خداوند حکیم در آیهی ۱۴۰ سورهی آلعمران، پس از شکست تلخ مسلمانان در جنگ اُحد، پرده از این قانون شگفتانگیز برمیدارد: «إنْ یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مثْلُهُ وَ تلْکَ الْأَیَّامُ نُداولُها بَیْنَ النَّاس وَ لیَعْلَمَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ یَتَّخذَ منْکُمْ شُهَداءَ». (اگر به شما جراحتی رسید، به آن جمعیت نیز جراحتی همانند آن رسیده است؛ و ما این روزها [ی پیروزی و شکست] را در میان مردم میگردانیم تا خداوند مؤمنان را معلوم بدارد و از میان شما گواهانی بگیرد).
۱. مکانیزم «گردش ایام» (چرخوفلک قدرت): واژهی «تداول» از ریشهی «دُولَه» به معنای چیزی است که دستبهدست میگردد (مثل توپ در بازی یا پول در بازار). خداوند میفرماید: «ایام» (روزگار قدرت و غلبه) را بین مردم میچرخانیم. گاهی نوبت پیروزی شماست (مانند بدر) و گاهی نوبت ظاهری دشمن (مانند اُحد). این چرخش، تصادفی نیست؛ بلکه یک «طراحی هوشمند» برای «غربالگری» تاریخ است. اگر جبههی حق همیشه و در همه حال پیروز بود و هیچگاه زخم نمیخورد، «منافقین» و «فرصتطلبان» که دنبال غنیمت و قدرت هستند، در صفوف مؤمنین پنهان میشدند و هیچگاه صف خالص «حزبالله» شکل نمیگرفت. خداوند قدرت را به دست دشمن میدهد تا منافقین چهرهی واقعی خود را نشان دهند و به سمت کانون قدرت (دشمن) بلغزند (یُسارعُونَ فیهمْ) و مؤمنین حقیقی در کوره رنج و فشار، خالص شوند (وَ لیُمَحصَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا). بنابراین، وقتی میبینید آمریکا یا رژیم صهیونیستی در مقطعی دست برتر را پیدا میکنند، یا در داخل کشور جریانهای غربگرا و غیرانقلابی قدرت را به دست میگیرند، نباید دچار یأس فلسفی شوید و بگویید «خدا ما را رها کرده است». این بخشی از «سنت تداول» است. خدا میخواهد ببیند وقتی شما در «موضع ضعف» هستید و دشمن در «موضع قدرت»، آیا باز هم پای حق میایستید؟ آیا باز هم به وعدهی خدا اعتماد دارید یا رنگ عوض میکنید؟ این جابجایی قدرت، «کنتور عیارنج» ایمان جامعه است.
۲. عدم ثبات قدرت باطل (زوالپذیری ذاتی): نکتهی ظریف دیگر در این قانون، «موقتی بودن» قدرت باطل است. خدا میفرماید ما ایام را «مداوله» میکنیم (میچرخانیم). یعنی اگر امروز قدرت دست فرعون است، این قدرت «ذاتی» او نیست؛ یک «پیراهن عاریهای» است که فردا از تنش کنده میشود و به تن دیگری میرود. قدرت آمریکا، قدرت اسرائیل و قدرت طاغوتها، «ریشهدار» نیست؛ «نوبتی» است. این درک، به استراتژیستهای جبههی حق «صبر استراتژیک» میدهد. آنها میدانند که زمستان استکبار، هرچقدر هم سخت و سوزان باشد، «فصل» است، نه «ابدیت». و بهار دولت حق، حتمی است. در مقابل، دشمن که این قانون را نمیداند، وقتی قدرت را به دست میگیرد، دچار «توهّم جاودانگی» میشود و طغیان میکند (کَلَّا إنَّ الْإنْسانَ لَیَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى) و همین طغیان، مقدمهی سقوط او در دور بعدی چرخش است .
[تحلیل سیستماتیک و نخبگانی در مهندسی سازه و مکانیک مواد]: برای فهم عمیق چرایی این «فراز و نشیبها»، فرآیند «تست خستگی» در مهندسی هوافضا یا متالورژی پیشرفته را در نظر بگیرید. وقتی مهندسان میخواهند آلیاژی بسازند که بتواند بدنهی یک فضاپیما یا زیردریایی اتمی را تشکیل دهد، آن را تحت فشار ثابت قرار نمیدهند. بلکه از روش «بارگذاری سیکلیک» استفاده میکنند. یعنی فلز را در چرخههای متناوب «فشار شدید» و «رهایی»، «حرارت کوره» و «برودت ناگهانی»، و «کشش» و «فشار» قرار میدهند. چرا؟ زیرا ساختار بلوری فلز اگر فقط در رفاه (بار ثابت) باشد، ناخالصیهای درونی و تَرَکهای میکروسکوپی خود را نشان نمیدهند. اما وقتی فلز وارد این سیکل سینوسی فشار و رهایی میشود، نقاط ضعف پنهان آشکار شده و میشکنند. در عوض، بخشهای سالم فلز، دچار «تراکم بلوری» و «آرایش مجدد مولکولی» میشوند که مقاومت آن را در برابر ضربه، هزاران برابر میکند. جامعهی ایمانی، همان «آلیاژ هوشمند» است که قرار است بدنهی تمدن ابدی مهدوی را بسازد. این بدنه باید تحمل بار سنگین «ادارهی کل کهکشان هدایت» را داشته باشد. سنت تداول ایام، همان دستگاه تست خستگی الهی است. خدا ایام را میچرخاند؛ گاهی فشار (پیروزی دشمن) و گاهی گشایش (پیروزی خودی). در فاز فشار (دولت باطل)، ناخالصیها (منافقین و سستعنصرها) که مثل تَرَکهای مویی هستند، باز میشوند و میشکنند (ریزشها). و در فاز گشایش، مؤمنین نفس تازه میکنند. این سیکل مداوم، باعث میشود که ساختار جامعهی شیعه، «چکشکاری» شود، حبابهای هوا (نفاق) خارج گردد و تبدیل به «فولاد آبدیدهای» شود که هیچ ضربهای (حتی سهمگینترین فتنههای دجال) نتواند آن را بشکند. جامعهای که فقط پیروزی دیده باشد، مثل شیشهای است که با اولین سنگ شکست، پودر میشود؛ اما جامعهای که طعم تلخ شکست و طعم شیرین پیروزی را در یک سیکل تربیتی چشیده باشد، «شکستناپذیر» است.