خداوند در آیهی ۱۵۵ سورهی بقره، از ابزارهای پنجگانهی تست و کالیبراسیون انسانی نام میبرد: «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بشَیْءٍ منَ الْخَوْف وَ الْجُوع وَ نَقْصٍ منَ الْأَمْوال…». در نگاه عامیانه، خوف (ناامنی) و جوع (گرسنگی و فقر)، بلاهایی هستند که باید از آنها فرار کرد. اما در «فیزیک الهیاتی تاریخ»، اینها «ابزار مهندسی توحید» و «نردبان صعود جمعی» هستند .
مکانیزم عملکرد این قانون بر اصل «تخریب تکیهگاههای کاذب» (قانون انقطاع) استوار است. انسان و جوامع بشری، ذاتاً مشرکاند و به «میخهای محکم دنیا» (پول، نفت، قدرت نظامی، دیپلماسی جهانی، تکنولوژی) تکیه میکنند. تا زمانی که این تکیهگاهها استوارند، انسان خدا را «در کنار» اینها میخواهد، نه «فوق» و «مسبب» اینها. این «شرک خفی»، مانع جریان قدرت مطلق الهی در مجاری جامعه است. انسان متکی به اسباب، مثل شناگری است که به جلیقهی نجات چسبیده و هرگز شنا کردن در اقیانوس را یاد نمیگیرد. سنت ابتلاء، با ابزار تحریم و تهدید، این میخها را میکشد و جلیقه را پاره میکند.
تصور کنید ناخدایی را که سالها در آبهای آرام ساحلی و با اتکا به نقشههای قدیمی و موتورهای ضعیف کشتی رانده است. ناگهان طوفانی سهمگین (جوع و خوف) برمیخیزد، موتورها از کار میافتند و نقشهها بیاعتبار میشوند. در این لحظهی هولناک، ناخدا میفهمد که «اسباب عادی» کارساز نیستند. این اضطرار، او را مجبور میکند که بادبانهای اصلی (توکل) را که سالها بسته بود، باز کند و به نیروی عظیم باد (نصرت الهی) تکیه کند. تنها در این طوفان است که او تبدیل به یک «دریانورد اقیانوسپیما» میشود. اگر طوفان نبود، او تا ابد در مرداب ساحل میپوسید. تحریمهای فلجکننده و تهدیدهای نظامی، همان طوفانی است که جامعهی ما را از «قایقسواری در ساحل غرب» به «ناوشکنی در اقیانوس استقلال» تبدیل کرده است. این خوف، نردبان ترقی ماست.