نگاه گذرا اشکالی ندارد، اما خیره شدن به ویترین غرب، باعث «احساس حقارت» و «از دست رفتن اعتماد به نفس» می‌شود. کسی که مسحور تکنولوژی و برج‌های غرب شد، رزق معنوی خودش (رزْقُ رَبّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقى) را فراموش می‌کند و تمدن خود را «عقب‌مانده» می‌پندارد. ما باید بدانیم که این «زَهْرَهَ الْحَیاه الدُّنْیا» (شکوفه‌های دنیا)، میوه نمی‌شود؛ زودگذر و فریبنده است. این‌ها دکورهای صحنه‌ی نمایش است، نه واقعیت زندگی. فهم قانون استدراج، ما را از «عقده‌ی حقارت» در برابر غرب نجات می‌دهد. ما می‌فهمیم که ماشین لوکس آن‌ها، «کالسکه‌ی زرین تشییع‌جنازه» است .

۲. تفسیر صحیح تحریم و فشار (پروتکل جراحی): وقتی می‌بینیم با وجود حقانیت، تحت فشاریم و دشمن در رفاه است، نباید شک کنیم. این نشان می‌دهد که ما در برنامه‌ی «تربیت و جراحی الهی» (ابتلاء) هستیم و دشمن در برنامه‌ی «طرد و رهاسازی» (استدراج). پزشک حاذق، وقتی بیماری را قابل درمان می‌بیند، او را پرهیز می‌دهد، داروی تلخ می‌دهد و جراحی می‌کند (فشار بر مؤمنین). اما وقتی از بیماری قطع امید کرد و مرگش را حتمی دانست، می‌گوید: «هر چه دوست دارد به او بدهید تا بخورد، دیگر فرقی نمی‌کند» (رفاه کفار). فشارهای امروز بر جبهه‌ی انقلاب، نشانه‌ی این است که خدا هنوز به ما امید دارد و ما را «جواب نکرده» است. ما در اتاق عمل تاریخ هستیم، نه در اتاق انتظار مرگ. درد ما، درد زایمان تمدن نوین است، اما رفاه آن‌ها، آرامش قبل از طوفان مرگ است .

نتیجه‌گیری راهبردی: بنابراین، تداوم قدرت ظاهری استکبار، نه نشانه‌ی غفلت خداست و نه دلیل حقانیت آن‌ها. این یک «فرایند شیمیایی ضروری» برای تفکیک کامل صفوف و پر شدن پیمانه‌ی ظلم است. ما در این دوران، مأموریم که فریب این «سراب تکنولوژیک» را نخوریم، به «رزق کریمانه‌ی ولایت» تکیه کنیم و بدانیم که سقوط این تمدن، به اندازه‌ی طلوع خورشید قطعی است، تنها باید زمان آن فرا برسد.

۷۳

پس از بررسی قانون مهلک «استدراج» که در آن دشمن با طناب رفاه به قعر چاه نابودی فرستاده می‌شود، اکنون باید به یکی از استراتژیک‌ترین و شگفت‌انگیزترین قوانین حاکم بر «اقتصاد سیاسی جنگ» بپردازیم. این قانون، پاسخی است بنیادین به این پرسش همیشگی که: «چگونه جبهه‌ی حق با دست خالی و بودجه‌های اندک، در برابر امپراتوری‌های زر و زور که بودجه‌های نظامی آن‌ها سر به فلک می‌کشد، نه تنها دوام می‌آورد، بلکه پیشروی می‌کند؟» در محاسبات مادی، «پول» مساوی با «قدرت» است. هر که طلا دارد، قانون را می‌نویسد. اما در «فیزیک الهیاتی»، پول و منابع مادی، رفتاری هوشمند و جهت‌دار دارند. این منابع اگر در مسیر باطل خرج شوند، ماهیت آن‌ها دچار «تغییر شیمیایی» می‌شود و به جای آنکه «عامل قدرت» باشند، به «عامل فروپاشی» و «مایه‌ی اندوه» تبدیل می‌گردند. این پدیده، تحت عنوان «سنت حسرت» شناسایی می‌شود.

۷۴
پیمایش به بالا