انتخاب کتاب
از ۱۳۶
سنن لهی|استاد جعفری|جلد ۱ | صفحه —

ب) تأثیر سکینه بر دستگاه ادراکی: دیدن واقعیت امدادهای غیبی و کوچک دیدن دشمن

کارکرد دوم و شناختی سکینه، «اصلاح دستگاه محاسباتی» است. ترس و اضطراب، مانند یک «عینک مقعر» یا «ذره‌بین معکوس» عمل می‌کنند؛ خطرات را بزرگ‌تر از واقعیت و توانایی‌ها را کوچک‌تر از حد معمول نشان می‌دهند. سکینه، این خطا را تصحیح می‌کند و «واقع‌نمایی» الهی را به ارمغان می‌آورد.

۱. مکانیزم کوچک‌نمایی دشمن (تکنولوژی تحقیر): وقتی سکینه بر قلب نازل شد، انسان متصل به «کبیر متعال» می‌شود. در برابر عظمت مطلق خدا، قدرت‌های مادی (آمریکا، اسرائیل، ناتو) به اندازه‌ی واقعی خودشان (حقیر و محدود) دیده می‌شوند. قرآن کریم در سوره انفال می‌فرماید: «وَ إذْ یُریکُمُوهُمْ إذ الْتَقَیْتُمْ فی‌ أَعْیُنکُمْ قَلیلاً» (هنگامی که با آن‌ها روبرو شدید، خدا آن‌ها را در چشم شما کم تعداد و کوچک نشان داد). این یک «خطای دید» نیست؛ بلکه «دیدن باطن واقعیت» است. دشمن واقعاً در برابر اراده‌ی خدا «قلیل» و «ذلیل» است، اما چشمان مادی‌بین که مقهور هیمنه‌ی ظاهری (ناو و موشک) هستند، آن‌ها را «کثیر» می‌بینند (یَرَوْنَهُمْ مثْلَیْهمْ). سکینه، پرده‌ی رعب را از چشم مؤمن کنار می‌زند. نتیجه‌ی این ادراک جدید چیست؟ «جرأت اقدام». تا زمانی که شما دشمن را «غول» ببینید، فرار می‌کنید. اما وقتی او را «مترسک» یا «خانه عنکبوت» (أَوْهَنَ الْبُیُوت) دیدید، به او حمله می‌کنید. امام خمینی (ره) که می‌فرمود «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند»، شعار نمی‌داد؛ او با چشم مسلح به سکینه، واقعیت پوکی قدرت استکبار را می‌دید. این تغییر ادراک، مقدمه‌ی تغییر موازنه در میدان است .

۴۴

۲. رویت امدادهای غیبی (آشکارسازی نیروهای خودی): اضطراب، انسان را «نابینا» می‌کند تا جایی که حتی داشته‌های خود را نمی‌بیند. اما سکینه، بینایی را تیز می‌کند (فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدیدٌ) تا انسان «لایه‌های پنهان قدرت» را ببیند. در جنگ بدر و حُنین، تنها کسانی توانستند نزول ملائکه و یاری خدا را حس کنند که دارای سکینه بودند. کسی که آرامش الهی دارد، بن‌بست نمی‌بیند؛ بلکه «مخرج» (راه خروج) را می‌بیند (وَ مَنْ یَتَّق اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً). او در اوج محاصره‌ی اقتصادی، «فرصت استقلال» را می‌بیند. در اوج تهدید نظامی، «فرصت شهادت و ضربه زدن» را می‌بیند. این نگاه فرصت‌محور، محصول آرامشی است که خدا نازل کرده است. به تعبیر دقیق‌تر، سکینه «نویزهای مزاحم» (تلقینات شیطان و جنگ روانی دشمن) را از روی رادار ذهن مؤمن حذف می‌کند تا او بتواند «سیگنال‌های نصرت خدا» را به وضوح دریافت کند. تا زمانی که این نویزها حذف نشوند، تصمیم‌گیری صحیح و استراتژیک غیرممکن است. تمام شکست‌خورده‌های تاریخ اسلام (مثل توابین که دیر رسیدند)، کسانی بودند که در لحظه‌ی تصمیم، نویز ترس و تردید بر سیگنال حقیقت غلبه کرد و سکینه نداشتند .

