انتخاب کتاب
از ۱۳۶
سنن لهی|استاد جعفری|جلد ۱ | صفحه —

ب) توهم شکست‌ناپذیری (لا غالبَ لَکُمُ الْیَوْمَ): خطای محاسباتی ناشی از تزیین

دومین خروجی مرگبار سنت تزیین، ایجاد «احساس کاذب قدرت» و «امنیت پوشالی» است. شیطان تنها اعمال را زیبا نمی‌کند، بلکه «موازنه قوا» را نیز در ذهن کافر، تحریف می‌کند. قرآن کریم می‌فرماید: «وَ قالَ لا غالبَ لَکُمُ الْیَوْمَ منَ النَّاس وَ إنّی جارٌ لَکُمْ». شیطان (و امپراتوری رسانه‌ای او) در گوش پیروانش نجوا می‌کند که: «امروز هیچ‌کس حریف شما نیست؛ شما تکنولوژی برتر دارید، شما اقتصاد اول جهانید، شما رسانه دارید و من (سیستم شیطانی) همسایه و پناه شما هستم.»

۱. آناتومی خطای محاسباتی (بزرگ‌نمایی خود و کوچک‌نمایی حق): دستگاه محاسباتی دشمن، مبتنی بر «کمّیت» است. سنت تزیین، باعث می‌شود آن‌ها «داشته‌های مادی» خود را (تعداد ناوها، دلارها، موشک‌ها) مطلق ببینند و «داشته‌های معنوی» جبهه‌ی حق (نصرت خدا، شهادت‌طلبی، اراده‌ی ایمانی) را اصلاً نبینند یا بسیار کوچک ببینند (وَ یُقَلّلُکُمْ فی‌ أَعْیُنهمْ). این خطا، یک خطای ساده نیست؛ بلکه یک «دام راهبردی» است. خدا می‌خواهد آن‌ها احساس قدرت کنند تا «حمله کنند». اگر آن‌ها واقعیت را می‌دیدند (که چقدر ضعیف‌اند و خدا چقدر قوی است)، هرگز به بدر نمی‌آمدند، هرگز به طبس نمی‌آمدند و هرگز در باتلاق یمن و لبنان وارد نمی‌شدند. خدا آن‌ها را دچار «مستی قدرت» (بَطَراً وَ رئاءَ النَّاس) می‌کند تا وارد میدانی شوند که قتلگاه آن‌هاست. امروز نیز وقتی می‌بینید دشمن با وجود تمام بحران‌های داخلی (بدهی، گسست اجتماعی، افول اخلاقی)، همچنان رجز می‌خواند و تهدید می‌کند، نترسید. این نشانه‌ی قدرت آن‌ها نیست؛ این نشانه‌ی فعال شدن «سنت تزیین» است. آن‌ها در حال تماشای تصویری فتوشاپ‌شده از خودشان هستند که شیطان برایشان ساخته است .

۶۳

۲. وعده‌ی دروغین پشتیبانی (تکیه بر تار عنکبوت): شیطان وعده می‌دهد: «إنّی جارٌ لَکُمْ» (من پناه شمایم). این وعده، باعث می‌شود آن‌ها ریسک‌های احمقانه‌ای بکنند. مثل قماربازی که فریب رفیق نابابش را می‌خورد و تمام زندگی‌اش را وسط می‌گذارد. اما سنت الهی این است که در «لحظه‌ی برخورد» (نقطه‌ی صفر درگیری)، وقتی جنود رحمانی نازل شدند، شیطان اولین کسی است که فرار می‌کند. قرآن صحنه‌ی پایان این توهم را شاهکار توصیف می‌کند: «فَلَمَّا تَراءَت الْفئَتان نَکَصَ عَلى‌ عَقبَیْه وَ قالَ إنّی بَری‌ءٌ منْکُمْ» (هنگامی که دو سپاه روبرو شدند و نصرت خدا آشکار شد، شیطان به عقب برگشت و گفت من از شما بیزارم!). در آن لحظه، کافر می‌ماند و یک واقعیت عریان: «من تنها هستم و شکست خورده‌ام.» غرب‌گرایانی که امروز به وعده‌ی حمایت آمریکا (شیطان بزرگ) دل خوش کرده‌اند و فکر می‌کنند اگر با کدخدا ببندند، مشکلاتشان حل می‌شود، دقیقاً در همین مرحله‌ی «إنّی جارٌ لَکُمْ» هستند. آن‌ها نمی‌دانند که آمریکا در لحظه‌ی خطر، آن‌ها را مثل دستمال کاغذی دور می‌اندازد (همان‌طور که با شاه، صدام و بن‌علی کرد). این قانون ثابت رابطه‌ی طاغوت با پیروانش است: «فریب، بهره‌کشی، و رها کردن در لحظه‌ی سقوط» .

