بخش دوم آیه (فَیَجْعَلَهُ فی جَهَنَّمَ)، تنها ناظر به جهنم قیامت نیست؛ بلکه ناظر به «جهنم تاریخی» و شکست خفتبار در همین دنیا نیز هست. قانون رَکْم، یک خاصیت فیزیکی دیگر هم دارد: «سنگین شدن برای سقوط».
۱. مکانیزم همسرنوشتی جریانهای باطل: وقتی جریانهای مختلف باطل (مثلاً جریان نفاق داخلی و جریان استکبار خارجی) بر اساس قانون رَکْم به هم گره میخورند و متراکم میشوند، «همسرنوشت» میشوند. خداوند کاری میکند که منافقین، برای بقای خود، چارهای جز آویزان شدن به ریسمان کفار نبینند (الَّذینَ یَتَّخذُونَ الْکافرینَ أَوْلیاءَ). این اتصال، باعث میشود که وقتی ضربهی الهی بر پیکرهی اصلی (استکبار) وارد شد، تمام ریزهخواران و اقمار آن نیز با همان ضربه نابود شوند. در تحلیل وقایع منطقه، میبینید که چطور سرنوشت جریانهای روشنفکری غربگرا، گره خورده است به سرنوشت آمریکا. اگر آمریکا در منطقه شکست بخورد (که خورده است)، اینها هم در داخل کشور بیآبرو و “بیمعنی” میشوند. این خاصیت رَکْم است؛ وقتی همه را در یک سبد چیدید، اگر سبد افتاد، همه میشکنند. خداوند میخواهد باطل را به گونهای نابود کند که «هیچ اثری» از آن باقی نماند. اگر نفاق از کفر جدا میماند، بعد از نابودی کفر، نفاق زنده میماند و دوباره ویروس را منتشر میکرد. اما قانون رَکْم، نفاق را مجبور میکند که بیاید و علناً روی کفر بنشیند و با آن یکی شود. این «ادغام»، لطف خفی الهی برای ریشهکنی کامل بیماری است .
۲. رسیدن به حد نصاب فروپاشی: هر سازهای، ظرفیت تحمل بار مشخصی دارد. وقتی باطل روی باطل انباشته میشود (خَبیثَ بَعْضَهُ عَلى بَعْضٍ)، وزن این سازهی ظلمانی افزایش مییابد. ظلم، ذاتاً سنگین و ناپایدار است. وقتی ظلمها متراکم شدند، به «جرم بحرانی» میرسند. در این نقطه، تمدن باطل زیر بار «تضادهای درونی خودش» و «سنگینی جنایاتش» کمر خم میکند. فروپاشی تمدنهای مادی، معمولاً از بیرون نیست؛ از درون و به خاطر همین تراکم فساد است. تمدن غرب امروز به مرحلهای رسیده که اقتصادش (ربای مرکب)، ساختار اجتماعیاش (فروپاشی خانواده) و سیاستش (توسعهطلبی بیپایان)، چنان روی هم تلمبار شدهاند که پایههای فطری بشر دیگر تحمل آن را ندارد. این همان لحظهای است که با یک نسیم الهی یا یک فریاد مصلح آسمانی، کل این کوه ظاهراً استوار، ریزش میکند. بنابراین، نباید از اتحاد دشمنان و پیچیدگی نقشههایشان ترسید. این پیچیدگی، همان «کلاف سردرگمی» است که دست و پای خودشان را بسته است. این تراکم، همان انباشت مواد منفجره است که منتظر جرقهی ارادهی حق است .