[مثال کاربردی در اتاق فرمان]: تصور کنید در اتاق کنترل یک نیروگاه اتمی یا کابین خلبانی یک هواپیما هستید. ناگهان آژیرهای خطر به صدا درمی‌آیند و چراغ‌های قرمز چشمک می‌زنند. در این وضعیت، یک اپراتور آماتور و ترسو، دستپاچه می‌شود، دکمه‌های اشتباه را فشار می‌دهد و فاجعه می‌آفریند. چرا؟ چون «استرس»، قدرت پردازش مغز او را مختل کرده و او خطر را بزرگ‌تر از راه حل می‌بیند. اما یک اپراتور حرفه‌ای و مسلط (مؤمن دارای سکینه)، در همان لحظه، ضربان قلبش ثابت می‌ماند. او صدای آژیر را می‌شنود اما «هول» نمی‌شود. او به جای نگاه کردن به آشوب ظاهری، به «پروتکل‌های ایمنی» و «سیستم‌های پشتیبان» (وعده‌های خدا) نگاه می‌کند. آرامش او باعث می‌شود که او «راه‌حل‌های موجود» را ببیند که فرد ترسو نمی‌دید. خداوند با سکینه، مؤمنین را به «اپراتورهای حرفه‌ای تاریخ» تبدیل می‌کند که در لحظه‌ای که همه جیغ می‌کشند و فرار می‌کنند، آن‌ها با خونسردی تمام، مسیر تاریخ را عوض می‌کنند. سردار سلیمانی در محاصره‌ی ۳۶۰ درجه‌ی حلب و آمرلی، همان اپراتوری بود که با سکینه، راهی را دید که ژنرال‌های کلاسیک دنیا نمی‌دیدند. این آرامش، سلاح راهبردی ماست که در هیچ زرادخانه‌ای در غرب یافت نمی‌شود.

۴۵

تا بدین‌جا، ما با قوانین «نرم» و «درونی» پیروزی آشنا شدیم؛ قوانینی همچون «نصرت مشروط» (تعامل اراده‌ها)، «رُعب» (تصرف در محاسبات دشمن) و «سکینه» (تثبیت روانی خودی). اما آیا مداخله‌ی خداوند در میدان نبرد، تنها محدود به تغییرات روان‌شناختی و قلبی است؟ آیا در «فیزیک جنگ»، متغیرهای سخت و ملموس میدانی تنها در دست بشر است؟ پاسخ «الهیات مقاومت» به این پرسش، یک «نه» قاطع است. ما در این بخش با لایه‌ای از واقعیت روبرو می‌شویم که محاسبات مادی دشمن را به سخره می‌گیرد: «سنت امدادهای ملکی و طبیعی». این قانون اثبات می‌کند که میدان جنگ، یک سیستم بسته نیست که تنها با قوانین بالستیک و استراتژی‌های نظامی انسانی اداره شود. بلکه میدان، یک «سیستم باز» است که فرمانده‌ی کل هستی، می‌تواند در هر لحظه، «نیروهای نامرئی» (ملائکه) و «عوامل طبیعی» (باد، باران، خواب) را به عنوان یگان‌های عملیاتی خود وارد صحنه کند و موازنه را به نفع جبهه‌ی حق تغییر دهد. دشمن می‌تواند سربازان ما را بشمارد، اما هرگز نمی‌تواند سربازان خدا را سرشماری کند (وَ ما یَعْلَمُ جُنُودَ رَبّکَ إلاَّ هُوَ).

۴۶
پیمایش به بالا