۶۴

[مثال نخبگانی مستتر در متن – تحلیل سیستم‌های هدایت]: برای درک عمیق مکانیزم «تزیین» و «توهم شکست‌ناپذیری»، عملکرد یک «سامانه‌ی ناوبری هوشمند» (مانند سیستم هدایت موشک یا خودروی خودران) را در نظر بگیرید. این سامانه برای حرکت صحیح، نیاز به «داده‌های ورودی» دقیق از محیط دارد تا پردازشگر بتواند مسیر امن را تشخیص دهد. حال فرض کنید یک «هکر ماهر» (شیطان)، بدون اینکه به موتور یا بدنه‌ی خودرو آسیب بزند، تنها «سنسورهای تشخیص مانع» را دستکاری کند. او الگوریتمی را تزریق می‌کند که «دره» را «جاده‌ی صاف» و «دیوار بتنی» را «افق باز» نشان دهد. در این وضعیت، سیستم پردازشگر مرکزی (عقل محاسباتی دشمن)، با اعتماد کامل به داده‌های سنسورها، فرمان «شتاب حداکثری» را صادر می‌کند. سرنشینان خودرو (پیروان طاغوت) با دیدن سرعت بالا و نمایشگرهایی که وضعیت را «نرمال و عالی» نشان می‌دهند، هورا می‌کشند و احساس پیروزی می‌کنند. آن‌ها به کسی که در بیرون ایستاده و فریاد می‌زند «دارید به سمت دره می‌روید» (انبیاء و انقلابیون)، می‌خندند و او را «متوهم» می‌خوانند. اما حقیقت چیست؟ سرعت بیشتر آن‌ها، نشانه‌ی موفقیت نیست؛ بلکه نشانه‌ی «نزدیک‌تر شدن به لحظه‌ی انهدام قطعی» است. برخورد، اجتناب‌ناپذیر است و شدت برخورد به دلیل سرعت بالا، ویرانگرتر خواهد بود. تمدن غرب امروز دقیقاً همان خودروی خودران است که سنسورهایش توسط سنت تزیین الهی هک شده است. آن‌ها بحران‌های وجودی خود (فروپاشی خانواده، بدهی نجومی، تنفر جهانی) را نمی‌بینند و با سرعت به سمت جنگ با خدا می‌تازند. این شتاب، مقدمه‌ی آن ضربه‌ی نهایی است که در آن لحظه، هیچ «ایربگی» (عمل نخواهد کرد.

نتیجه‌گیری راهبردی: بنابراین، «پاتولوژی سقوط» به ما می‌آموزد که نباید مقهور «ظاهر آراسته» و «اعتماد‌به‌نفس» دشمن شویم. این ظاهر، محصول «گریم سنگین شیطان» است. ما باید با «چشم مسلح به وحی»، پشت صحنه را ببینیم؛ جایی که موریانه‌های سنت‌های الهی، ستون‌های این کاخ را از درون خورده‌اند و تنها یک لگد محکم دیگر لازم است تا سقف آن بر سرشان فرود آید. وظیفه‌ی ما در جنگ شناختی، پاره کردن این پرده‌ی تزیین و نشان دادن چهره‌ی واقعی (کریه و شکست‌خورده‌ی) غرب به جهانیان است. کسی که این قانون را بداند، هرگز آرزو نمی‌کند جای دشمن باشد، حتی اگر دشمن در کاخ سفید نشسته باشد.

۶۵

تا بدین‌جا، مکانیک صعود و پیروزی جبهه‌ی حق را در کوره‌ی ابتلائات بررسی کردیم و دانستیم که چگونه فشارها در دستگاه توحیدی به «تراکم وجودی» و «ارتقای معنوی» تبدیل می‌شود. اما در سوی دیگر میدان، ذهن محاسبه‌گر انسان انقلابی با یک «پارادوکس ظاهری» و یک «چالش فرساینده» روبروست؛ چالشی که اگر حل نشود، می‌تواند به «بحران مشروعیت» و «تزلزل ایمان» منجر شود. سؤال این است: «اگر مسیر باطل، مسیر سقوط و نابودی است، چرا این سقوط این‌قدر طول می‌کشد؟ چرا تمدن غرب که بنیانش بر “اعراض از خدا” و “طغیان” است، قرن‌هاست که سرپاست و روزبه‌روز بر رفاه، تکنولوژی و سیطره‌ی آن افزوده می‌شود؟ چرا ظالم‌ترین قدرت‌های تاریخ (مثل صهیونیسم و آمریکا) به‌جای دریافت عذاب، از رفاه و ثروت بیشتری برخوردارند؟»

پاسخ این معما در منطق مادی وجود ندارد، اما در «فیزیک الهیاتی تاریخ»، این پدیده نه نشانه‌ی حقانیت دشمن، بلکه دقیقاً «نشانه‌ی فعال‌شدن خطرناک‌ترین پروتکل نابودی» است. ما در اینجا با قانونی مواجهیم که «ظاهرش» رحمت، توسعه و رفاه است، اما «باطنش» انتقام، دام و سقوط آزاد است. این قانون، «سنت املاء و استدراج» نام دارد.

۶۶
پیمایش به بالا